ظر ما آزموده (و بزرگوار) است. پس هركس، دیدگاه بدی نسبت به معاویه(رض) داشته باشد، او را به دشمني با اصحاب(رض) متهم خواهيم نمود».(9) 
ج: به احمد بن حنبل رحمه الله گفته شد: خداوند تو را از رحمت كند! نظرت در مورد كسي كه معاويه(رض) را كاتب وحي و خال‌المؤمنين (دايي مؤمنان) نمي‌داند و معتقد است که معاویه(رض) با زور شمشير، زمام امور را به دست گرفته، چیست؟(10)  ابوعبدالله پاسخ گفت: «اين، سخني گزاف است. باید از کسانی که چنین پنداری دارند، اجتناب نمود و از همنشيني با آنها پرهيز كرد. البته ما، حقیقت کارشان را برای مردم روشن مي‌سازیم».(11) 
د: ابن العربي رحمه الله در مورد معاويه(رض) مي‌گويد: معاويه(رض) شخصيتي بودكه همواره مانع از نفوذ دشمنان مي‌شد و بر دشمنان مي‌تاخت و به حمايت از بزرگان بر‌مي‌خاست و لشكريان و سربازان به رسیدگی مي‌کرد و راهبرد درستی در جریان امور و در تعامل با بندگان خدا داشت.(12)  معاويه(رض) بلند‌همت بود و توجه ویژه‌ای به مسایل و مصالح مسلمانان داشت؛ چنانچه در گیر و دار نبرد با علي(رض) در صفين، پادشاه روم را تهديد ‌نمود. ماجرا از این قرار بود که چون به معاويه(رض) خبر رسيد که پادشاه روم، با سپاهي عظيم به مرزهاي سرزمين اسلامي نزديك شده است،(13)  پيكي نزد وي فرستاد و او را تهديد کرد. ابن‌كثير در اين باره مي‌گويد: «پس از آنکه معاويه(رض) سپاه روم را به وحشت انداخت و آنان را شکست داد، پس از چندی، پادشاه روم با مشاهده‌ی درگیری معاویه(رض) با علی(رض)، فرصت را غنيمت شمرد و قصد لشکرکشی به سرزمین‌های اسلامی را نمود. زمانی که معاويه(رض) از تصمیم پادشاه روم، باخبر گرديد، نامه‌اي بدین مضمون برایش فرستاد که: «ای ملعون! به خدا سوگند، اگر عقب‌نشيني نكني و به ديار خويش بازنگردي، با پسر‌عمويم(علي(رض)) صلح مي‌کنم، تمام قلمروت را فتح مي‌نمایم و زمين را با تمام وسعتش، بر تو تنگ مي‌گردانم». بدین سان پادشاه روم ترسيد و از معاويه(رض) درخواست آتش‌بس نمود.(14) 
هـ : ابن تيمیه رحمه الله درباره‌ی معاويه(رض) مي‌گويد: بطور متواتر و در روایات فراوانی به ثبوت رسیده كه رسو‌ل‌خدا(ص)، معاویه(رض) را همچون بسياري از اصحابش، به امارت و فرماندهی گماشته و معاويه(رض) همراه رسول اکرم(ص) در جنگ و جهاد شرکت نموده و كاتب وحي نيز بوده است؛ رسول‌خدا(رض) هيچ‌گاه بر دست‌نوشته‌های معاویه(رض) در زمینه‌ی وحي، ايراد نگرفت و همواره به او اعتماد داشت. عمر بن خطاب(رض) نيز شناخت دقیقی از افراد داشت، زمام برخی از سرزمين‌هاي اسلامي را به معاويه(رض) سپرد و هيچ‌گاه معاویه(رض) را در اداره‌ی امور، به کم‌کاری و خیانت متهم نکرد؛ حال آنکه به گواهی رسول خدا(ص)، خداوند(عزوجل) حق را بر قلب و زبان عمر(رض) جاري ساخته بود.(15) 
و: ابن كثير درباره‌ی معاویه(رض) مي‌گويد: مردم در سال 41 هجري با معاویه(رض) بيعت كردند؛ وی، همواره از آن پس به صورت رسمی، اداره‌ی امور مسلمانان را برعهده داشت تا اينكه جان به جان آفرين تسليم كرد. در دوران حکومتش، جنگ و جهاد بر ضد كفار، برپا بود و مسلمانان به اعلاي كلمة‌الله مي‌پرداختند. غنايم فراواني از اطراف و اكناف، به مرکز حکومت اسلامی ارسال مي‌شد و مسلمانان، تحت رهبري معاویه(رض)، با آرامش تمام در سايه‌ی عدل و عدالت و گذشت، زندگی مي‌کردند.
و نیز مي‌گويد: معاویه(رض) شخصي بردبار(16) ، باوقار، عادل، باشهامت، بخشنده و بزرگوار بود و مهتر و سرآمد همگان به شمار می‌رفت.(17) 
همچنین مي‌گويد: رحمت خدا بر معاویه باد؛ او، فردی نیك‌سيرت و باگذشت بود عيوب ديگران را مي‌پوشاند.(18) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
8) نگا: فتح‌الباري (7/130).
9) مرويات خلافة معاويه، ص28.
10) همان ص 28.
11) السنة، خلال، تحقيق: عطيه زهراني (2/434).
12) العواصم من القواصم (210ـ211).
13) مرويات خلافة معاويه ص31.
14) البداية والنهاية (8/119).
15) الفتاوي (4/472) و سير اعلام النبلاء (3/129).
16) ابن ابي الدنيا و ابوبكر بن ابي عاصم اختصاصاً پيرامون حلم و بردباري معاويه(رض) كتاب نگاشته‌اند.
17) البدية والنهاية (8/118).
18) همان (8/126).معاويه(رض) به افتخار روايت حديث از رسول‌خدا(ص) نایل گشته است. البته اين افتخار، از آن جهت، نصیب معاويه(رض) گرديد كه وي، پس از فتح مكه كاتب وحي بود و از آن‌جا كه رسول‌ اکرم(ص) داماد وي به‌شمار می‌رفت، همواره همراه آن حضرت(ص) بود؛ از اینرو موفق به روایت 163 حديث از رسول خدا(ص) گردید. از اين ميان، چهل حديث را بخاري و مسلم بصورت (متفق عليه) روايت كرده‌اند. چهار حدیث او را، بخاري، به تنهایی روایت کرده است و پنج حدیثش را هم مسلم به تنهايي روايت نموده است.(19)  رفتار و برخورد معاويه(رض) با شهروندانش، بهترين روشی بود كه یک حاکم يا رهبر، می‌تواند در برخورد با شهروندانش در پیش بگیرد و همين ویژگی معاویه(رض) بود كه سبب محبوبيت او در نزد مردم گرديده بود. رسول‌خدا(ص) فرموده است: (خيار ائمتكم الذين تحبونهم و يحبونكم و تصلون عليهم و يصلون عليكم و شر أئمتكم الذين تبغضونهم و يبغضونكم و تلعنونهم و يلعنونكم)(20)  یعنی: «بهترين حكام شما، كساني هستند كه شما، آنها را دوست داريد و آنها، شما را دوست دارند و شما، براي آنها دعا مي‌كنيد و آنان، براي شما دعا مي‌كنند و بدترين حكام شما، كساني‌ هستند كه شما، آنها را (دوست نداريد) و به آنان بغض مي‌ورزید و آنها نسبت به شما بغض مي‌ورزند و شما، آ‌نان را نفرين مي‌كنيد و ایشان هم شما را نفرين مي‌كنند».
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
19) مرويات خلافة معاويه في تاريخ الطبري، ص23.
20) مسلم (65).سفيان بن ليل مي‌گوید: هنگامي كه حسن بن علي(رض) به كوفه آمد، به او گفتم: اي خوا‌ركننده‌ي مؤمنان! وی در پاسخ گفت: اين سخن را مگو؛ زیرا من، از پدرم شنيدم كه فرمود: دیرزمانی نخواهد گذشت که امارت، به دست معاويه(رض) خواهد افتاد. من نيز از اين سخن پي بردم كه آنچه خداوند مقدر كرده، حتماً روی خواهد داد؛ از اینرو برایم ناخوشایند بود كه ميان من و او، خون مسلمانان ریخته شود».(21)  در روايتي آمده كه علي(رض) فرمود: امارت معاويه(رض) را ناپسند ندانيد؛ به خدا سوگند كه اگر او را از دست بدهيد، سرهاي مردم، هم‌چون حنظل،(22)  بريده و افكنده خواهد شد.(23)  اين سخن علی(رض) بر توانمندی و شایستگی معاويه(رض) در امارت دلالت دارد؛ چنانچه روشی كه وي در گفتگو و مذاکره با حسن بن علي(رض) اختيار كرد، سهم به‌سزايي در استقرار صلح و جلوگیری از جنگ و درگیری داشت. هرچند حسن بن علي(رض) نقش اصلي را در ايجاد صلح ايفا ‌نمود، اما بدون ترديد شخصيت معاويه(رض) و نیز بلندانديشي، سعه‌ي صدر و جوانمردي‌اش، در ايجاد اين صلح بي‌تأثير نبود. معاويه(رض) همواره نسبت به حسن بن علي(رض) عرض ادب مي‌نمود و ضمن آنکه او را گرامی مي‌داشت، به‌ ذكر فضایل اهل بيت مي‌پراخت و اين، نشانگر آن است كه علي‌رغم نزاعي كه رخ داده بود، معاويه(رض) همچنان حق 