ح ابوبکر هم آیه دارد:
 لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا . 
 ناراحت نشو ای ابوبکر که الله با ماست.
ادعای 146 -نزول سکینه در غار  بر رسول الله بوده است نه بر ابوبکر
  در این جا، از دجال هم جلو زد. برای خراب کردن دلیل سنی ها از زبان آنها مدعی شده است. همان استدلال احمقانه را در این جا تکرار کرده است.
که سنی می گوید: منظور از آیۀ « فانزل الله سکینته علیه» ابوبکر است ...  
جواب ما:
  در حالی که سنی می گوید: منظور، حضرت محمد است و اضافه می کند که منظور از «الله معنا» ابوبکر است.  این مرد، دو قدم از دجال جلوتر است!  
  این آیه را شاهد آورده است که پیغمبر به ابوبکر گفت: غمگین نشو( لا تحزن ) در حالی که آیۀ دیگر می گوید: 
{أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ }(يونس/62)
 آگاه باشید که دوستان الله نه می ترسند و نه غمگین می شوند. 
می گوید:
  رسول اکرم با بیان «لا تحزن» ابوبکر را از حزن و اندوه منع نموده است. آیا این حزن ابی بکر خوب بود یا بد ؟ اگر خوب بود، چرا منع کرده است؟ اگر بد و عصیان بود، پس برای صاحب آن شرافتی نیست...  
جواب ما:
آیا بازی با کلام را دیدید؟ آیا این مذهب باطل را دیدید؟ 
او مگر در قرآن نخوانده است که الله به حضرت لوط می گوید:
« وَلَمَّا أَن جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَقَالُوا لَا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ...»     
(عنکبوت/33)
آیا برای لوط شرافتی نیست؟  آیا لوط از اولیاء الله نبود؟ 
به حضرت محمد هم، می گوید:
 {لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ } (الحجر/88)
آیا برای حضرت محمد شرافتی نیست ؟ آیا پیامبر، ولی الله نبود؟ 
به حضرت مریم هم، امر کرده است که «لا تحزنی»
{فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيّاً }  (مريم/24)
نمی دانم به این استدلال های داعی شیاد بگریم یا بخندم ؟!!
کسانی که فریب این دجال را خورده اند، روز قیامت به الله چه جوابی خواهند داد؟وقتی که خداوند از آنها بپرسد: آیا به شما چشم و گوش و دل نداده بودم ؟ 
سیصد آیه قران  در شأن علی است
ادعای 147 -  با کتب اهل سنت ثابت می کنم که 300 آیۀ قرآن دربارۀ علی است ...  
جواب ما:
  اگر اهل سنت 300 آیه را دربارۀ علی می دانند پس شما 3000 آیه را در حق ایشان می دانید. قرآن 6236 آیه دارد. بقیه هم حتماً در حق فاطمه، حسن و حسین و امام آخرتان است!!!! 
سنی که می گوید: 300 آیه در حق علی هست، پس الله از ترس کی یک بار هم در قرآن نام علی را ذکر نمی کند؛ اما  نام ایوب و ذوالقرنین هست؟!!
نام علی که به گفته شما از انبیاء و ملائکه هم بالاتر است، یک بار هم نیست! وقتی می گوییم: چرا نام علی در قرآن نیست؟ می گویند: هر چیزی که نباید در قرآن باشد! ای جاهلان، در این جا پس چرا  می گویید: 300 دفعه در قرآن آمده است!
عرض خود می بری و زحمت ما می داری.
میگوید:منظور از «الذین معه» در آیۀ «محمد رسوال الله والذین معه»، علی است
جواب ما:
  ما هم می گوییم: علی هم  است؛ اما این کلمه جمع است. این قدر که دیگر سواد داری تا فرق مونث و مذکر و جمع و مفرد  را بدانی؟ علی هست؛ باقی یاران پیامبر نیز، مشمول آیه هستند.
ادعای 148 - سبقت علی در اسلام دلیل است بر برتری او
  وهمچنین تربیت نمودن پیغمبر، علی را از طفولیت ...  
جواب ما:
  این مرد ، این آیه را نوشته است:
{وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ}
 بعد می گوید: منظور آیه، علی است و خدیجه . 
دیگر داری چیزی بدتر از هذیان می گویی. کلمه جمع است و ذکر انصار هم هست .در حالیکه علی و خدیجه از انصار نبودند
صفحه ها را از حرف های سلیمان بلخی و ابن ابی الحدید و حسکانی پر کرده است و حتی به خود زحمت نداده که آیه را بخواند. علی را هم مهاجر می کند و هم انصار و خدیجه به کجا هجرت کرد که مشمول آیه باشد؟!!
  حدیث هایی که آورده است، همه دروغ است. همه را از دوستانش خوارزمی ،سلیمان بلخی ،سبط ابن جوزی و دیگران که مرتب نامشان را در کتاب تکرار می کند، نقل قول کرده یا از احادیث ضعیف ما نقل قول کرده است.
ادعای 149 -علی اولین مومن بود ...  
  جواب ما:
  به فرض که اولین  مومنان  بود، این برایش فضیلتی نیست؛ نسبت به فضیلت ابوبکر و عمر .
چون علی کودک بود. کودک به دین پدر است و پیامبر به منزلۀ پدر علی بود. اگر علی ایمان نمی آورد در خانه دچار مشکل می شد. در حالی که این وضع برای عمر و ابوبکر برعکس بود.
پس ایمان علی به پیامبر مثل ایمان آوردن ابوبکر نیست. ابوبکر با ایمان آوردن در خطر از دست دادن منافع و جان قرار گرفت و علی با ایمان نیاوردن در معرض خطر قرار می گرفت؛ زیرا سرپرستان او؛ یعنی، خدیجه و پیامبر، هر دو ، مسلمان شده بودند.  اگر علی ایمان نمی آورد این جای تعجب بود. 
  من که سنی شدم، همۀ بچه هایم نیز، سنی شدند. اگر یک پسرم مذهب مرا قبول نکند در فشار و زحمت می افتد و تعجبی ندارد و امتیازی هم نیست. اما من که مذهب  شیعه را ترک کردم، مجبور به هجرت شدم و کارم را از دست دادم . این سخت تر و مهمتر است. و فضیلت است 
ادعای 150 - ایمان علی در کوچکی، دلیل بر وفور عقل و فضل او می باشد
می گوید: پیامبر، علی را لایق دعوت دید که گفت: مسلمان شو ...  

 جواب ما:
  بچۀ ما، زبان که باز کرد به او «لا اله الا الله» را یاد می دهیم. بزرگتر که شد، ارکان اسلام را یاد می دهیم. این به هوش بچه ربطی ندارد. تعلیم بچه وظیفۀ  هر سرپرستی است. 
میگوید :
  بازهم صباغ مالکی و محمد بن طلحه را در کنار سلیمان بلخی و ابن ابی الحدید و گنجی و همدانی و خوارزمی شاهد آورده است تا ثابت کند که ایمان علی بهتر از ایمان ابوبکر بود.
در ضمن می گوید: آنها از بزرگان سنی ها هستند. 
ایمان علی از فطرت بود اما صحابۀ دیگر  مدتی از عمرشان را در کفر سپری کردند
  و این دلیل است بر برتری علی  و می گوید:چون علی در کودکی ایمان آورد، پس ایمان او افضل است ...  
جواب ما:
  می گوییم که گناه ابوبکر چه بود که الله وقتی ابوبکر پیر شد، پیامبر را مبعوث کرد. آخر به چه دلیل ایمان علی افضل است؟ مگر این آیه را نخواندی ؟
  {إِلَّامَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صَالِحاً فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً } 
                                                                                                                 (الفرقان/70)
  الله بدی های اصحاب را در زمان جاهلیت به نیکی تبدیل می کند. چرا نکند؟ آنها بر عادات بد بودند؛ اسلام که آمد، ترک عادات برایشان مشکل تر بود تا علی. پس به خاطر این فداکاری اجر بزرگی خواهند گرفت و این اصلاً عیب نیست. 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:189.txt">ادعای 151 -علی افضل از جمیع صحابه و امت بود </a><a class="text" href="w:text:190.txt">ادعای 152 - نزول آیه