---------------------------------------------------------------------------------
1) بخاري، شماره‌ي6018.
2) مسلم، شماره‌ي48.
3) المستدرك (4/167)؛ السلسلة الصحيحة، شماره‌ي148.
4) مجمع الفوائد (8/165)؛ صحيح الجامع از آلباني، شماره‌ي676.
5) بخاري، شماره‌ي2566
6) در حدیث، لفظ فرسن آمده که به معنای سُم می باشد؛ اما در النهایۀ، به استخوانِ کم‌گوشت معنا شده است؛ از اینرو بهترین معادل برای فرسن، همان استخوان کم‌گوشتی است که در غلاف سم قرار دارد. به عبارتی همان بخش غضروف‌مانند بخش پایینی پاچه که در اصطلاح به آن، پاچک گویند. (مترجم).
7) موسوعة الآداب الإسلامية (1/299).
8) سنن ابن‌ماجة، شماره‌ي2493؛ نگا: صحيح ابن‌ماجة، شماره‌ي2022.
9) بخاري، شماره‌ي2463.
10) موسوعة الآداب الإسلامية (1/301).
11) نگا: صحيح مسلم، شماره‌ي86
12) بخاري، شماره‌ي6016.
13) نور الأبصار، شبلنجي، ص121؛ الحسن بن علي، ص28.
14) نور الأبصار، شبلنجي، ص121؛ الحسن بن علي، ص28.
15) الأخلاق بين الطبع و التطبع، ص228.
16) نگا: زاد المعاد (2/407)، با اندكي تغيير.
17) الاستقامة (1/38).
18) تفسير ابن‌كثير (2/41)، چاپ دارالحديث قاهره
19) تفسير قرطبي (6/45).
20) الأخلاق بين الطبع و التطبع، ص229.
21) تفسير ابن‌سعدي، ص915.
22) نور الأبصار، شبلنجي، ص121؛ الحسن بن علي، ص28.
23) اشاره است به اينكه آرزوهايشان، چيزي جز فريب نبود.
24) نور الأبصار، شبلنجي، ص121.
25) مسلم، شماره‌ي2958.
26) مسلم، شماره‌ي2959.
27) بخاري، شماره‌ي6514.
28) مسلم، شماره‌ي1047.
29) معني الزهد و المقالات و صفة الزاهدين، ص10.
30) معني الزهد و المقالات و صفة الزاهدين، ص10.
31) بخاري، شماره‌ي6427
32) معني الزهد و المقالات و صفة الزاهدين، ص11.
33) سنن ابن‌ماجة، شماره‌ي4105؛ آلباني رحمه‌الله، در صحيح الجامع (شماره‌ي6510)، اين حديث را صحيح دانسته است.
34) ففروا إلي الله، ص62، با اندكي دگرگوني.
35) نگا: سنن ترمذي، شماره‌ي2377؛ آلباني رحمه‌الله، در صحيح الجامع (شماره‌ي5688)، اين حديث را صحيح دانسته است. [همچنين ر.ك: سنن ابن‌ماجه، شماره‌ي4109. (مترجم)]
36) نگا: بخاري، شماره‌ي2567؛ مسلم، شماره‌ي2972.
37) نور الأبصار، شبلنجي، ص121.
38) مسلم، كتاب البر و الصلة، شماره‌ي6937.
39) بخاري، كتاب الرؤيا، شماره‌‌ي6986.
40) بخاري، شماره‌ي6990.
41) مسلم، (4/2034).
42) نگا: محاسن التأويل، از قاسمي، (5/47).
43) نور الأبصار، شبلنجي، ص121.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:169.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:170.xml">1ـ قيس بن سعد بن عباده(رض)</a><a class="folder" href="w:html:193.xml">2ـ ابومحمد، عبيدالله بن عباس بن عبدالمطلب هاشمي</a><a class="folder" href="w:html:210.xml">3ـ عبدالله بن جعفر بن ابي‌طالب هاشمي</a></body></html>شرايطي كه شهادت اميرمؤمنان علي بن ابي‌طالب(رض) را به دنبال داشت، شرايط سخت و دشواري بود؛ در آن زمان آتش جنگ با معاويه بن ابي‌سفيان(رض) برافروخته بود. در چنين شرايطي، مردم كوفه، با حسن بن علي(رض) بيعت كردند. [سال 40 هجري، برابر با 660 ميلادي]. از اين‌رو حسن بن علي(رض) فرصت چنداني براي ايجاد دگرگوني و تحول در ساختار اداري حكومت و يا تغيير كارگزاران، نداشت. بنابراين كارگزاران پدرش را بر مسؤوليت‌هايي كه داشتند، اِبقا نمود و فقط، والي و كارگزار كوفه را تغيير داد و به جاي هانی بن نخعي، مغيره بن نوفل را به عنوان كارگزار كوفه تعيين نمود.(1)  البته اين جايگزيني، زماني روي داد كه به سوي معاويه(رض) حركت كرد. بر مدائن نيز سعد بن مسعود ثقفي، گماشته شد؛(2)  وي، پيشتر كارگزار علي بن ابي‌طالب(رض) در مدينه بود.(3)  البته حسن(رض)، تا پايان خلافت خويش و صلح و سازش با معاويه(رض)، در مسؤوليت‌هاي اداري، از سعد، كار گرفت. در مورد بصره، در برخي از روايات آمده است كه عبدالله بن عباس(رض)، از سوي علي بن ابي‌طالب(رض)، والي و كارگزار بصره بود و تا پايان خلافت حسن(رض)، اين مسؤوليت را بر عهده داشت و چون حسن و معاويه رضي الله عنهما صلح نمودند، عبدالله(رض)، از سياست كناره گرفت و رهسپار مكه شد(4)  تا وقتش را صرف علم و تعليم نمايد. ولايت فارس نيز در دست زياد بن ابي‌سفيان(رض) بود.(5)  علي(رض)، وي را براي سركوب آشوب‌گران، به آنجا فرستاده بود و چون بر آنان، پيروز شد، علي(رض) او را به عنوان كارگزار آنجا تعيين نمود. وي، اين مسؤوليت را تا انعقاد صلح حسن و معاويه رضي الله عنهما بر عهده داشت.(6)  حسن(رض) همچنين ساير كساني را كه در ساختار حكومتي پدر بزرگوارش، كار مي‌كردند، ابقا نمود؛ چنانچه عبدالله بن ابي‌رافع را به عنوان كاتب و منشي،(7)  و شريح بن حارث را به عنوان قاضي كوفه،(8)  و معقل بن قيس رياحي را به عنوان پاسبان و مسؤول امنيت (رييس پليس) بر سِمَت‌ها و مسؤوليت‌هاي پيشینشان، نگاه داشت. يكي از مهم‌ترين شخصيت‌هاي پيرامون حسن(رض) در دوران خلافتش، برادر بزرگوارش، حسين بن علي(رض) بود. بنده، در كتابي مستقل، به شرح حال حسين بن علي(رض) و تحليل وقايع زندگاني وي خواهم پرداخت. از ديگر اطرافيان حسن(رض) در دوران خلافتش، مي‌توان به قيس بن سعد بن عباده‌ي خزرجي، عبيدالله بن عباس بن عبدالمطلب هاشمي و عبدالله بن جعفر بن ابي‌طالب هاشمي اشاره كرد. اينك به شرح حال اين سه شخصيت بزرگوار مي‌پردازيم:
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) نگا: التبيين في أنساب القرشيين، صص80-81. تاريخ خليفة بن خياط.
2) أنساب الأشراف (5/214)؛ نهاية الأرب (2/266).
3) التاريخ الكبير، از بخاري (4/50).
4) الحلة السيراء از قضاعي، به‌نقل از الحسن بن علي، ص86.
5) الحسن بن علي، ص86.
6) مروج الذهب (3/15).
7) محاضرة الأبرار، از ابن‌العربي (1/66).
8) مختصر التاريخ، از كمازروني، ص80.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:18.txt">1ـ زيد بن حسن بن علي بن ابي‌طالب(رض)</a><a class="text" href="w:text:19.txt">2ـ حسن بن حسن بن علي بن ابي‌طالب(رض)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:171.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:172.txt">1ـ سريه‌ي ابوعبيده بن جراح(رض) به سيف‌البحر</a><a class="text" href="w:text:173.txt">2ـ فتح مكه</a><a class="text" href="w:text:174.txt">3ـ در دوران ابوبكر صديق(رض)</a><a class="folder" href="w:html:175.xml">4ـ در دوران علي(رض)</a><a class="text" href="w:text:182.txt">5 ـ قيس بن سعد(رض) گوید: «ما، آنچه را كه بذل و بخشش نماييم، بازپس نمي‌گيريم»</a><a class="text" href="w:text:183.txt">6 ـ قيس بن سعد(رض) : «نيازت را گفتي و چه خوب گفتي»</a><a class="text" href="w:text:184.txt">7ـ وضعيت شخصي كه قيس(رض) آرزو كرد، عملي همچون عمل او داشته باشد</a><a class="text" href="w:text:185.txt">8 ـ بخشنده‌ترين مردم…</a><a class="text" href="w:text:186.txt">9ـ گزارشي مربوط به قيس(رض) كه صحيح نيست</a><a class="text" href="w:text:187.txt">10ـ نخبگان كاردان و نكته‌سنج</a><a class="text" href="w:text:188.txt">11ـ دوست داريم با پولمان، براي قيس(رض)، ريشي خريداري كنيم</a><a class="text" href="w:text:189.txt">12ـ چرا عده‌ي اندكي به عيادتم آمدند؟</a><a class="text" href="w:text:190.txt">13ـ پذيرايي قيس بن سعد(رض) از همراهانش در سفر</a><a class="text" href="w:text:191.txt">14ـ تيرگي روابط قيس و معاويه رضي الله عنهما با يكديگر، اساسي ندارد</a><a class="text" href="w:text:192.txt">15ـ وفات قيس بن سعد(رض)</a></body></html>او، ق