هِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيکُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ) (قصص:29)
«هنگامي كه موسي مدت را به پايان رسانيد و همراه خانوده‌اش (از مدين به سوي مصر) حركت كرد، در جانب كوه طور آتشي ديد. به خانواده‌اش گفت: بايستيد. من آتشي مي‌بينم، شايد از آنجا خبري (از راه) يا شعله‌اي از آتش براي شما بياورم تا خويشتن را بدان گرم كنيد».
در اين آيه نيز براي همسر موسي(ع) صيغه‌ي مذكر بكار رفته است.
خداي متعال مي‌فرمايد:
(وَاذْکُرْ فِي الْکِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا(54) وَکَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّکَاةِ وَکَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا(55)) (مريم: 54ـ55)
«دركتاب (آسماني قرآن) از اسماعيل بگو. آن كسي كه در وعده‌هايش راست بود، و پيغمبر والا مقامي بود. او همواره خانواده‌ي خود را به اقامه‌ي نماز و دادن زكات دستور مي‌‌داد و در پيشگاه پروردگار، مورد رضايت بود».
بنابراين جاي سؤال است كه منظور از اهل بيت اسماعيل(ع) در اين آيه چه كسي است كه از ناحيه‌ي اسماعيل(ع) به اداي نماز، دستور داده مي‌شد؟ اين آيه، همانند آيه‌ي 132 سوره‌ي طه است كه خداوند متعال، به رسول‌خدا(ص) دستور مي‌دهد:
(وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا) (طه: 132)
«خانواده‌ي خود را به گزاردن نماز دستور بده (چراكه نماز مايه‌ي ياد خدا و پاكي و صفاي دل و تقويت روح است) و خود نيز بر اقامه‌‌ي آن ثابت و استوار باش»..
از آنجا كه اين سوره، مكي است، جاي هيچ شك و شبهه‌اي باقي نمي‌ماند كه همسران پيامبر(ص) يا حداقل خديجه رضي الله عنها جزو اهل بيت آن حضرت(ص) مي‌باشد.
خداي متعال مي‌فرمايد:
(وَاسْتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَهُ مِن دُبُرٍ وَأَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَى الْبَابِ قَالَتْ مَا جَزَاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِکَ سُوَءًا إِلاَّ أَن يُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِيمٌ) (يوسف:25)
«(از پي هم) به سوي در (دويدند و) بر يكديگر پيشي جستند، (يوسف(ع) مي‌خواست زودتر از در خارج شود و زليخا مي‌خواست از خروج او جلوگيري كند. در اين حال و احوال،) پيراهن يوسف((ع)) را از پشت بدريد، دم در به آقاي زن برخوردند. (زن خطاب به شوهر خود) گفت: سزاي كسي كه به همسرت قصد انجام كار زشتي كند، جز اين نيست كه يا زنداني گردد يا شكنجه‌ي دردناكي ببيند».
مخاطب در اين آيه، عزيز مصر است و آنجا كه سخن از اهل بيتش به ميان مي‌آيد، كسي جز همسر عزيز مصر نيست. همانطور كه واضح و روشن است.
ج) دور كردن رجس (پليدي) در واژگان قرآن، به معناي عصمت نيست.
راغب اصفهاني در المفردات، در توضيح رجس مي‌گويد: رجس، به هر شيء پليدي اطلاق مي‌گردد. چنانچه گفته‌ مي‌شود: رجل رجسي؛ يعني: مرد پليد. خداي متعال در آيه‌ي 90 سوره‌ي مائده مي‌فرمايد:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ) (مائده: 90)
«اي مؤمنان! ميخوارگي و قماربازي و بتان (سنگيني كه در كنار آنها قرباني مي كنيد) و تيرها (و سنگها و اوراقي كه براي بخت‌آزمايي و غيبگويي بكار مي‌بريد، همه و همه از لحاظ معنوي) پليدند (و ناشي از تزيين و تلقين) عمل شيطان مي‌باشند. پس از (اين كارهاي) پليد دوري كنيد تا رستگار شويد».
گفتني است: واژه‌ي رجس در هيچ جاي قرآن، به معناي گناه بكار نرفته تا دور كردن رجس به معناي دوركردن گناه و به عبارتي به معناي عصمت باشد.
د) پاك كردن از پليدي، به معناي اثبات عصمت براي هيچ كس نيست.
پيشتر بيان شد كه واژه‌ي رجس، به پليدي‌هاي محسوس و معنوي اطلاق مي‌گردد و اساساً به معناي گناه و اشتباه نمي‌باشد. همين‌طور تطهير و پاك نمودن به معناي عصمت نيست. خداي متعال، صرفاً اراده‌ي پاك نمودن اهل بيت را نكرده؛ بلكه اراده‌ي پاك كردن تمام مؤمنان را نموده است؛ چنانچه خطاب به ياران پيامبرش مي‌فرمايد:
(مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْکُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَکِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَکُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ) (مائده: 6)
«خداوند نمي‌خواهد شما را به تنگ آورد و به مشقت اندازد، بلكه مي‌خواند شما را (از حيث ظاهر و باطن) پاكيزه دارد و (با بيان احكام اسلامي) نعمت خود را بر شما تمام نمايد، شايد كه شكر (انعام و الطاف) او را (با دوام بر طاعت و عبادت) بجاي آوريد».
همچنين مي‌فرمايد:
(خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَکَ سَکَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (توبه:103)
«(اي پيغمبر!) از اموال آنان (كه به گناه خود اعتراف دارند و درصدد كاهش بدي‌ها و افزايش نيكي‌هاي خويش مي‌‌باشند) زكات بگير تا بدين وسيله ايشان را (از رذايل اخلاقي، و تنگ‌چشمي) پاك داري، و (در دل آنان نيروي خيرات و حسنات را رشد دهي و درجات ايشان را بالا بري، و براي آنان دعا و طلب آمرزش كن كه قطعاً دعا و طلب آمرزش تو مايه‌‌ي آرامش (دل و جان) ايشان مي‌شود (و سبب اطمينان و اعتقاد بيشترشان مي‌گردد) و خداوند شنواي (دعاي مخلصان و) آگاه (از نيات همگان) است».
و نيز فرموده است:
(إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ) (بقره: 222)
«بي‌گمان خداوند توبه‌كاران و پاكان را دوست دارد».
بدين‌ ترتيب همچنانكه در قرآن از اراده‌ي الهي ‌مبني بر پاك كردن اهل بيت خبر داده شده، به اراده‌ي الله متعال براي پاك نمودن مؤمنان نيز تصريح شده است. بنابراين اگر منظور از پاك كردن، عصمت باشد در اين صورت اين فضيلت شامل حال صحابه(رض) و تمام مؤمناني مي‌شود كه خداوند، در قرآن از اراده‌ي خود براي پاك كردن آنان خبر داده است. همانطور كه در رابطه با اصحاب پيشاهنگ در ساخت مسجد قبا فرموده است:
(فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ) (توبه:108)
«در آنجا كساني هستند كه مي‌خواهند‌ (جسم و روح) خود را (با اداي عبادت درست) پاكيزه دارند و خداوند هم پاكيزگان را دوست مي‌دارد».
اين، در حالي است كه به اتفاق تمام مسلمانان، صحابه(رض) معصوم نيستند. خداي متعال در مورد سيصد و سيزده تن از اصحاب بدر مي‌فرمايد:
(وَيُنَزِّلُ عَلَيْکُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَکُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنکُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ) (انفال:11)
«و از آسمان آب بر شما باراند تا شما را بدان (از پليدي جسماني) پاكيزه دارد و كثافت (وسوسه‌هاي) شيطاني را از شما بدور سازد».
همانطور كه روشن است، خداي متعال، در اين آيه با الفاظي اهل بدر را مخاطب قرار مي‌دهد كه تقريباً همانند الفاظي مي‌باشد كه اهل بيت را مخاطب قرار داده است. چراكه واژه‌ي رجز و