رم در آن مکانها نماز بگزارم. آیا این عمل من بد است یا نیک؟
 حضرت فرمودند : مساجد، بیوت الله اند؛ مگر نمی دانی ؟ « مامن مسجد الا وقد بنی علی قبر نبی »
یعنی: هیچ مسجدی نیست ( بزرگ یا کوچک، مسجد شیعه یا سنی ) مگر به تحقیق بر قبر پیغمبری  یا وصی  پیغمبری که کشته شده است، بنا شده باشد. پس در این بقعه  قطره ای از خون آن نبی یا وصی هست که به سبب آن خون ، خدای تعالی دوست دارد که در آن بقاع و مساجد یاد شود .
پس اداء نمایند واجبات را  و زیاد نمایند در آن مساجد نوافل و مستحبات را ...  
جواب ما:       
  دروغ در کلام خودش هست ! می خواهد اهمیت مساجد را تنها برای الله نداند و برای یک مرده ، مقدس بداند تا راه را برای قبر حسین و قبر علی پرستی هموار کند .
  اگر الله دوست می داشت که در مساجد به خاطر شهید مدفون در آن یاد شود، چرا قرن هاست که مساجد اندلس از بین رفته اند یا  به اماکن زنا و فساد تبدیل شده اند؟ آیا این هم از برکت خون شهید است! روسها که بخارا و سمرقند را گرفتند، فی الفور مساجد را به اصطبل و رقاص خانه تبدیل کردند .
حرف آخر
  پدر بعد از باز نشستگی در بازار  تهران، بعداز ظهرها دفتر حساب یک حاجی پولدار را می نوشت .وقتی که برای اولین بار در دیار هجرت به دیدنم آمد از باب بی فایده دانستن کوشش هایم  و از باب نصحیت و نشان دادن تعصب شیعه ها  گفت :
  حاجی پولدار  هر سال 15 روز بر سر قبر امام رضا می رود و خادم قبر می شود در حالی که میلیونر است ! و گفت نسخه های زیادی از کتاب شبهای پیشاور  را خریده است و به هر سنی که از شهرستان می آید، این کتاب را هدیه می دهد !
  یک روز به دو افغانی که مشتری او بودند، این کتاب را داد؛ فردایش افغانها کتاب را پس آوردند که ملای ما گفت: این کتاب غلط است؛ نخوانید . واضح بود که افغانها لج بازی می کردند. پدر می گوید: بعد از رفتن آنها از باب نصیحت به حاجی گفتم: ببین حاجی ! مشتری ها را ناراضی نکن که باز نخواهند آمد !
 و حاجی در جواب گفت:  به جهنم که نمی آیند . به نار سقر که نمی آیند .
این است راز زنده بودن مذهب تشیع . شما از اول تا آخر کتاب شبهای پیشاور را بخوانید، صفحه ای نسیت که از دروغ خالی باشد . اگر شیعه دلایلی چون ما داشت، شاید نسل سنی را از جهان می کند !
او هیچ دلیلی ندارد و همه دلایل بر ضد عقیده اوست؛ اما پشتکار دارد و هزار صفحه کتاب می نویسد ! و از منافع مادی هم می گذرد ! من نمی گوییم که در بین سنی ها مثل او نیست، هزاران هست ! و خیلی خیلی بهتر از او هست . شیعه جان در راه عقیده نمی دهد اما سنی می دهد !
من اینها را نمی گویم که شیعه کوشاتر است؛ روی سخنم با آن سنی هایی است که جزو بهترین ها نیستند ! و کوششی هم نمی کنند . روی سخنم با آنهاست که وقتی روز قیامت در محضر الله می ایستند و از آنها پرسیده می شود، چه جواب خواهند داد ؟! ما نیز باید مثل آنها پشتکار داشته باشیم . باور کنید که خیلی از شیعه ها اگر حرف حق را بشنوند،  قبول می کنند ! من یکی از آنها نبودم ؟! بودم . اما حق احتیاج به حلقوم دارد که ! داد بزند و بگوید !
وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ
و کسانى که بعد از آنها [ بعد از صحابه] آمدند و مى‏گويند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز، و در دلهايمان حسد و کينه‏اى نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحيمى!»ادعای 32 - بعضی از سنی ها به مهدی ما عقیده دارند  
  به نقل از این خواجه کلان، سلیمان بن ابراهیم بلخی، می نویسد که او در باب 84 از کتابش، یازده خبر و حدیث آورده است دربارۀ کسانی که امام زمان را در غیبت کبری دیده اند ...  
و این هم یک حدیث دیگر که از حموینی و سلیمان بلخی نقل کرده اند:
...........
جواب ما:
  موضوع حدیث مهم نیست؛ چون این دو نفر، راوی حدیث نبودند. این مسأله مثل این است که کسی بگوید: حضرت بهاء الله را زیارت کردم و دستش را بوسیدم. پس آیا شما شک می کنید در بهایی بودن او؟ 
اگر این باب در کتاب «ینابیع الموده» است پس شک نکنید در شیعه بودن سلیمان بلخی البته پیشتر از این  نیز، شرک و کفر او را آشکار کردم. پس این کتاب شبهای پیشاور علمی نیست و برای حقه بازی نوشته شده است. 

ادعای 33 - سنی گواهی می دهد بر فضایل اهلبیت ... پس مذهب ما درست است
  مثل این حدیث: 
« من لم يعرف حق عترتي ، من الأنصار ، والعرب فهو لأحد ثلاث : إما منافقا ، وإما لزنية ، وإما لغير ، وإما لغير أي حملته أمه على غير طهور »
یعنی: هرکس که نشناسد حق عترت مرا از انصار و عرب، پس او از سه حال خارج نیست یا منافق است یا ولد زنا و یا ولد حیض...  
جواب ما:
این حدیث در دو جای  کتاب «صواعق محرقه»  آمده بود : یک بار در جزء 2، صفحه 664 ، باب  «الحث علی حبهم». 
و بار دوم در صفحه 498 ، جزء  2 ،باب «لمقصد الثاني فيما تضمنته تلك الآية من طلب محبة آله وأن ذلك من كمال الإيمان» آمده است، اما اصل حدیث، این است :
« من لم يعرف حق عترتي ، و الأنصار ، والعرب فهو لأحد ثلاث : إما منافقا ، وإما لزنية ، وإما لغير ، وإما لغير أي حملته أمه على غير طهور »
یعنی: هرکس که نشناسد حق عترت مرا و انصار و عرب را، پس او از سه حال خارج نیست یا منافق است یا ولد زنا  یا ولد حیض .
  چرا حدیث را عوض کرده است؟ برای این که این جغد شب، دین ندارد و از الله نمی ترسد. در ضمن ترسیده است خودش هم به خاطر دشمنی با صحابه، ولد زنا به حساب آید! پس متن حدیث را عوض کرده است! و همچنین روایت از این سند درست نیست؛اما او راضی نشده که ضعیف را ذکر کند مگر با تحریف.

جواب دوم ما: 
  احادیثی از زبان اهل سنت در مدح اهل بیت آورده   که خود دلیل است بر این که راویان سنی از فضایل علی و اهل بیت چیزی را پنهان نکرده اند و از کسی واهمه نداشتند، اما نمی دانم چرا این همه حدیث صحیح را نادیده گرفته اند و به احادیث جعلی و ضعیف استناد کرده اند؟
چرا کتب مهم  و درجه اول ما را مثل بخاری و مسلم که هر کدام بابی در فضل علی و فصلی در فضل اهل بیت دارند، رها کرده و به خواجه کلان( سلیمان بلخی) و میرسید همدانی و کواشکی و علوی و ثعلبی و چغال و بقال متوسل شده است ؟!
 او حرف عجیبی دربارۀ ثعلبی زده است: ابتدا  او  را  امام  کرده و بعد امیر  اصحاب حدیث نموده است که این دروغی شاخدار  است . 
ثعلبی که خدا از او بگذرد، مردیست که کتابش از احادیث دروغ  و راست پر است، اما داعی او را امیر اصحاب حدیث و از اکابر علمای سنی دانسته است که  دروغ محض است .
ادعای 34  - مودت اهل البیت از اصول دین است
  در تفسیر آیۀ مودت: قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورشَكُورٌ  (شوری / 23)
بگو: از شما اجری نمی خواهم مگر آنکه حق خویشاوندی که بر شما دارم، رعایت نمایید.
ثعلبی این ح