ا سند صحيح.
10) الإحسان في تقريب صحيح ابن حبان (15/415)؛ ذخائر العقبي في مناقب ذوي القربي، ص216.
11) مسلم، شماره‌ي 2318.
12) مسند احمد (4/93) با سند حسن؛ سير أعلام النبلاء (3/259).
13) الشريعة، از آجري با سند ضعيف (5/2160).
14) همان.
15) الشريعه از آجري (5/2160)؛ محمد بن عيسي بن حيان مدائني، جز راويان آن مي‌باشد كه دارقطني، او را ضعيف و متروك دانسته است.
16) الشريعه از آجري (5/2162).
17) صحيح مسلم.
18) مستدرك (3/163)؛ حاكم، آن را صحيح دانسته و ذهبي، با او موافقت نموده است.
19) گويا از آن جهت به استر رسول‌خدا(ص) شهباء مي‌گفته‌اند كه سفيد، بوده است. (مترجم)
20) منهج التربية الإسلامية للطفل،ص179.
21) منبع پيشين، 184.
22) سنن ابن ماجة، شماره‌ي 3644؛ الدوحة النبوية الشريفة، ص43.
23) مستدرك حاكم (3/379).
24) مسلم، شماره‌ي 2428؛ سير أعلام النبلاء (3/458).
25) منهج التربية النبوية للطفل، ص186.
26) معجم الطبراني (3/65)، شماره‌ي 2677؛ المجمع (9/182)؛ يكي از راويانش، احمد بن راشد هلالي است كه ذهبي در المغني (1/39)، او را ضعيف دانسته است.
27) منهج التربية النبوية ص187.
28) سير أعلام النبلاء با سند حسن (3/266).
29) سير أعلام النبلاء (3/284)؛ منظور از آرام باش، در اينجا، تشويق كردن و آفرين گفتن و كف زدن مي‌باشد.
30) منهج التربية النبوية للطفل، ص209 تا 216.
31) منبع پيشين، ص216.1ـ ابوخالد مي‌گويد: از ابوجحيفه پرسيدم كه آيا رسول‌خدا(ص) را ديده‌اي؟ گفت: آري؛ حسن بن علي(رض) بيش از همه به او شباهت دارد.(1) 
2ـ عقبة بن حارث مي‌گويد: من، همراه ابوبكر(رض) بودم كه گذرش به حسن بن علي(رض) افتاد؛ او را روي شانه‌اش گذاشت و گفت: «قسم مي‌خورم كه به پيامبر(ص) شبيه است؛ نه به علي(رض)». علي(رض) آنجا حضور داشت و از شنيدن سخن ابوبكر(رض) خنديد. به روايت ديگري، عقبة بن حارث مي‌گويد: چند روز پس از وفات رسول اكرم(ص) همراه ابوبكر(رض) پس از نماز عصر بيرون شدم و علي(رض) در كنار ابوبكر(رض) راه مي‌رفت. گذر ابوبكر(رض) به حسن بن علي(رض) افتاد كه مشغول بازي با بچه‌ها بود. ابوبكر(رض) او را روي گردنش گذاشت و گفت: «قسم مي‌خورم كه شبيه پيامبر(ص) است، نه شبيه علي(رض)» و علي(رض) نيز خنديد. آري! از اين روايت، محبت و همبستگي ميان ابوبكر و علي رضي الله عنهما نمايان مي‌گردد.
3ـ هاني بن هاني به نقل از علي(رض) مي‌گويد: «حسن(رض) از قسمت سينه تا سر، بيش از همه به رسول‌خدا(ص) شباهت داشت و حسين(رض) از سينه به پايين».(2) 
4ـ عصم بن كليب مي‌گويد: پدرم، به نقل از ابوهريره(رض) اين حديث رسول اكرم(ص) را روايت نمود كه: (من رآني في النّوم فقد رآني فإنّ الشيطان لا ينتحلني) يعني: «هر كس، مرا در خواب ببيند، به راستي مرا ديده است؛ چرا كه شيطان نمي‌تواند خودش را به شكل من درآورد».
راوي مي‌گويد: پدرم گفت: اين حديث را براي ابن عباس(رض) نقل كردم و به او گفتم كه من، رسول‌خدا(ص) را در خواب ديدم. ابن عباس گفت: واقعاً او را در خواب ديدي؟ گفتم: آري، به خدا قسم پيامبر(ص) را در خواب ديدم. ابن عباس(رض) گفت: حسن بن علي(رض) را به خاطر داري؟ گفتم: آري، او را به خاطر دارم و طرز راه رفتنش را هم به ياد دارم. ابن عباس(رض) گفت: حسن(رض) به رسول‌خدا(ص) شباهت داشت.(3) 
5 ـ بهي، آزادشده‌ي زبير(رض) مي‌گويد: با هم در اين رابطه صحبت مي‌كرديم كه كدام يك از اهل بيت، به رسول‌خدا(ص) شباهت بيشتري دارد؟ در اين اثنا عبدالله بن زبير(رض) آمد و گفت: «من، به شما مي‌گويم كه محبوب‌ترين و شبيه‌ترين فرد خاندان پيامبر(ص) به آن حضرت(ص)، چه كسي بود؟ او، حسن بن علي(رض) بود؛ من، حسن(رض) را ديدم كه وقتي رسول‌خدا(ص) در حال سجده بود، پشت آن حضرت رفت. رسول‌خدا(ص) او را از پشتش پايين نمي‌آورد تا آنكه خود حسن(رض) از پشت ايشان، پايين مي‌آمد؛ همچنين پيامبر(ص) در حال ركوع بود كه حسن(رض) به سمت ايشان آمد. رسول‌خدا(ص) پاهايش را باز كرد تا حسن(رض) از ميان آنها عبور كند.(4) 
6 ـ انس(رض) مي‌گويد: هيچ كس، از حسن بن علي(رض) شباهت بيشتري به رسول‌خدا(ص) نداشت.(5)  انس(رض) علاوه بر اين مي‌گويد: حسن بن علي(رض) از لحاظ سيما، بيش از همه به رسول‌خدا(ص) شباهت داشت.(6) 
7ـ زماني كه رسول‌خدا(ص) در بيماري وفات خود به سر مي‌برد، فاطمه رضي الله عنها، حسن و حسين را نزد آن حضرت(ص) برد و گفت: اي رسول‌خدا! اينها فرزندان شما هستند؛ چيزي به اينها ارزاني كن. رسول‌خدا(ص) فرمود: «هيبت و ارجمندي من، به حسن(رض) و جرأت و سخاوتم، به حسين(رض) مي‌رسد».(7) 
8 ـ ابن ابي مليكه مي‌گويد: فاطمه رضي الله عنها مي‌گفت: پسرم، حسن(رض) شبيه رسول‌خدا(ص) است و شبيه علي(رض) نيست.(8) 
9ـ اين افراد، شبيه‌ رسول‌خدا(ص) بودند: جعفر بن ابي‌طالب، حسن بن علي، ابوسفيان بن حارث، قثم بن عباس، سائب بن عبيد بن عبد يزيد بن هاشم بن مطلب.(9) 
10ـ هبيرة بن بريم مي‌گويد: از علي(رض) شنيدم كه مي‌گفت: كسي كه دوست دارد به شخصي بنگرد كه موها و همچنين قسمت گردن تا صورتش، بيشترين شباهت را به رسول‌خدا(ص) دارد، به حسن بن علي(رض) نگاه كند و هر كس، دوست دارد به شبيه‌ترين فرد به رسول‌خدا(ص) از لحاظ اندام پايين‌تر از گردن نگاه نمايد، به حسين بن علي(رض) بنگرد.(10) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الطبقات الكبري (1/245)؛ صحيح بخاري، شماره‌ي 3544.
2) طبقات (1/247) با سند ضعيف.
3) طبقات (1/248) با سند حسن.
4) طبقات (1/249) با سند ضعيف.
5) الصحيح المسند من فضائل الصحابة، از عدوي، ص263.
6) ذخائر ذوي القربي، ص221.
7) الأحاديث الواردة بشأن السبطين، ص287؛ استاد عثمان الخميس، به خاطر وجود محمد بن حميد وابراهيم بن علي در سند راويان، اين حديث را ضعيف دانسته است.
8) مجمع الزوائد (9/176).
9) التبيين في أنساب القرشيين، ص102.
10) الشريعة از آجري (5/2146).1ـ حذيفه مي‌گويد: مادرم، از من درباره‌ي زمان آشنايي و ارتباط من با رسول‌خدا(ص) پرسيد و پس از آنكه جوابم را شنيد، مرا دشنام داد. به او گفتم: بگذار، مغرب نزد رسول‌خدا(ص) مي‌روم و با او نماز مي‌گزارم. آنگاه رفتم و نماز مغرب را به همراه ايشان ادا كردم. رسول‌خدا(ص) پس از آنكه نماز عشاء را بجا آورد، به راه افتاد. پشت سر آن حضرت(ص) به راه افتادم. رسول‌خدا(ص) صداي پايم را شنيد و پرسيد: كيست؟ گفتم: حذيفه هستم. دوباره سؤال كرد: چه شده؟ ماجرا را براي پيامبر‌ اكرم(ص) بازگو كردم. ايشان فرمود: «خداوند، تو و مادرت را بيامرزد» سپس فرمود: «آيا شخصي را كه پيشتر، نزد من آمد، ديدي؟» گفتم: آري. فرمود: «او، فرشته‌اي بود كه قبل از امشب، به زمين نيامده بود؛ او، از خدا اجازه خواست تا به من سلام كند و من بشارت دهد كه حسن و حسين، سرور و آقاي جوانان بهشتند و فاطمه نيز ارجمند‌ترين بانوي زنان بهشتي است».(1) 
2ـ ابوسعيد خدري(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرمود: (الحسن و الحسين سيّدا شباب أهل الجنّة)(2)  يعني: «حسن و حسين، سرور و آقاي جوانان بهشتي‌اند».
3ـ در روايت ديگري از ابوسعيد خدري(رض) آمده است كه رسول‌خدا(ص) فرمود: (الحسن و الحسين سيّدا شباب أهل الجنّة إلّا ابني الخالة عيسي و يحيي بن زكريا عليهم السلام