 یا آنچه مي‌پوشد و کهنه مي‌کند یا آنچه صدقه مي‌دهد و (برای آخرت خویش) ذخیره مي‌نماید. و سایر مال و ثروتش، (از آنِ او نیست؛ بلکه آن) را رها مي‌کند و برای مردم مي‌گذارد».
انس بن مالك(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرمود: (يتبع الميت ثلاث فيرجع اثنان و يبقي معه واحد: يتبعه أهله و ماله و عمله فيرجع أهله و ماله و يبقي عمله)(27)  يعني: «سه چیز، مرده را همراهی مي‌کنند؛ دو تا باز مي‌گردند و یکی از آنها با میّت مي‌ماند؛ اهل و مال و عمل (میّت، او را همراهی مي‌کنند.) اهل و مالش، باز مي‌گردند و عملش، (با او) مي‌ماند».
انس(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرمود: (يهرم ابن‌آدم و تبقي معه اثنتان: الحرص و الأمل)(28)  یعنی: «آدمی، پیر مي‌شود و دو ویژگی، با او مي‌ماند: حرص و آرزو».
احنف بن قيس، در دست شخصي، يك درهم ديد؛ به او گفت: اين درهم، از كيست؟ پاسخ داد: مالِ من است. فرمود: اين درهم، زماني از آن توست كه آن را در كار خيري صرف نمايي. و سپس اين سروده‌ي شاعر را بر زبان آورد كه:
أنت للمال إذا أمسكته	فإذا أنفقته فالمال لك(29) 
يعني: «اگر مال و ثروت را نگه داري، در اين صورت، تو، از آنِ مال و ثروتي. و چون آن را انفاق نمايي، در اين صورت، مال و ثروت، از آنِ توست».
خداي متعال، مي‌فرمايد:
(ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ) (تكاثر:8)
«سپس در آن روز، درباره‌ي ناز و نعمت، بازخواست خواهيد شد».
اين آيه، بدين مفهوم مي‌باشد كه در روز قيامت درباره‌ي نعمت‌هايي از قبيل سلامتي، امنيت و رزق و روزي و… بازخواست مي‌گرديد كه آيا شكر اين‌ نعمت‌ها را به جاي آورده‌ايد.(30) 
خداي متعال، مي‌فرمايد:
(وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّکَ خَيْرٌ وَأَبْقَى(131) وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُکَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُکَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى(132)) (طه:131،132)
«چشم خود را به نعمت‌هايي مدوز كه برخي از كافران را از آن، بهره‌مند نموده‌ايم تا آنان را بدان بيازماييم؛ نعمت (اخروي و سرمدي) پروردگارت، بهتر و ماندگارتر است. خانواده‌ي خود را به گزاردن نماز دستور بده و بر اقامه‌ي آن، ثابت‌ و ماندگار باش. ما، از تو روزي نمي‌خواهيم؛ بلكه ما، به تو روزي مي‌دهيم. سرانجام (نيك و ستوده) از آنِ (اهل تقوا و) پرهيزگاري است».
ابن‌كثير رحمه‌الله مي‌گويد: «خداي متعال، به پيامبرش، محمد مصطفي(ص) مي‌فرمايد: به افراد مرفه و امثال آنان، و ناز و نعمتي كه در آن، به‌سر مي‌برند، نگاه مكن؛ چراكه همه‌ي اينها، زيور و ظاهر فريبنده‌ و فاني دنياست و ما، از آن جهت، اين‌همه نعمت به ايشان داده‌ايم كه آنها را بيازماييم. البته تعداد اندكي از بندگان من، سپاس‌گزارند. از اين‌رو مي‌فرمايد:
(وَرِزْقُ رَبِّکَ خَيْرٌ وَأَبْقَى)
«نعمت (اخروي و سرمدي) پروردگارت، بهتر و ماندگارتر است».
رسول‌خدا(ص) با آنكه اين امكان برايش فراهم بود كه مال و ثروت فراواني داشته باشد، اما هيچ ميل و رغبتي به دنيا نداشت و چون به مال دنيا، دست مي‌يافت، آن را در ميان بندگان خدا تقسيم مي‌نمود و چيزي براي خود نگه نمي‌داشت. چنانچه فرموده است: (إِنَّ أخوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمْ مَا يفْتَح اللهُ لَكُمْ مِنْ زَهْرَةِ الدُّنْيَا)(31)  یعنی: «بیشترین چیزی که از بابت آن برای شما نگرانم، این است که خداوند، دروازه‌هاي زرق و برق دنيا را برای شما بگشاید».
قتاده و سدي، در توضيح (زهرة الحياة الدنيا) گفته‌اند: يعني زينت و زيور زندگاني دنيا..
اما اينكه خداي متعال، مي‌فرمايد:(وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا) ، بدين مفهوم است كه با اقامه‌ي نماز، آنان را از عذاب خدا، نجات بده و خودت نيز بر انجام آن، پايداري نما. چنانچه خداي متعال، مي‌فرمايد:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِيکُمْ نَارًا) (تحريم:6)
«اي مؤمنان! خود و خانواده‌ي خويش را از آتش دوزخ مصون داريد».
اينكه خداي متعال، مي‌فرمايد:(لَا نَسْأَلُکَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُکَ) ، بدين مفهوم است كه چون نماز را به پاي داري، رزق و روزي‌ات، از جايي مي‌رسد كه گمانش را هم نمي‌كني. چنانچه خداي متعال، مي‌فرمايد:
(وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا(2) وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ (3)) (طلاق:2،3)
«هر كس، از خدا بترسد و تقوا پيشه كند، خدا، براي او راه نجاتي (از هر تنگنايي) فراهم مي‌سازد و به او از جايي روزي مي‌رساند كه گمانش را نمي‌كند».
از اين‌رو فرمود:
(لَا نَسْأَلُکَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُکَ)
«ما، از تو روزي نمي‌خواهيم؛ بلكه ما، به تو روزي مي‌دهيم».
ثوري رحمه الله مي‌گويد:(لَا نَسْأَلُکَ رِزْقًا) ، بدين معناست كه ما، تو را به طلب روزي مكلف نمي‌كنيم. ثابت مي‌گويد: هرگاه براي پيامبران، مشكلي پيش مي‌آمد، به سوي نماز روي مي‌آوردند.(32) 
زيد بن ثابت(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرمود: (من كانت الدنيا همه فرق الله عليه أمره و جعل فقره بين عينيه و لم يأته من الدنيا إلا ما كتب له و من كانت الآخرة نيته جمع له أمره و جعل غناه في قلبه و أتته الدنيا و هي راغمة)(33)  يعني: «كسي كه دنيا، هم و غمش باشد، خداي متعال، كارش را پراكنده مي‌نمايد (و وضعيتش را نابسامان مي‌كند) و فقرش را پيش چشمانش قرار مي‌دهد و تنها چيزي از دنيا، نصيب وي مي‌گردد كه برايش مقدر شده و هر كس، آخرت را مقصد خويش قرار دهد، خداي متعال، كارش را فراهم مي‌آورد و بي‌نيازي‌اش را در دلش مي‌نهد و دنيا، خوار و ذليل وي مي‌گردد و مسخّرش مي‌شود».
اينكه خداي متعال، مي‌فرمايد:(وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى)، بدين مفهوم است كه عاقبت و فرجام نيك در دنيا و آخرت، يعني بهشت برين، از آنِ پرهيزگاران مي‌باشد.(34) 
ابن‌مسعود(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) بر حصيري خوابيد و اثر حصير، بر پهلويش نمايان شد. زماني كه از خواب برخاست، شروع به محو نمودن اثر حصير از آن حضرت(ص) نمودم و گفتم: اي رسول‌خدا! آيا اجازه نمي‌دهيد براي شما بستري پهن كنيم تا بر آن بخوابيد؟ فرمود: (ما لي و للدنيا؟ ما أنا و الدنيا إلا كراكب سار في يوم صائف فقال تحت شجرة ثم تركها)(35)  يعني: «مرا با دنيا چه‌كار؟ (من، هيچ ميل و رغبتي به دنيا ندارم.) من، در رابطه با دنيا، همچون سواركاري هستم كه در روزي گرم و تابستاني، زير درختي استراحت مي‌نمايد و(خيلي زود) آن را ترك مي‌كند و مي‌رود».
صحابه(رض) نيز روش رسول‌خدا(ص) را در پيش گرفته و از زاهدترين و بي‌علاقه‌ترين مردم به دنيا بودند و ميل و رغبت بي‌شماري به آخرت داشتند. آنان، با اين ديده به دنيا نگريستند كه دنيا، فاني و زودگذر است، و نيز از اين زاويه به آخرت نگاه كردند كه آخرت، ماندگار و جاويدان مي‌باشد. از اين‌رو در دنيا براي آخرت خويش زاد و توشه برداشتند و با 