------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سنن‌ابي‌داود، شرح عون‌المعبود (12/259) و صحيح سنن‌ (3/879).
2) تحفة الأحوذي (6/395-397)؛ حديث، حسن است.
3) البداية و النهاية (11/134)
4) سنن دارمي (2/114) و الفتاوي (35/14).
5) بخاری، (3455).
6) الفتاوی (15/35) 
7) همان (4/292)
8) الناهیۀ عن طعن امیرالمؤمنین معاویۀ(رض)، ص 78
9) النظریات  السیاسیۀ، اثر ریس، ص194 به نقل از: المقدمۀ از ابن خلدون.
10) مقدمۀ ابن خلدون، النظریات السیاسیۀ، ص 195.
11) مقدمۀ ابن خلدون، النظریات السیاسیۀ، ص 195.
12) الفتاوی (35/15).
13) الفتاوی (10/270).جابر بن سمره(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرمود: (يكونُ إثنا عشر أميراً) يعني: «دوازده نفر به امامت (امارت)خواهند رسيد». آن‌گاه رسول‌خدا(ص) سخني گفت كه من، آن را نشنيدم؛ پدرم مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرمود: «همگي آنان، از قريش هستند».(1) 
در روايت ديگري از مسلم رحمه‌الله آمده كه جابر(رض) مي‌گويد: از رسول‌خدا(ص) شنيدم كه فرمود: (لايزال الإسلام عزيزاً إلي إثني‌عشرة خليفة) يعني: «اسلام، همچنان تا (روي كار آمدن) دوازده خليفه، غالب و پابرجا خواهد بود». جابر(رض) مي‌گويد: سپس رسول‌خدا(ص) سخني گفت كه من، آن را نفهميدم؛ از پدرم پرسيدم كه چه فرمود؟ گفت: فرمود: «همگي آنان از قريش هستند».(2)  در روايت ديگري آمده كه فرمود: (لايزال هذا الدين عزيزاً منيعاً إلي إثني‌عشر خليفة)(3)  اين حديث نيز به معناي روايت پيشين مي‌باشد. در روايت ديگري آمده است: (لايزال أمر الناس ماضياً ما وليهم إثنا عشر رجلاً)(4)  يعني: «وضعيت مردم، همچنان رو به راه و سامان‌يافته است تا آن زمان كه دوازده تن، زمام امورشان را به دست گيرند».
امام ابوداود رحمه‌الله از طريق اسود بن سعيد از جابر(رض) روايتي همچون روايت پيشين نقل كرده و افزوده است: «زماني كه به منزلش بازگشت، قريشيان، نزدش رفتند و گفتند: پس از آن، چه مي‌شود؟ فرمود: «هرج و مرج و نابساماني، به وجود مي‌آيد».(5) 
ابن كثير در شرح اين حديث مي‌گويد: اين حديث، بشارتي است به اينكه دوازده خليفه‌ی نیک، صالح و عادل و دادگر، پس از رسول خدا(ص) خواهند آمد و براي اقامه‌ی حق و برپايي عدل و داد در ميان امت اسلامي تلاش خواهند نمود؛ البته در اين حديث اشاره اي بدین نکته نشده كه اين خلفا، حتماً به صورت متوالي و پشت سر هم خواهند آمد. بدون تردید خلفای چهارگانه‌ای که پس از رسول خدا(ص) آمدند، یعنی خلفای راشدین که عبارتند از: ابوبكر، عمر، عثمان و علي(رض)، در جرگه‌ی دوازده خلیفه‌ی مذکور قرار دارند. پیشوایان دینی، عمر بن عبدالعزیز رحمه الله و برخی از عباسیان را نیز جزو این دوازده خلیفه دانسته‌اند. آنچه مسلّم است، اینکه این دوزاده خلیفه، قبل از برپایی قیامت، به امارت خواهند رسید؛ چنین به نظر مي‌رسد که مهدي موعود نیز جزو همین دوازده خلیفه باشد؛ البته منظور از این مهدی، آن كسي نيست كه شیعیان، معتقدند از سرداب سامراء ظهور مي‌كند. زيرا چنين شحصي به نام مهدي كه از سامراء ظهور خواهد کرد، وجود خارجي‌ ندارد و تصوراتي كه در مورد او مطرح شده، زاده‌ی تخيلات و اوهامی است كه از عقل‌هايي تهی و پلید، برآمده است. همچنين بايد توجه داشت كه منظور از اين دوازده خليفه، به هيچ وجه دوازده امام مورد ادعای دوازده‌امامی‌ها نیست.(6) 
علاوه بر شخصيت‌هايي كه ابن كثير نام برد، مي‌توان پنجمين خليفه‌ی راشد يعني حسن بن علي(رض) را نيز در شمار اين دوازده خليفه دانست. برخی از خلفاي دوازده‌گانه، به‌صورت متوالي و پشت سر هم و برخي نيز با فاصله‌ی زماني با سایر خلفا، روی کار آمده و خواهند آمد و اين، رحمت و عنايتي از سوی خداوند متعال، بر مسلمانان مي‌باشد. ظهور اين خلفا، پس از رحلت رسول اكرم(ص) و با خلافت ابوبكر صديق(رض) آغاز گرديد و با ظهور دوازدهمين آنها در آخر زمان خاتمه مي‌یابد و پس از آن، هرج و مرج و فتنه، امت را در بر خواهد گرفت.(7) 
ابن كثير رحمه الله مي‌گويد: عمر بن عبدالعزيز، در شمار دوازده خليفه قرار دارد و فضیلت و برتری معاویه(رض) بر عمر بن عبدالعزیز رحمه الله، بدین معناست که معاویه(رض) جزو خلفای مذکور به‌شمار مي‌رود. و خداوند، به حقيقت هر چيز آگاه‌تر است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاري، كتاب الأحكام، باب الإستخلاف، (8/127).
2) مسلم: كتاب الإمارة، باب الناس تبع لقريش (2/1453).
3) همان.
4) مرجع پيشين
5) سنن أبي‌داود (4/472)؛ فتح‌الباري(13/211).
6) التفسير(2/34)
7) مرويات خلافۀ معاويۀ (ص165)کناره‌گیری حسن بن علي(رض) از خلافت به نفع معاویه(رض)، از موضع قدرت بود، نه از موضع ضعف و ناتوانی؛ چراکه:
1ـ حكومت حسن(رض) مشروعيت داشت و مردم، پس از شهادت امير مؤمنان علي(رض) در رمضان سال 40 هجري، با حسن(رض) بيعت كردند و به‌انتخاب شوراي مسلمانان، حسن(رض) به عنوان خليفه‌ی شرعي و قانوني سرزمين حجاز، عراق و يمن تعيين گرديد. اين سرزمين‌ها كه پيشتر تحت سلطه و تصرف علي بن ابي‌طالب(رض) بود، پس از شهادت آن بزرگوار به مدت شش ماه در تصرف حسن(رض) باقي ماند؛ به‌راستي كه دوران خلافت حسن بن علي(رض)، امتداد دوران خلافت راشده بود؛ چراكه مدت خلافتش، مكمل مدت زماني است كه رسول‌خدا(ص) از آن، به خلافت راشده ياد نموده است. چنانچه در حديث پيامبر اكرم(ص) بدين نكته تصريح شده كه مدت خلافت راشده، سي سال مي‌باشد و پس از آن، سلطنت و پادشاهي خواهد بود.(1)  امام ترمذي رحمه‌الله از سفينه غلام آزاد‌شده‌ي پيامبر اكرم(ص) روايت نموده كه آن حضرت(ص) فرموده است: (الخلافة في أمتي ثلاثون سنة ثم ملك بعد ذلك)(2)  يعني: «خلافت در امت من سي سال خواهد بود و پس از آن سلطنت و پادشاهي مي‌باشد».
ابن‌كثير در شرح اين حديث مي‌گويد: «سي سال‏، با خلافت حسن بن علي رضي الله عنهما تكميل مي‌گردد. حسن(رض) در ربيع الاول سال 41 هجري خلافت را به معاويه(رض) سپرد و اين واقعه، دقيقاً سي سال پس از وفات رسول‌خدا(ص) اتفاق افتاد. چراكه رسول‌خدا(ص) در ربيع الاول سال 11 هجري وفات نمود و اين، يكي از نشانه‌هاي نبوت آن حضرت(ص) مي‌باشد».(3)  از اين‌رو حسن(رض) پنجمين خليفه از خلفاي راشدين است.(4) 
بسیاری از علمای اهل سنت، درباره‌ی مشروعیت خلافت حسن(رض) سخن گفته و او را جزو خلفای راشدین(رض) دانسته‌اند؛ از جمله: ابوبكر بن العربي، قاضي عياض، ابن كثير، ابن ابي‌العز حنفي، مناوي و ابن‌حجر هيتمي.(5) 
از این‌رو این امکان برای حسن بن علي(رض) وجود داشت که به مشروعيت و قانوني بودن خلافت خود استناد كند و یا جنگ تبليغاتي سازمان‌یافته‌ای در ميان مردم اهل شام، به‌راه اندازد و اعتماد آنان را به سوي خویش جلب كند و يا حداقل در اعتماد و جايگاهي كه معاويه(رض) نزد آنان برخوردار شده بود، رخنه افكند و بر وی، چيره شود. بنابراين حسن بن علي(رض) از نيروي معنوي و نفوذ روحی بسياري برخوردار بود و از آنجا كه نوه‌ی رسول‌خدا(ص) به‌شمار مي‌رفت و نفوذ زيادي در جامعه‌ی اسلامي داشت، كسی، مشروعيت وي را زير سؤال نمي‌برد.