
 خب این که اساس مذهب است،، پس کدام حدیث را بگویند: ضعیف است !
 دوم، عجیب است که خودش دربارۀ کتب اهل سنت به همین ترتیب و حتی بدتر عمل کرده است. اگر این جا اعتراض دارد که خبر واحد آورده اید، خودش را ببینید که نه از حدیث معتبر ما بلکه از عالِمی که قبولش نداریم، نقل قول می کند و او را به ما نسبت می دهد. از شیعه ها نقل قول می کند و او را سنی می داند.
حال نکتۀ سوم، اگر در بین ما کسی مثلاً بگوید: قران تحریف شده است. ما نمی گوییم: حرفش غلط است؛ می گوییم خودش هم کافر است.
اما شما نمی گویید که مثلاً فلان عالم که گفته است: قرآن ناقص است، آدم بدی است؛ بلکه برعکس او را برسرخود هم می نشانید و ستایش می کنید. 
مثالی دیگر: از مجلسی در همین جا تعریف کردی؛ در حالی که او راوی این حدیث است که در بحار الانوار اوست. مجلسی در بحارالانوار در باب وجوب زیارت امام حسین این طور نوشته است:
 ... هر کسی که به زیارت قبر حسین نرفته است، عاق رسول و امامان است و اگر اهل بهشت باشد، در بهشت به او مسکنی داده نمی شود؛ یعنی، در بهشت هم بعضی ها مشکل مسکن دارند.
باز مجلسی در این باب می نویسد:
  خدا به زوّار امام حسین مباهات می کند و خداوند با فرشتگان فرود می آید و قبر امام را زیارت می کنند...  
حال متن حدیث : عن صفوان قال لی ابوعبدالله لما اتی الحیره هل لک فی قبر حسین قلت وتزروه جعلت فداک قال و کیف لا ازوره والله یزوره فی کل لیله الجمعه یهبط مع الملائکه الیه والانبیاء والاوصیاء ومحمد افضل الانبیاء و نحن افضل الاوصیاء
فقال صفوان: جعلت فداک فنزوره کل اللیله جمعه حتی ندرک زیاره الرب؟
قال نعم یا صفوان الزم تکتب لک زیاره قبر حسین و ذالک تفصیل.
معنی:
صفوان می گوید: وقتی امام صادق به منطقۀ حیره آمد، به من گفت: از قبر حسین حاجتی داری؟ گفتم: فدایت شوم زیارتش می روید ؟
فرمود: چطور به زیارتش نروم وقتی الله هر شب جمعه نازل می شود برای زیارت قبر حسین با فرشته ها و پیامبران و امامان . محمد بهترین انبیا و ما بهترین اوصیاء هستیم.
صفوان می گوید: گفتم: فدایت شوم آیا هر شب جمعه زیارت قبر حسین برویم تا الله را ببینیم؟
فرمود: برو که ثواب زیارت قبر حسین به همراه این برایت نوشته می شود.
مجلسی در توضیح فرود الله با فرشته ها نوشته است؛ یعنی، رحمت رب نازل می شود
که این توضیح  لایتچسبک است.
چون امام می توانست بگوید: رحمت رب . اما او گفت: الله با فرشته ها برای زیارت نازل می شود. آیا به عربی نمی توانست بگوید: رحمت رب توسط فرشته ها ؟ یا می خواست مردم را به فتنه بیندازد یا  راوی دروغ گوست ؟
ادعای 58 - شناخت امام ، بزرگترین عبادات است
 برمی گردد به همان حدیثی که می گوید: شناخت امام ، شناخت الله است. اما این بار دیگر نمی گوید: حدیث متعلق به شیعه نیست. نمی گوید:حدیث ضعیف است بلکه از آن دفاع می کند و با بی حیایی خبث درون را بیرون می ریزد که معنی این است. 
ـ ما خلقت الجن و الانس الا لمعرفته الامام 
خلق نشده اند جن و انس مگر به هدف معرفت امام .
 و شناخت امام بزرگترین عبادات است ...  
جواب ما:
 در حالی که آیه می گوید: 
{وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ }(الذاريات/56)
ما خلق نکردیم جن و انس را جز برای این که مرا ( الله) را بپرستند.
خبث اینان باعث شد تا در این آیه منظور از «مرا» را در پرانتز بنویسم. ای جاهلان اگر منظور از خلقت جن و انس، شناخت امام است، خود امام مگر مخلوق نیست؟ خودش برای چه چیزی آفریده شده است؟ در ضمن، چرا آیه یک چیز می گوید و شما چیز دیگری ؟ و در آخر از امامش، این جمله را شاهد می آورد که «بنا عرف الله و بنا عبد الله»
 به ما الله شناخته شد و به ما الله پرستیده شد. 
 با این سخن، مهر کفر را به پیشانی خود زد. هرچند با دلایلی سعی دارد،توجیهش کند.
یکی نیست که از او بپرسد: امام  شما که به دنیا نیامده بود، الله شناخته شده نبود و پرستیده نمی شد؟ یا معبودانی داشت؟
 در این باره می گویند: الله در ابتدا امام را خلق کرد و بعد آسمانها و زمین را .
باز کسی نیست که از این امام خود بزرگ بین بپرسد: شما که این قدر مهم هستید،چرا در قرآن نام و نشانی از شما نیست؟ چرا مانند بهایی ها مجبورید آیات لا یتچسبک را به زور به خود بچسبانید؟!
ادعای 59 -سنی عقیده دارد که الله قابل دیدن است  می گوید: برخی از علمای سنی با این عقیده مخالفند؛ مثل ذهبی و سبط ابن جوزی با مسلم مخالف هستند و کتابش را قبول ندارند و قبول ندارند که می شود الله را در قیامت دید ...  

جواب ما:
  رؤیت الله در آخرت عقیدۀ همۀ اهل سنت است و این که نوشتی ذهبی با آن مخالف است، شاید دروغی بی سابقه باشد. به یاد دارید که در مقدمه نوشتیم: او نقل قول ذهبی را از کتب مخالفان که قبل از جواب نوشته است، سند می گیرد و از جوابش چیزی نمی گوید و ادعا  می کند که این گفتۀ ذهبی است.
این کار او مانند این است که نقل قول مرا از کتابش سند بگیرد که بله، این قول سجودی است. می بینید چه حقه ای به کار می برد؟ آیا یک عالم این طور حقه بازی می کند.
 اما دربارۀ سبط ابن جوزی ، بهتر بود که می گفتی: او  شیعه است و بی تردید بود، اما بدبختی این دانشمند را ببین که نه شما قبولش می کنی نه ما .
 این در حالی است که کشورها مفاخر علمی را از هم می دزدند؛ مثلاً ما می گوییم: امام  مسلم ایرانی بود و عربها می گویند: عرب بود.
در ضمن، الله در دنیا دیده نمی شود بلکه در آخرت رؤیت می شود که در آخرت هم موازین دنیا حاکم نیست؛ اگر این طور بود، باید آدمی می مرد یا در آتش جهنم خاکستر می شد !
 آخر چه جای شگفتی است که الله چشمی در آخرت به ما بدهد که او را با آن چشم ببینیم. البته این آیه در قران هست:
{وَمَن كَانَ فِي هَـذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً }(الإسراء/72)
پس شما نگران نباشید. 
کسی که در این دنیا کور است پس در آخرت هم کور خواهد بود حتی بیشتر در گمراهی است
 پس شما چون در این دنیا کورید، این طور در حیرت هستید.

ادعای 60  - آیۀ ( لا تدرکه و الابصار) ، دلیل است  که ما در دنیا و آخرت نمی توانیم الله را ببینیم  ...  
  ما را متهم کرده است که الله را جسم می دانیم و دلایلی از احادیث ما آورده است که می گوییم: الله پا دارد و پایش را برجهنم می گذارد تا آرام شود و ...

جواب ما:
  این سخن، مثل این است که بگوییم: آن کوری که در سورۀ عبس از او یاد شده است، در قیامت نیز، چیزی نمی بیند؛ همانطور که در دنیا نمی دید.
 دنیا، دنیاست و آخرت، آخرت است. بعضی از مردم در قیامت با سر راه می روند نه با پا.
آیا این را نیز، منکری؟ ما می گوییم: جهان آخرت غیر از دنیاست و در آن چیزهای حیرت آوری وجود دارد؛ ازجمله، دیدن الله . 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:88.txt">ادعای 61 - می گوید: اگر ما الله را ببینیم؛ یعنی، او محدود است و این کفر است</a><a class="text" href="w:text:89.txt">ادعای 62- خداوند جسم نيست تا مثلاً بنشيند</a><a class="text" href="w:text:90.txt">ادعای 63 - سنی ها می گویند: الله مثل بقیه دست و پا چشم دارد </a><a class="text" href="w:text: