ست و نمی‌شود گفت قوانین اسلام قدیمی است، بلکه علی‌ رغم گذشت 14 قرن، دین اسلام را دینی مطابق با عصر و زمان و تمدن و تقدم کنونی می‌دانم. دین اسلام ماندگار است و چیزی که مورد توجه من قرار گرفته همین ماندگاری و اصالت و تشویق به علم و دوری جستن از سنگ دلی و کراهیت است. و همچنین دعوت به پرستش خدای یگانه که هیچ شریک و فرزندی ندارد. در دین اسلام معنای حقیقی خالق جبار و حقیقت توحید به صورت واضح و روشن و صریح در این جمله متجلی می‌شود: (لا اله الا الله محمد رسول الله) ».

***
پولی کریستوفر  یکی از اهالی انگلستان که بعد از مسلمان شدن خود را محمد نامیده است، قصۀ اسلام آوردن خود را اینگونه بیان می‌کند: سوار موتور سیکلت بودم که ماشینی از پشت با من برخورد کرد. در هلاک شدن خود هیچ شکی نداشتم ولی احساس کردم کسی دست مرا گرفته است و یک نیروی مخفی مرا محافظت می‌کند ولی نمی‌دانم آن چیست؟ فوراً به چیزی که مسلمانان به آن معتقدند فکر کردم، بعد از چند روز تصمیم گرفتم برای تدریس به ایتالیا بروم، به دفتر هواپیمایی که رفتم، آگهی‌یی بر روی دیوار نصب شده بود که در آن مدرسه بریتانیایی‌ها در مصر به معلم احتیاج داشتند. من هم خوشحال شدم و هیچ تردیدی برای رفتن به خود راه ندادم. و فکر می‌کنم این بهانه‌ای برای مسلمان شدنم بود، و از آن وقت تا کنون من در مورد اسلام فکر می‌کنم. بعد از حضور در قاهره چند کتاب و همچنین یک جلد قرآن ترجمه شده را خریدم و خواندن آن و ارکان اسلام را شروع کردم. الحمدلله من در طول عمرم شراب نخورده‌ام و گوشت خوک نیز نخورده‌ام چون من گیاه خوار بوده‌ام و با هیچ دختری هم ارتباط نداشته‌ام. اما چیزی که مورد توجه من قرار گرفته است، این است که اسلام دین صلح و صفا  وآزادی و عزت و کرامت است. اسلام دینی است که از جنگ بیزار است مگر اینکه برای اعلای کلمة الله باشد؛ و به عنوان یک واجب دینی در شرایط خاصی برای تک تک مسلمانان فرض می‌شود تا در راه خدا جهاد کنند. اسلام، همچنین همۀ مردم جهان را به برادری و برابری و محبت دعوت می‌کند و از ما می‌خواهد که با تمام مردم نیکی کنیم و ما را به طهار عقل و طهارت عمل و طهارت زبان و پاکیزگی و طهارت بدن دعوت می‌کند. روح عقیده اسلامی در خضوع و خشوع در برابر خداوند و در نماز نهفته است. اسلام آوردن من از روی علاقه‌ای است که به اسلام داشتم و تعلیمی گرانقدر که انسان را به سوی حق و خیر و صلح برای تمام بشریت سوق می‌دهد و هیچگاه در برابر سختی‌ها به لرزه نمی‌افتد. اسلام دین عمل و تمسک به قرآن است همانطور که خداوند فرموده.

***
لینا یا خدیجه که در روسیه در یک آرایشگاه کار می‌کرده در مورد اسلام آوردنش می‌گوید: «در روسیه چیزهای زیادی در مورد اسلام از یکی از مشایخ شنیده بودم و هر لحظه تصمیم می‌گرفتم شهادتین را ادا کنم اما قبل از آن از یکی از مسلمانان خواستم تا نوار کاستهایی که اسلام را شرح داده‌اند به من بدهد تا بهتر با حقیقت اسلام آشنا شوم. او هم نواری به من داد که در آن در مورد عذاب قبر و احوال روز قیامت شرح داده شده بود. بعد از شنیدن این سخنان بود که بر خود لرزیدم و و تصمیم گرفتم هر چه زودتر به اسلام روی بیاورم. در سفری که برای دیدار یکی از خویشاوندانم به قاهره داشتم، مسلمانان را مردمی خوش قلب و مهربان دیدم و رابطۀ آنها را با خویشاوندانم بسیار خوب وخوش دیدم، در آنجا بود که با چهرۀ حقیقی اسلام آشنا شدم (بر خلاف تبلیغات سوئی که در روسیه بر علیه اسلام دیده بودم) و هنگامی که فهمیدم اسلام گناههای قبل از مسلمانی را می‌بخشد و خداوند تمام اشتباهات و لغزشها را حتی بعد از ارتکاب به آن با رجوع به درگاه الهی می‌آمرزد بسیار خوشحال شدم، و با راهنمایی مردم خَیّر به أزهر شریف رفتم و شهادتین را ادا کردم».
والسلام
....................
ترجمه: شفیق شمس
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Comمصاحبه از :امام محمد امام

اشاره: 
درسفری که (کت استوینز ) به سوی اسلام پیموده است دو ایستگاه مهم وجود داشته است.درواقع این دو ایستگاه از اسباب مهم سفر ایمانی وی برای پیوستن او به دین مبین اسلام در سال 1977 بوده است. اولی زمانی است که از سوی برادرش یک نسخه از قرآن کریم به او اهدا شد، و او برای اولین بار توسط برادرش با اسلام آشنا شد؛ ودومی زمانی است که هنگام شنا در دریا از غرق شدن نجات پیدا می کند. برادرش که در دهه هفتاد سفری به قدس داشته است شدیدا ً تحت تأثیر جو  روحانی و برخورد خوب مردم آنجا قرار می گیردوپس از بازگشت آنچه را که دیده وتجربه کرده بود با برادرش کت استیونز درمیان می گذارد.اینجا بود که قدمهای ابتدایی وی به سوی اسلام برداشته شد؛که البته راه سخت وطاقت فرسایی بود.علی رغم اینکه نزدیک  27سال از مسلمان شدن یوسف اسلام می گذرد، اما به خاطر اینکه اسلام آوردن او مملو از تجارب ودروس است ذکر آن خالی از لطف نیست. یوسف اسلام از ابتدای مسلمان شدنش تا امروز آن چنان در خدمت به اسلام از خود جدیت نشان داده وفعالیت کرده که نه تنها در داخل بریتانیا بلکه فعالیتهایش در زمینه دعوت اسلامی در سطح جهانی نیز انعکاس پیدا کرده است.با یوسف اسلام سه بار در لندن  ملاقات داشتم ویک بار در کنگره ی اتحادیه مسلمانان شمال آمریکا که در شیکاگو برگزارشد ملاقات داشتم.با او در مورد فعالیتهایش در زمینه ی دعوت اسلامی وهمچنین توجهی که به امور مسلمانان علی الخصوص ارزشی که او برای آموزش اسلامی در بریتانیا قائل است به گفتگو نشستیم.لازم به ذکر است او بارها وبارها بر احداث مدارس اسلامی در بریتانیا تأکید داشته ودر احداث یک مدرسه اسلامی در شمال لندن مستقیما ً نقش داشته است.یوسف اسلام از همان آغاز اسلامش سعی کرد با مرکز فرهنگی اسلامی لندن ارتباط تنگاتنگی داشته باشدودر بسیاری از کارهای خیر بطور دوطلبانه شرکت کرده که از جمله آنها می توان به مشارکت در جمعیت مسجد سازان اشاره کرد.....

***
یوسف اسلام یا «کت استیونز» یکی از هیپی‌های دهه‌ی هفتاد بود به لطف هدیه ای که برادرش از قدس برایش آورد توانست به یکی از اعضای مهم جامعه مسلمانان بریتانیا تبدیل شود.بعد از قرائت قرآن برای اولین بار معنی آفرینش وزندگی را در می یابد، وجوابی برای سؤالهای گیج کننده ای که همواره در ذهنش بوده می یابد.(استیونز جورجیو) در سال 1947 در لندن از پدری یونانی ومادری سوئدی به دنیا آمده واز همان دوران کودکی تجربه زندگی با مذاهب مختلف مسیحی را به دست آورده،زیرا پدرش ارتودوکس ومادر سوئدی اش کاتولیک بود.ازهمان دوران کودکی به شعر علاقمند بود وهنگامی که دانشجوی دانشگاه(همرسمیت)در لندن بود اولین آلبوم خود را به نام ((سگم را دوست دارم)) در سال 1966 منتشر کرد.از همان سالها بود که با نام هنری کت استیونز در عالم موسیقی به شهرت رسید ودر سال 1967 یکی از آهنگهای او توانست در کنار 10 آهنگ برتر سال قرار گیرد.در سن نوزده سالگی در حالی که در اوج شهرت ومحبوبیت قرار داشت به مرض سل مبتلا گشت و