ياست‌ها و اقدامات معاويه(رض) در قبال جبهه‌ي سجستان، خراسان و ماوراءالنهر به شرح ذيل بود:
1ـ کمک گرفتن از عبدالله بن عامر كه در دوران عثمان بن عفان(رض)، سجستان و خراسان را فتح نموده بود. معاويه(رض) از وي خواست تا باري ديگر به اين ديار هجوم برد و آن را فتح نمايد.
2ـ اسكان پنجاه ‌هزار تن از عربها با خانواده‌هايشان در خراسان به‌منظور تثبيت احكام اسلامي و نشر دعوت اسلامي در اين منطقه.(9) 
به‌راستی اگر فضل و عنايت خداوند نبود و حسن‌ بن ‌علي(رض) با معاويه(رض) صلح نمي‌كرد، امكان نداشت که باري ديگر فتوحات اسلامي گسترش يابد يا مسلمانان در چارچوب قرآن و سنت، با هم متحد و یکپارچه گردند. آري! تحقق اين هدف شرعی، یکی از نتایج صلح حسن(رض) با معاویه(رض) بود؛ اتحاد و یکپارچگی مسلمانان با یکدیگر بر اساس کتاب خدا و سنت رسول اکرم(ص)، نتایج نیکی در دنیای امت اسلام به دنبال دارد. از این‌رو اگر عموم مسلمانان و به‌ویژه رهبرانشان، به اين هدف بزرگ بينديشند و آن را در زندگانی خویش، به‌اجرا درآورند، اوضاعشان، رو به بهبود و پیشرفت خواهد نهاد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مرويات خلافة معاويۀ ص309.
2) الطبقات (1/331).
3) مرويات خلافة معاويۀ ص309.
4) رياض‌ النفوس (1/27).
5) ماوراءالنهر سرزمينهاي واقع در پشت رود جيحون را گويند.
6) مرويات خلافة معاويۀ ص314.
7) تاریخ خلیفۀ، ص230.
8) مرويات خلافة معاويۀ ص363.
9) همان ص364-365.يكي از نتايج صلح حسن(رض) با معاويه(رض) رویارویی جوی و همه‌جانبه با خوارج بود. معاويه(رض) توانست تا حد زيادي از توان و شوكت خوارج بكاهد؛ چنانچه با آشوب‌ها و جنبش‌هايي كه امثال فروۀ بن نوفل اشجعي و مستورد بن عُلف تيمي و حيان بن ظبيان سلمي در كوفه رهبري مي‌كردند، به مبارزه برخاست و مانع كار آنان شد.(1)  همچنين با شورش‌هايي که در بصره به سرکردگی يزيد باهلي، سهم هجيمي، قريب ازدي و زحاف طائي و... به‌راه افتاد، مبارزه نمود.(2)  اینک قصد آن ندارم که به‌تفصيل درگيري‌های حکومت اسلامی و خوارج را در آن دوران، مورد پردازش قرار دهم، اما از آنجا كه نتايج صلح حسن(رض) با معاويه(رض) را مورد بررسی قرار مي‌دهیم، یادآوری این نکته ضروری است که پس از انعقاد صلح مزبور، خوارج، سازماندهي و شوكت خويش را از دست دادند؛ از آن پس، اقداماتي كه توسط خوارج انجام مي‌شد، بيشتر به عمليات انتحاري دسته‌جمعی شبيه بود. زيرا گاه گروهک‌هایي از خوارج در برابر حکومت اسلامی، سر بلند مي‌كردند، اما خيلي زود متلاشي و نابود مي‌شدند. اين گروهک‌ها، از داشتن رهبر يا فرماندهي كه تشكل آنها را رهبري كند و از توان جسمی و فکری ایشان در جهت تحقق اهدافشان استفاده كند، محروم بودند و به‌همين‌خاطر از تجربه‌ي گروهک‌های پيشين، بهره نمي‌بردند و همان اشتباهي را تكرار مي‌كردند كه گذشتگان انجام داده بودند. آنان به جای گفتگو و مذاکره با مخالفان برای رفع اختلافات، سعي مي‌كردند افكار و پندارهای خويش را بر ديگران تحميل كنند. سرانجام، تعصب جاهلي جنبش‌هاي خوارج و افکار و انگيزه‌هاي افراطي آنها، دست به دست هم داد و آنان را به قیام و شورش بر ضد حكومت اسلامي واداشت؛ ایشان به‌تلافي و قصاص کشتگان خویش، به قتل عده‌اي از مسلمانان پرداختند. خوارج، آن‌قدر دچار افراط شده بودند كه در جامعه‌ي اسلامي احساس غربت مي‌‌كردند و از سایر مسلمانان، نفرت داشتند؛ كار به جايي رسيد كه خوارج، جنگ با سایر مسلمانان را از جهاد با كفار، برتر مي‌دانستند. آنان حوزه‌ي دعوتی و تبليغی خويش را به برخي از شهرهاي عراق همچون كوفه و بصره محدود کرده بودند و در اندیشه‌ی گسترش حوزه‌ي دعوتی خود نبودند.(3) به هر حال، یکی از نتایح صلح، در تنگنا قرار گرفتن خوارج بود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مرويات خلافة معاويۀ ص179 و 196.
2) همان ص197-208.
3) همان ص209-210.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:284.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:285.txt">آیا معاویه(رض) یکی از خلفای دوازدهگانه به‌شمار مي‌رود؟</a><a class="text" href="w:text:286.txt">آيا کناره گیری حسن بن علي(رض) از خلافت، به علت ضعف و ناتواني بود؟</a><a class="text" href="w:text:287.txt">بي‌رغبتي حسن(رض) به رياست و فرمانروايي</a><a class="text" href="w:text:288.txt">استقرار حسن بن علي(رض) در مدينه، پس از صلح</a><a class="text" href="w:text:289.txt">رابطه‌ي حسن(رض) با معاويه(رض)، پس از برقراري صلح</a><a class="text" href="w:text:290.txt">رابطه‌ي معاويه با حسن، حسين و ابن‌جعفر(رض)</a><a class="text" href="w:text:291.txt">بررسي اتهام واردشده بر معاويه(رض)، در زمينه‌ي مسموم كردن حسن(رض)</a></body></html>با كناره‌گيري حسن‌بن‌علي(رض) از خلافت و واگذاری زمام امور به معاویه(رض)، خلافت راشده به پايان رسيد. نبی اکرم(ص) فرموده است: (خِلافَةُ النُّبُوَّةِ ثَلاثُونَ سَنَةً ثُمَّ يُؤْتِي اللَّهُ الْمُلْكَ أَوْ مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ)(1)  یعنی: «خلافت نبوت، سي سال است و پس از آن، خداوند، پادشاهي را به هر كس كه بخواهد، مي‌دهد».
همچنین فرموده است: (الخلافة في أمتي ثلاثون سنة ثم ملك بعد ذلك)(2)  يعني: «خلافت در امت من سي سال خواهد بود و پس از آن سلطنت و پادشاهي مي‌باشد». ابن‌كثير در شرح اين حديث مي‌گويد: «سي سال با خلافت حسن بن علي رضي الله عنهما تكميل مي‌گردد. حسن(رض) در ربيع الاول سال 41 هجري خلافت را به معاويه(رض) سپرد و اين واقعه، دقيقاً سي سال پس از وفات رسول‌خدا(ص) اتفاق افتاد. چراكه رسول‌خدا(ص) در ربيع الاول سال 11 هجري وفات نمود و اين، يكي از نشانه‌هاي نبوت آن حضرت(ص) مي‌باشد».(3) 
احاديث نبوي، حاكي از آن است كه امت اسلامي در سير تاريخي خود، مراحل ذيل را پشت سر مي‌نهد:
•	دوران نبوت
•	دوران خلافت راشده
•	دوران پادشاهي و سلطنتی كه باخشونت، توأم بوده است.
•	دوران پادشاهي و سلطنتِ توأم با استبداد و خودکامگی.
•	دورانی كه در آن، مطابق منهج و روش دوران پیامبر(ص) عمل مي‌شود.
نبی اکرم(ص) از دوران خلافت راشده، به دوره‌ی رحمت یاد نموده و این نکته را بیان فرموده که پس از آن، نظامي پادشاهي بر ‌مسلمانان حاكم می‌گردد كه آن دوران هم برای امت اسلام، رحمت است.(4) 
شايان ذكر است مي‌توان پادشاهانِ پس از خلفاي راشدين(رض) را نيز خليفه يا خلفا بناميم؛ هر‌چند آنان، خلفاي پيامبر(ص) به‌شمار نمي‌روند. بخاري و مسلم به نقل از ابوهريره(رض) در روايت كرده‌اند كه رسول خدا(ص) فرموده است: (كَانَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ تَسُوسُهُمْ الأَنْبِيَاءُ كُلَّمَا هَلَكَ نَبِيٌّ خَلَفَهُ نَبِيٌّ وَإِنَّهُ لا نَبِيَّ بَعْدِي وَسَيَكُونُ خُلَفَاءُ فَيَكْثُرُونَ) یعنی: «بني اسرائيل را پيامبران، رهبري‌ مي‌كردند. هرگاه، پيامبري فوت مي‌نمود، پيامبري ديگر، جانشين او مي‌شد. ولي بعد از من، پيامبري نخواهد آمد. البته جانشيناني مي‌آیند كه كارهاي زيادي (كه از اسلام نيست) انجام مي‌دهند». صحابه گفتند: پس دستور شما به ما چي