ف(رض) با آنان بود و در عين حال عبدالرحمن بن عوف(رض) را شخصيتي راست‌انديش و درستكار توصيف نمود وتوصيه كرد كه از او حر‌ف‌شنوي داشته‌باشند.(1)
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) نگا: تاريخ طبري (5/325).عمر(رض) ابوطلحه‌ي انصاري(رض) را به حضور خواست و به او گفت: «اي ابوطلحه! خداوند(عزوجل)، اسلام را به وسيله‌ي شما عزت بخشيد. لذا پنجاه تن از انصار را انتخاب كن و اين گروه (اعضاي شورا) را تشويق نما تا يكي را از ميان خود، به عنوان خليفه تعيين كنند».(1)  عمر(رض) به مقداد بن اسود(رض) نيز گفت: «زماني كه مرا در قبرم گذاشتيد، اين گروه را در يك خانه جمع كن تا يك نفر را از ميان خود، به عنوان خليفه تعيين نمايند».(2)
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) نگا: تاريخ طبري (5/225).
2) همان.يكي از پيامدهاي مثبت شورا، اين است كه با وجود شخص اصلح، مي‌توان توليت را به فردي واگذار كرد كه از لحاظ شايستگي در حد پايين‌تري قرار دارد. زيرا عمر(رض) شش تن از اصحاب را مأمور كرد كه يك نفر را از ميان خود براي برعهده‌ گرفتن خلافت، تعيين كنند؛ وي، در حالي شش نفر را براي اين منظور انتخاب كرد كه مي‌دانست برخي از اين افراد بر ديگران برتري دارند. عمر(رض) در انتصاب كارگزاران منطقه‌اي نيز همين رويه را داشت. چنانچه از ديدگاه عمر(رض) معيار تعيين صلاحيت براي گزينش كارداران منطقه‌اي، فقط در فضايل و مناقب ديني خلاصه نمي‌شد و امتيازات ديگري از قبيل تواناييهاي راهبردي و برخورداري از دانش سياسي نيز در كنار تقوا و ساير ارزشهاي ديني، مورد توجه قرار مي‌گرفت. از اينرو مسؤوليتهايي به معاويه، مغيرةبن شعبه و عمرو بن عاص(رض) داد؛ هرچند افراد ديگري بودند كه از لحاظ ديني و علمي بر اينها برتري داشتند؛ چنانچه ابودرداء(رض) در شام بود و ابن مسعود(رض) در كوفه.(1)
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المدينة النبوية فجرالإسلام و العصر الراشدي (2/97).عمر(رض) مي‌دانست كه شورا، فقط در شش نفر خلاصه نخواهد شد و دامنه‌ي آن، براي تعيين خليفه، تا اخذ رأي از همه‌ي ساكنان مدينه، گشترش خواهد يافت. به همين دليل سه روز را براي انتخاب خليفه تعيين كرد كه فرصت مناسبي براي اهل شورا بود تا در مورد انتخاب خليفه رايزني كنند و براساس ديدگاه بيشتر ساكنان مدينه كه همان صحابه بودند، نظر نهايي خود را اعلام نمايند. ساكنان ساير بلاد اسلامي نيز در اين زمينه پيرو اهل مدينه بودند. چراكه مدينه، محل سكونت صحابه بود و سرآمدان صحابه همچنان در مدينه سكونت داشتند. چنانچه عمر(رض) آنان را در مدينه نگه داشته و آنها را از هجرت به سرزمينهاي فتح شده، باز داشته بود.(1)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المدينة النبوية فجرالإسلام و العصر الراشدي (2/97).عمر(رض) مسؤوليت انتخاب خليفه را به اهل شورا واگذار كرد تا يك نفر را از ميان خود براي اين منظور برگزينند. جا دارد بدين نكته اشاره كنيم كه هيچ يك از اهل شورا، با اين تصميم عمر(رض) مخالفت نكرد. چنانچه اين تصميم، مورد اعتراض هيچ يك از ساير صحابه نيز قرار نگرفت. بنا بر متوني كه در دسترس ماست، سراغ نداريم كه در آن زمان پيشنهاد ديگري مطرح شده و يا در واپسين لحظات حيات عمر(رض) يا پس از وفاتش، كسي بر تصميم عمر(رض) اعتراض نموده باشد. بلكه همه، اين تصميم حكيمانه‌ي عمر(رض) را پذيرفتند و مصلحت مسلمانان را در اجراي آن دانستند.
آري! عمر(رض) هيئت سياسي سرآمدي تشكيل داد كه وظيفه‌اش، انتخاب رييس دولت يا خليفه بود. تشكيل اين هيئت و به عبارتي پيدايش اين نهاد قانوني نوين كه زاده‌ي نبوغ و دانش والاي عمر(رض) است، هيچگونه تعارضي با اصول و مبادي اسلام و بويژه اصول مورد تأييد اسلام در زمينه‌ي شورا ندارد. چراكه به دنبال اين رويكرد عمر(رض)، در مسجد جامع، با خليفه‌ي تعيين شده از سوي مجلس خبرگان، به صورت عمومي بيعت شد. لذا اين سؤال، بي‌مورد است كه چه كسي، اين حق را به عمر(رض) داد كه چنين شورايي تشكيل دهد يا دليل عمر(رض) براي ارائه‌ي اين پيشنهاد چه بود؟ حال كه اين پرسش، مطرح شد، كافي است بدانيم كه مسلمانان اين پيشنهاد را تأييد كردند، آن را پسنديدند و هيچ اعتراضي هم ننمودند؛ بلكه در اين مورد اجماع صورت گرفت. و اجماع، يكي از منابع تشريع اسلامي مي‌باشد.(1) 
عمر(رض) يكي از خلفاي راشدين بود و مي‌دانيم كه شورا، والاترين تشكل سياسي در نظام اسلامي دوران خلفاي راشدين بوده است؛ چنانچه افرادي كه عمر(رض) به عنوان اعضاي شورا، معرفي كرد، فضايل منحصر به فردي داشتند كه از سوي خداي متعال به آنان داده شده بود و رسول اكرم(ص) آنها را بيان نمود. از اين‌رو مسلمانان بر اين باورند كه هيچ مؤمني از لحاظ ايمان و تقوا به عشره‌ي مبشره نمي‌رسد. عمر(رض) زندگاني‌اش را بدين سان به پايان رساند كه با وجود جراحات وارده و سكرات موت، همچنان به فكر مسلمانان بود و سيستم شورايي بي‌سابقه‌اي تشكيل داد كه براي هميشه كاربرد دارد. بدون شك، اصل شورا در قرآن كريم و سنتِ گفتاري و كرداري رسول‌ اكرم(ص)، مطرح شده و از آنجا كه رسول‌خدا(ص) و ابوبكر(رض) به اصل شورا عمل نموده‌اند، عمر(رض) از اين نظر، بدعتگذار نمي‌باشد؛ بلكه كاري كه عمر(رض) انجام داد، ارائه‌ي يك روش براي تعيين خليفه بود؛ البته اگرچه عمر(رض) تدبیری اندیشید و کاری کرد که پیش از او رسول خدا(ص) و ابوبکر صدیق(رض) نکرده بودند، اما یقیناً این رویکرد عمر(رض)، برگرفته از اسلام راستین و اصل شورا بود و چه کار بجا و نیکویی انجام داد که در آن شرایط، بهترین گزینه و راه برای حفظ وحدت و مصالح صحابه(رض) و امت اسلام محسوب می‌شد.(2) 
شکی نیست که این تحول باشکوه و نیز تصمیم‌گیری‌هاي اصولی و به‌هنگام سیاسی از سوی عمر(رض)، نقش بسزایی در بالابردن اندیشه و تفکر سیاسی حسن(رض) به جای نهاد؛ چنانچه بر اساس همین شعور و آگاهی وافر بود که پس از چندی، حسن(رض) در دوران خلافتش، شیوه‌ي نويني در زمینه‌ي ايجاد وحدت و يکپارچگی امت، در پیش گرفت و مسلمانان را از اختلاف و چنددستگی رهانید. آری! نبوغ و نوآوری نخبگانی همچون حسن(رض)، برآیندِ آگاهی و تجربه‌اي است كه از رويكرد پیشینیان، در زمینه‌ي ايجاد تمدني خدايي و باشكوه، كسب می کنند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) نظام الحكم في الشريعة و التاريخ، نوشته‌ي قاسمي (1/277،258).
2) أولیات الفاروق، ص 127.حسن بن علی(رض)، شاهد به خلافت رسیدن عثمان(رض) از طریق شورایی بود که عبدالرحمن بن عوف(رض) آن را اداره می‌نمود؛ عبدالرحمن(رض) براي اداره‌ي شورا، گام‌هاي زيرا را برداشت:
1ـ تشکیل جلسات شورا
پس از خاک‌سپاری عمر(رض)، اعضای شورا در خانه‌ي أم ‌المؤمنین عائشه و یا خانه‌ي فاطمه دختر قَیس و خواهر ضَحَّاک بن قیس، جلسات خود را آغاز نمودند تا به وظیفه‌ي مهمی بپردازند که به آنان محوّل شده بود؛ چنانچه پ