ن جعفر(رض) و معاويه(رض) رد وبدل گرديده است.
به عنوان نمونه يونس بن ميسره بن حلبس نقل مي‌كند: باري به معاويه خبر رسيد كه عبدالله بن جعفر(رض) دچار مشكلات و تنگناهايي در زندگي شده (و مضطرب گشته است). به همين خاطر طي نامه‌اي دو بيت زير را براي او نوشت و براي او ارسال كرد.
لمال المرء يصلحه فيغني	مفاقــره أعف من القنوع
يـسـد به نـوائب تعتريه	من الايام كالنهر الشروع
يعني: «اگر اموال و دارايي كسي موجب رفع نيازهاي وي شود (و او را بي‌نياز سازد)، اين، از قناعت بهتر است؛ زيرا دارايي‌اش، او را از مصائب و مشكلاتي كه همچون سيلاب خروشان، در‌گذرِ ايام، او را در بر مي‌گيرد، رهايي مي‌بخشد».
در ضمن معاويه، عبدالله(رض) را به ميانه‌روي توصيه كرد و به او سفارش كرد كه ديگر مسافرت نرود و به خاطر اين كار بر او خرده گرفت. اما عبدالله بن جعفر(رض) در قالب شعری، پاسخ معاویه(رض) را داد و از بخشندگی خود و نیز از اینکه با سخاوت و بخشندگی، آبروی خویش را می خرد، سخن گفت. از اینرو معاویه(رض) چهل هزار دینار برایش فرستاد تا بدهی‌های خود را بپردازد.(5) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سير أعلام النبلاء (3/458).
2) سير أعلام النبلاء (3/459).
3) فاخته بنت قرظه بنت عمرو بن نوفل بن عبد مناف.
4) الطبقات (2/19 و 200). اسناد اين روايت ضعيف و منقطع است.
5) تاريخ دمشق (29/200).بسياري از كتاب‌های ادبي و تاريخي به عبدالله بن جعفر(رض) نسبت داده‌اند كه وي، كنيزكاني داشته و همواره به موسيقي و زن‌بارگي مشغول بوده است. بديهي است اين روايات، صحت ندارد و درستي آنها ثابت نشده است. روايات ضعيف تاريخي در مورد عبدالله بن جعفر(رض) فراوان است؛ از جمله ابن عساكر، طي روايتي مفصل و طولاني آورده است: عبدالله بن جعفر(رض) از زني آواز‌خوان (خواننده) بسيار خوشش مي‌آمد و با خواندن وي به وجد مي‌آمد(1) . ابن‌كثير نيز با صیغه ای که بیانگر ضعف روایت است، روايتي به همين مضمون، نقل كرده است.
ابو‌عمر بن عبدالبر نيز در كتاب خويش آورده است: «گفته شده: (ابن جعفر(رض)) اشکالی بر گوش دادن موسيقي نمي‌دانست(2) ». ذهبي در توضيح اين روايت، هيچ سندي كه قابل اعتماد باشد، ذكر ننموده است(3) .
اين‌گونه روايات، هيچ اعتباري ندارد و برخي از آنها، از اصل و پايه مورد ترديد است. از اینرو بنده، اين روايات را نمي‌پذيرم و معتقدم به هيچ‌وجه عبدالله بن جعفر(رض) موسيقي را مجاز نمي‌دانسته، و به زن‌بارگي و غنا نمي‌پرداخته است.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ دمشق (29/195).
2) الاستيعاب (3/881).
3) سير اعلام النبلاء (3/463).عبدالله بن جعفر(رض) در سال هشتاد هجري يعني همان سالي كه سيل جحاف در مكه به وقوع پيوست، دار فاني را وداع گفت. از آن‌جهت اين سيل را جحاف ناميده‌اند كه هر‌آنچه را که بر سر راهش قرار داشت، نابود کرد و حجاجي را كه در مسير آن بودند، با خود برد؛ به نحوي كه هيچ مرد و يا زني، توان نجات دادن حجاج را نداشت. اين سيل، آن‌چنان بزرگ (و خروشان) بود كه آب‌هاي آن از كوه حجون در مكه(1)  گذشت و افراد زيادي را غرق نمود.
گفته شده: آب، آن‌قدر شهر مكه را فرا گرفت كه نزديك بود ارتقاع آن، از خانه‌ي كعبه هم بگذرد(2) . نقل شده: ابن جعفر(رض) در سن80 سالگي و در سال 84 يا 85 هجري جان به جان آفرين تسليم كرده‌ است. اما ابن عبدالبر معتقد است او در همان سال 80 هجري وفات كرد و ابان بن عثمان كه در زمان عبدالملك بن مروان، امير مدينه بود، بر وي نماز جنازه خواند.(3) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) معجم البلدان (2/215).
2) البداية و النهاية (12/296).
3) الاستيعاب (2/881).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:244.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:245.xml">مهمترين مراحل صلح</a><a class="folder" href="w:html:257.xml">مهمترين عوامل و انگيزه‌هاي صلح</a><a class="folder" href="w:html:272.xml">شرایط صلح</a><a class="text" href="w:text:278.txt">موضع معاويه(رض) در مورد قاتلان عثمان(رض)</a><a class="folder" href="w:html:279.xml">نتايج صلح</a><a class="folder" href="w:html:283.xml">پايان دوران خلافت راشده</a><a class="folder" href="w:html:292.xml">واپسين روزهاي زندگاني حسن(رض)</a></body></html>پس از شهادت امیر مؤمنان علی(رض)، به صورت عمومی با حسن(رض) بيعت شد و فرمانداران و فرماندهان دوران خلافت علي(رض) و همچنين تمامي مردماني كه پيش از اين با اميرالمؤمنين علي(رض) بيعت كرده بودند، با حسن(رض) نيز بيعت نمودند و بدين ترتيب حسن بن علي(رض) خليفه‌ي مسلمانان گشت و زمام امور را به دست گرفت. وي، کارگزاران و فرمانداران خويش را به نواحي مختلف فرستاد و به تقسيم عطايا پرداخت و براي راضي‌كردن مجاهداني كه در جنگ‌ها شركت داشته‌اند، بر سهم آنان افزود و توانست رضايت آنان را جلب كند.(1) 
حسن بن علي(رض) به مرحله‌اي رسيده بود كه توان رویارویی با معاويه(رض) را به دست آورده بود؛ زيرا شخصيت يگانه و استوار او به لحاظ سياسي، نظامي، اخلاقي و ديني از يك‌سو، و وجود شخصيتهايي چون قيس بن سعد بن عباده، حاكم بن عدي طائي و چندي ديگر از فرماندهانی كه توانايي نظامي و تاكتيكي زيادي داشتند، از سوی ديگر، موقعيت بسيار خوبی براي وي فراهم آورده بود. با اين حال حسن(رض) ترجيح داد به منظور جلوگيري از خونريزي و کشته شدن مسلمانان، به صلح و سازش روی بیاورد و بدین سان وحدت و يكپارچگي امت اسلامي را حفظ نمايد. او، هیچ علاقه‌اي به دنيا و جاه و مقام دنيوي نداشت.(2) 
حسن بن علي(رض) تلاش برای وحدت امت اسلامي را سر‌لوحه‌ي كار خويش قرار داد. آن هم درحالي كه نيروي نظامي قدرتمندی داشت و همچنان زمام امور، در دست او و يارانش بود. امام بخاري روايتي نقل نموده كه بر اقتدار نظامي حسن(رض) دلالت ‌‌می‌کند. عمرو بن عاص(رض) مي‌گويد: «گردانها و لشكريان (حسن(رض)) را به گونه اي يافتم كه تا بر رقباي خويش پيروز نشوند، دست‌بردار نیستند»(3) . حسن بن علي(رض) مي‌فرمود: «مهتران عرب تحت فرمان و در اختيارم بودند و اگر به آنها دستور جنگ مي‌دادم، در کنار من مي‌جنگيدند و اگر صلح مي‌كردم،آنها نيز صلح مي‌نمودند»(4) .
اگر حسن(رض) از نيروي نظامي مقتدري برخوردار نبود، ديگر ضرورتی نداشت كه معاويه(رض) با او به گفتگو بپردازد و به شروط و ضوابطي كه توسط وي مقرر شده بود، تن دهد؛ زيرا اگر معاويه(رض) مي‌دانست كه حسن(رض) به لحاظ نظامي (و سياسي) ضعيف است و قدرت چندانی ندارد،  بدون هيچ دغدغه‌اي وارد كوفه مي‌شد و زحمت مذاکره با حسن(رض) را متحمل نمي‌گشت و به شروط وي تن نمي‌داد و به راحتی بر حسن(رض) ظفر مي‌يافت. راستي آيا دليل صلح حسن(رض) با معاويه(رض) ضعف نظامي و سياسي حسن بن علي(رض) بوده است(5) ؟!
ابن تيمیه رحمه الله در كتاب منهاج‌السنۀ در پاسخ اين سؤال مي‌گويد: حسن(رض) قدرت داشت به همراهي يارانش هرچند كمتر از ياران و لشكريان معاويه(رض) بودند، بر وي پيروز شود؛ همچنان‌كه در بسياري از موارد تعدادي اندك، بر لشكري بسيار بزرگ ظفر يافته‌اند، اما حسن بن ع