سي وقايع زندگاني خلفاي راشدين(رض) را در تاريخ 21 صفر 1425ه‍.ق برابر با 11/4/2004 ميلادي در ساعت 21:45 به پايان رساندم و اين را از لطف و مرحمت هميشگي خدا بر خودم مي‌دانم و اميدوارم كه در اين كار و پژوهش ارزشمند، بركت و قبوليت عنايت فرمايد و همه‌ي ما را به همراهي با پيامبران، صديقان، شهدا و صالحان، گرامي بدارد. خداي متعال، مي‌فرمايد:
(مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِکَ لَهَا وَمَا يُمْسِکْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ) (فاطر:2)
«خداوند، (درِ خزائن) هر رحمتي را براي مردم بگشايد، كسي نمي‌تواند (آن را ببندد و) از آن جلوگيري كند و خداوند، هر چيزي را كه باز دارد و از آن جلوگيري نمايد، كسي جز او نمي‌تواند آن را رها و روان سازد و او توانا و حكيم است (و در هيچ كاري در نمي‌ماند و هيچ كاري را بدون حكمت انجام نمي‌دهد)».
با تقديم اين كتاب به خوانندگان گرامي، مجموعه‌ي سيرت خلفاي راشدين را پيش رويشان مي‌نهم و ادعا هم ندارم كه در اين مجموعه، هيچ اشتباهي از من سر نزده است؛ لذا گفته‌ي شاعر را تكرار مي‌كنم كه چنين سروده است:
و ما بهـا من خطإ و من خلل	أذنت في إصلاحه لمن فعـل
لكن بشرط العلم و الإنصاف	فذا و ذا من أجمل الأوصاف
و الله يهــدي سبـل السـلام	سبــحانـه بحـبـله إعتصامي
يعني: «از لحاظ من ايرادي ندارد كه هر كس بخواهد، اشتباهات و نواقص آن را اصلاح كند؛ البته به شرطي كه اين كار را از روي علم و انصاف انجام دهد. زيرا علم و انصاف، از زيباترين ويژگي‌ها هستند. خداي پاك و منزه، به راه‌هاي درست، رهنمون مي‌گردد؛ از اين‌رو من، به ريسمان محكم الهي، چنگ زده‌ام».
خدا را سپاسگزارم كه همواره و در تمام مراحل كارم، بر من منت نهاده و به من لطف شاياني نموده است. بنده، با توسل به اسما و صفات نيك و والاي خداوند، از او مي‌خواهم كه انجام اين پژوهش در موضوع سيرت خلفا را مخلصانه بگرداند و زمينه‌ي بهره‌بري بندگانش را از اين اثر خجسته فراهم نمايد و به اينجانب در قبال هر حرفي كه در اين موضوع نگاشته‌ام، اجر و پاداش عنايت كند و آن را در ترازوي نيكي‌هايم قرار دهد و تمام برادران گرامي‌ام را كه در انجام اين پژوهش ارزشمند، با تمام وجودشان مايه گذاشتند، از اجر و پاداش وافرش بهره‌مند نمايد. همچنين انتظار دارم كه خوانندگان گرامي، اين بنده‌ي نيازمند و اميدوار به رحمت پروردگارش را در دعاهاي خود از ياد نبرند.
(رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِکَ فِي عِبَادِکَ الصَّالِحِينَ)
«پروردگارا! چنان كن كه پيوسته سپاس‌گزار نعمت‌هايي باشم كه به من و پدر و مادرم ارزاني داشتي و توفيقم ده تا كارهاي نيكي انجام دهم كه تو، از آن‌ها راضي باشي و مرا در پرتو مرحمت خود، از زمره‌ي بندگان نيك و شايسته‌ات بگردان».
و صلي اللّه علي سيدنا محمد و علي آله و صحبه و سلم، سبحانك اللهم و بحمدك أشهد أن لا إله إلا أنت أستغفرك و أتوب إليك
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تحفة الأحوذي (6/395-397)؛ حديث، حسن است.
2) البداية و النهاية (11/134)
3) مآثر الإنافة (1/105)؛ مرويات خلافة معاوية، خالد الغيث، ص 155
4) فضائل الصحابة (2/744) سند آن، حسن است.
5) صحيح سنن ابي‌داود (3/799)؛ سنن ابي‌داود (2/515).
6) شرح نووي بر صحيح مسلم (12/201).
7) شرح الطحاوية‌، ص55.
8) البداية و النهاية (11/134)
9) مرجع سابق.
10) الصواعق المحرقة علي أهل البدع و الزندقة (2/397)
11) عقيدة أهل السنة في الصحابة (2/748).
12) همان.
13) سنن ابي‌داود (4/201)؛ سنن ترمذي (5/44)؛ اين روايت، حسن صحيح است.رسول اكرم(ص) از ولادت حسن بن علي(رض) خيلي شادمان گشت. آن حضرت(ص) حسن(رض) را بغل مي‌كرد، او را نوازش مي‌نمود و او را به سوي خود صدا مي‌زد تا وي را در آغوش بگيرد و با او بازي كند. حسن(رض) در دامان پيامبر اكرم(ص) و تحت نظر و توجه ايشان پرورش يافت. آن حضرت(ص) او را از لحاظ تربيتي مورد ملاحظه قرار داد و بدين‌سان حسن(رض) علاوه بر شباهت ظاهري به رسول اكرم(ص) در رفتار و منش نيز شبيه آن حضرت(ص) بود. آري! حسن(رض)، از جايگاه و محبت ويژه‌اي نزد جدّ بزرگوارش برخوردار بود؛ نه فقط از آن جهت كه او، نوه‌ي رسول اكرم(ص) بود؛ بلكه بدين‌خاطر كه در وجود حسن(رض) ويژگي‌هاي نيك، اخلاق والا و تواضع و فروتني موج مي‌زد. اينك به بررسي احاديث و همچنين مواردي مي‌پردازيم كه جايگاه و منزلت ويژه‌ي حسن(رض) در نزد پيامبر اكرم(ص) را نمايان‌تر مي‌سازد.1ـ ابوهريره(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرمود: (من أحب الحسن و الحسين فقد أحبّني، و من أبغضهما فقد أبغضني)(1)  يعني: «هر كس دوستدار حسن و حسين است، در واقع مرا دوست دارد و هر كس با اين دو، بغض و دشمني ورزد، با من دشمني ورزيده است».
2ـ عبدالله بن مسعود(رض) مي‌گويد: رسول اكرم(ص) نماز مي‌خواند و حسن و حسين رضي الله عنهما روي پشت آن حضرت(ص) مي‌رفتند تا اينكه مردم، آنها را دور كردند. رسول‌خدا(ص) فرمود: «كاري با آنها نداشته باشيد؛ پدر و مادرم، فداي اين دو؛ هر كس، مرا دوست دارد، بايد اين دو را نيز دوست داشته باشد»(2) .
3ـ ابوهريره(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرمود: (اللهم إني أحبه فأحبه و أحب من يحبه)(3)  يعني: «بارخدايا! من، حسن را دوست دارم؛ پس تو نيز او و دوستداران او را دوست بدار».
ابوهريره(رض) مي‌گويد: هيچ‌گاه نشد كه حسن(رض) را نبينم و از چشمانم، اشك سرازير نشود.(4) 
4ـ براء بن عازب(رض) مي‌گويد: حسن بن علي(رض) را بالاي دوش رسول اكرم(ص) ديدم؛ در آن حال رسول‌خدا(ص) مي فرمود: (اللهم اني أحبه فأحبه)(5)  يعني: «بار خدايا! من، حسن را دوست دارم؛ پس تو هم او رادوست بدار».
5 ـ علي(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) دست حسن و حسين رضي الله عنهما را گرفت و فرمود: (من أحبّني و أحبّ هذين و أباهما و أمّهما كان معي في درجتي يوم القيامة)(6)  يعني: «هر كس مرا و اين دو را و پدر و مادرشان را دوست بدارد، روز قيامت همراه من خواهد بود». ترمذي رحمه‌الله بدين‌ شكل روايت كرده كه در بهشت، با من خواهد بود.
6 ـ يعلي بن مره مي‌گويد: حسن و حسين به سمت رسول‌خدا(ص) با يكديگر مسابقه مي‌دادند؛ يكي از آنها زودتر از ديگري به آن حضرت(ص) رسيد. رسول‌خدا(ص) دست مباركش را به گردن او انداخت و او را در آغوش گرفت و يكايك آنها را بوسيد و سپس فرمود: (إنّي أحبّهما فأحبّوهما. أيّها الناس، الولد مبخلة مجبنة)(7)  يعني: «من، اين دو را دوست دارم؛ شما نيز آنها را دوست بداريد. اي مردم! فرزند، مايه‌ي بخل و ترس والدين است».
7ـ اسرائيل مي‌گويد: از رسول‌خدا(ص) شنيدم كه فرمود: (من أحبّ الحسن و الحسين فقد أحبّني و من أبغضهما فقد أبغضني)(8)  يعني: «هر كس، حسن و حسين را دوست بدارد، به راستي كه مرا دوست دارد و هر كس با آنها دشمني و كينه داشته باشد، با من كينه و دشمني ورزيده است».
8 ـ زهير بن اقمر مي‌گويد: شخصي 