وارد مسجد شود
  باز حدیث آورده است که در بخاری و مسلم آمده است: «لا ینبغی لاحد ان یجنب فی المسجد الا انا و علی» 
جایز نیست برای هیچ کس که در مسجد جنب شود، الا من و علی ...  
 جواب ما: 
  به نظرم برای این دروغش باید کلمۀ جدیدی اختراع کنیم. این جا دروغ نگفته؛چیزی بدتر گفته است. نه در بخاری این حدیث هست نه در مسلم . در حیرتم از جرأت این مرد!!!
من یقین دارم که این شیاد گمان نمیکرده روزی خواهد آمد که کامپیوتر صد هزار کتاب را  در یک دقیقه چون برق ورق خواهد زد و به دنبال حدیث خواهد گشت  و  او را رسوا خواهد کرد 
او با خود گفته به کتب اهل سنت حواله میدهم کیست که بگردد!!! 
مثل اون آدم که سر منبر گفت هر سوالی دارید بپرسید جواب پیشم است 
پرسیدند:شیر چند مو در یال خود دارد ؟
گفت : 1544426543 تا !!! باور ندارید بروید بشمارید!
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:145.txt">ادعای 111 - تقاضا نمودن پیغمبر از الله برای این که  علی را وزیرش کند</a><a class="text" href="w:text:146.txt">ادعای 112 -سنی حدیث دروغ دربارۀ ابوبکر و عمر دارد</a><a class="text" href="w:text:147.txt">ادعای 113 - پیامبر پیشگویی کرده بود که مردم از فرمان علی سر می تابند</a><a class="text" href="w:text:148.txt">ادعای 114 - اگر خوب عربی بدانید، می توانید از حدیث منزلة منظور اصلی رسول الله را دریابید</a><a class="text" href="w:text:149.txt">ادعای 115- حدیث منزلة در دفعات متعدد غیر از تبوک وارد شده </a><a class="text" href="w:text:150.txt">ادعای 116 - پیامبر گفت: علی برادر من است</a><a class="text" href="w:text:151.txt">ادعای 117 - در شباهت های  علی با هارون  درس هایی بر حقانیت شیعه هست</a><a class="text" href="w:text:152.txt">ادعای 118 - در حدیث «الدار یوم الانذار» پیغمبر، علی را به خلافت  برگزید</a><a class="text" href="w:text:153.txt">ادعای 119 - شهادت کافران بر جانشینی علی دلیلی است برحقانیت شیعه</a><a class="text" href="w:text:154.txt">ادعای 120- سنی ها می گویند: علی خلیفۀ پیامبر است</a></body></html>ادعای 111 - تقاضا نمودن پیغمبر از الله برای این که  علی را وزیرش کند
  می گوید: از ابن مغازلی شافعی ، سیوطی ، ثعلبی ،سبط ابن جوزی ، محمد بن طلحه شافعی ابو نعیم اصفهانی و  علی جعفری ( این دیگه کیه؟! ) ، امام احمد حنبل و از اکابر دیگر شما که منظورش حتماً سلیمان 

بلخی است، نقل قول کرده است ...  
وقتی علی در حالت رکوع به گدا اشاره کرد که بیایید و انگشتر را از دستش بیرون بکشد پیامبر دعا کرد که یا علی علی را وزیر من کن و آیه

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها که ايمان آورده‏اند؛ همانها که نماز را برپا مى‏دارند، و در حال رکوع، زکات مى‏دهند.
 نازل شد 
جواب ما:
  اگر دادن زکات در حال نماز درست بود،فرقی  بین قیام و سجده یا رکوع نمی بود چرا رکوع را ذکر کرده .باید آیه میگفت در حالت نماز زکات میدهند 
دوم این که علی اصلاً صاحب نصاب نبود تا زکات بدهد و در زمان پیامبر فقیر بود !
 و علی خاتم نداشت! مهر زدن با خاتم بین عرب رسم نبود تا وقتی که رسول الله خواست برای پادشاه ساسانی نامه بنویسد. گفتند: آنها نامۀ بدون خاتم را قبول نمی کنند .
و اصلاً خاتم دادن که جای زکات دادن را نمی گیرد !
 بعد دادن زکات باید قبل از سوال باشد؛ چون مثل نماز فرض است! 
سند این حدیث هم دروغ است !
ادعای 112 -سنی حدیث دروغ دربارۀ ابوبکر و عمر دارد
  ابوبکر و عمر به من مثل هارون هستند به موسی .
 بعد از قول ذهبی گفته است که این حدیث ضعیف است و ما هم می گوییم: ضعیف است ...   
جواب ما :
  اما حیرت ما در این است که این مرد می فهمد در احادیث ما هم ضعیف و صحیح هست. پس چرا هر حدیث ضعیفی را دربارۀ علی می آورد؟ بدون آنکه به خود زحمت دهد تا ببیند عسقلانی و ذهبی و آلبانی دربارۀ آن حدیث چه گفته اند؟ به حدیث ضعیفی دربارۀ عمر و ابوبکر که می رسد، نظر آنها را نقل می کند و احادیث بسیار مهمی را که در مدح صحابه هست حتی اگر صحیح باشد،را  نمی بیند.
 اگر این حقه بازی نیست، پس چیست؟
ادعای 113 - پیامبر پیشگویی کرده بود که مردم از فرمان علی سر می تابند
  می گوید: اشارۀ پیامبر به علی که تو به من چون هارونی به موسی ، اشاره ای است لطیف به سرپیچی قوم محمد از فرمان علی. همانطور که قوم موسی از فرمان هارون سرپیچی کردند ...  
جواب ما: 
  می گوییم : این استدلال و دلیل درستی نیست که وقتی یکی را به دیگری تشبیه کردیم پس این را شاهد بگیریم که قصۀ زندگی آن دو یکسان است؛ بلکه باید وجه تشبیه را دید ! 
حضرت محمد  در تبوک علی را جانشین خود کرد و موسی در رفتن به میقات، هارون را جانشین خود نمود.
 در قوم موسی سامری پیدا شد و هارون دچار مشکل بود تا موسی بر گشت. در قوم محمد سامری پیدا نشد و حضرت  محمد که برگشت، همه چیز عادی بود ! شرم آور است این گونه حرف زدن ها .
  بیایید فرق ها را ببینیم :
1- هارون قبل از موسی مُرد و علی بعد  از پیامبر زنده بود .
2 - قوم موسی به خاطر نافرمانی از دستور هارون در دنیا قبل از آخرت گرفتار  عذاب شدند اما قوم محمد در دنیا عزیز شدند .
  سامری های ساخته و پرداختۀ این  داعی کذاب بر نصف دنیا حکومت کردند و تا  امروز هم دارند بر دل ها حکومت می کنند . 
واقعاً آبرو ریزی است که آدم چنین سخنانی بگوید
قرآن می گوید :
{إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ }  (آل عمران/59)
بدرستی که مثل عیسی چون مثل آدم است .
 حالا تو بیا نتیجه بگیر که شیطان عیسی را فریب داد؟ همانطور که شیطان آدم را فریب داد؟ 
حیا کن ! حیا کن !
بعد ای آدمی که دنبال شباهت می گردی، بگو ببینم: چرا در قرآن به صراحت آمده است: موسی، هارون را بر قوم خود خلیفه نمود. 
چرا؟ چرا ؟ در قرآن به صراحت نیامده است که حضرت محمد، علی را بر قوم خود خلیفه کرد؟ به صراحت که نیامده با اشاره هم نیامده است! یکبار هم اسم علی نیست و تو علی را تشبیه به هارون می کنی.
در حالی که ذکر داستان هارون مهمتر از داستان علی نیست. آن مربوط به گذشته و مربوط به دینی است که ملغی شده است و این مربوط به این دین رسمی در حال و آینده است.
می دانم با قرآن دشمنی . می دانم که آرزو می کنی ای کاش، می توانستی آیات موضوع و ساختگی را در قرآن وارد کنی؛ همانطور که در احادیث داخل کردی، اما قرآن، حریم ممنوع باقی ماند تا سامری های تاریخ را رسوا کند ! و رسوا تر کند !
  جالب این است که از او پرسیده شد: چرا به صراحت دربارۀ خلافت علی نیست؟ جواب داد: لطافت کنایه از صراحت بیشتر است ! این را می گویند یک جواب دندان شکن ! این را می گویند: جواب کافی و شافی!
ادعای 114 - اگر خوب عربی بدانید، می توانید از حدیث منزلة منظور اصلی رسول الله را دریابید
  استثناء و مستثنی منه در کلمات اهل لسان در هر مورد دلالت بر عموم دارد و در این حدیث شریف به خصوص کلمۀ منزله مضاف به سوی علم بالقطع و الیقین افاده عموم می کند به دلیل صحت استثناء و از آنکه الا انه لا نبی بعدی باشد که استثناء متصل است .
علاوه بر این، اصولیین تصری