ر او نهاده است؛ زیرا او بی توجه به درست و نادرست بودن احادیث آنها را در کتاب خود جمع کرده است و به همین دلیل ، برای شیعیان، کتاب او مکان مناسبی برای کشف افکار انحرافی است! تا تاییدی برای مذهب شیعه باشد.
ادعای 206 - علی را به زور برای بیعت بردند
  در کتابش  ، سنی سوالی می کند و او جوابی می دهد. بخوانید:
سنی: علمای ما در کجا گفته اند که علی را به جبر کشیدند و آتش در خانه اش زدند که در ألسنه و أفواه شیعه معروف است و در مجالس با حال تأثر نقل می نمایند و اعصاب را تحریک می نمایند که فاطمه( رضی الله عنها) را آزردند و بچه اش را سقط نمود. 
داعی: آقایان محترم، یا واقعاً کم مطالعه می کنید یا به عمد روی عادت تبعاً للأسلاف می خواهید بیچاره شیعیان مظلوم را در نظر عوام خود متهم سازید و با این جملات خودتان و بزرگان اسلاف، خود را تبرئه نمایید ...   
جواب ما :
آقا چه می گویی ؟! اگر 6 ماه درست باشد، بعد از مرگ فاطمه بیعت کرده است!؟
تو می گویی: فردای وفات پیامبر، علی را به زور بردند و تا بیعت نکرد، ولش نکردند. اگر این درست است، پس حرف اول تو غلط است! موضع خود را روشن کن!
ادعای 207- دوازده دلیل برای این که علی را با جبر و زور و شمشیر به مسجد بردند
این روضه خوان می نویسد :
  ابو جعفر بلادزی احمد بن یحیی بن جابر البغدادی متوفی به سال 279 قمری از موثقین و محدثان و مورخان معروف شما می باشد و در تاریخ خود همین مطلب را روایت نموده است. 
  عز الدین ابن أبی الحدید معتزلی و محمد بن جریر طبری که معتمد ترین مورخان شما هستند، روایت کرده اند که عمر با سید بن خضیر و سلمه بن اسلم و جماعتی به درِ خانۀ علی رفتند. عمر گفت: بیرون آیید والا خانه را بر شما می سوزانم ...  	
جواب ما :	
  والله اگر ابن ابی الحدید، مورخ باشد! چه برسد به این که مورخ ما باشد. و آن طبری هم حتماً طبری شماست. گفتم که دو تا طبری داریم ! 
  در ضمن، تو که گفتی سه نفر بودند. زور علی به سه نفر نرسید؛ یعنی، زور گور کن از علی بیشتر بود؟! تو که گفتی: 6 ماه بعد او را بردند. حالا می گویی: همان روز اول بردند؟
می نویسد:
  ابن خزابه در کتاب «غرر» از زید بن اسلم روایت کرده است که گفت: من با آنها بودم که همراه عمر هیزم برداشتیم و به در خانۀ فاطمه بردیم و در وقتی که علی و اصحابش از بیعت ابا کردند و ...
جواب ما :
  ابن خزابه کیه؟ کتاب غرر را کی معتبر می داند؟ کی می شناسد ؟!
خلاصه ، کتاب را از 12 دلیل پر کرده است و در یک صفحه جلوتر با این قول که علی 6 ماه بعد بیعت کرد، این 12 دلیل  را رد نموده است !
ادعای 208 - از علی به زور بیعت گرفتند
  شما را به خدا انصاف دهید. معنی اجماع همین است که اصحاب پیغمبر را با ضرب و اهانت و زور و خوف و تهدید به قتل و آتش زدن خانه برای بیعت ببرند و نامش را اجماع بگذارند؟! ...   
جواب ما :
  نمی دانم دروغ های ترا باور کنیم یا حرفهای اصول کافی شما را که می گوید: علی دخترش را به عمر داد. شما از علی چه شخصیتی ساخته اید ! او که اسدالله بود من که موش الله هم نیستم، اگر کسی زنم را در ملاء عام بزند و شکمش را پاره کند و بچه اش را سقط کند؛ آنهم جلوی چشم من ! محال است که دست روی دست بگذارم! علی که هم مشاور عمر می شود و هم دختر دسته گل 17 ساله از بطن فاطمه را به عمر می دهد! این یعنی چه؟! یعنی دروغگو گفتم شما ، که مثل روز آشکار است .
حالا بیایید یک حقه بازی جدید داعی را به شما نشان بدهم :
ادعای 209  - خانۀ علی را آتش زدند
  احمد بن عبدالعزیز جوهری که از ثقات علمای شماست، بنابر آنچه ابن ابی الحدید توثیق نمود به این عبارت
 «هو عالم محدث کثیر الادب ثقة  ورع ،اثنی علیه المحدثون و رووا عنه مصنفاته»
 یعنی او عالم محدث و ضاحب ادب ثقه و با تقوا .مورد مدح مردم بود و از او محدثین در نوشته های خود روایت کرده اند  
در کتاب «سقیفه» آورده 
 و چنانکه ابن ابی الحدید معتزلی در «شرح نهج البلاغه»  ( چاپ مصر ) از او نقل نموده است
 مسندآ از ابی الاسود که گفت: جمعی از اصحاب و رجال مهاجران غضب کردند در بیعت ابی بکر که چرا با آنها مشورت نشد و نیز، علی و زبیر هم غضب نمودند از بیعت  و برکنار شدند ( گوشه گیری کردند ) و وارد خانۀ فاطمه شدند. آنگاه عمر با اسید بن خضیر و سلمة بن سلامة بن قریش ( که هر دو از بنی عبدالاشهل بودند) و گروهی از مردم هجوم آوردند به منزل فاطمه و هر چقدر فاطمه ناله زد و آنها را قسم داد، فایده ای نداشت. شمشیر علی و زبیر را گرفتند و به دیوار زدند و شکستند و آنها را به جبر و عنف کشیدند و به مسجد بردند برای بیعت ؟! ...  
جواب ما :
  از زبان جوهری نقل می کند که من نمی دانم، کیست؟! از کتاب ابن ابی الحدید سند می آورد که ابن ابی الحدید گفته است او(جوهری) موثق است. اما نمی گوید خود ابن ابی الحدید که معتزلی است، چگونه ورقۀ تزکیه می دهد؟!
بعد می گوید: شمشیر علی را به دیوار زدند و شکست! آیا شمشیر چوبی بود که بشکند؟! آیا شمشیر را به دیوار خاکی بزنی، می شکند ؟! به دیوار خاکی !
  تو در چند صفحه قبل گفتی: کودتاچیان 3 نفر بودند. آنها در یک روز این همه پیرو از کجا پیدا کردند؟ و می گویی: علی تا 6 ماه بعد مرگ فاطمه بیعت نکرد.
و تازه یادت باشد علی خانه نداشت اتاق داشت این همه آدم به گفته تو( از اصحاب و رجال مهاجرین ) در اتاقی که زنش بود داخل شدند بگمانم این گفته درست نیست و تو خیال کردی که که علی خانه ای مثل خانه بزرگ تو داشته؟!! نه نداشته یک اتاق فقط داشته
تازه بگمان من خانه علی در نداشته و پرده داشته البته صد درصد نمیتوانم بگوییم اما خیلی از فقرا خانه هایشان پرده داشته نه در 
بعضی از خانه ها و حجره های زنان پیامبر نیز پرده داشته نه در البته بعضی زنان برای اتاق خود دری داشتند 
ادعای 210  - سنی قبول دارد که درِ خانۀ علی را سوزاندند
از زبان حافظ سنی می گوید:
  این اخبار نشان می دهد که جهت ارعاب و ترساندن و به هم زدن اجتماع مخالفان خلافت، آتش آوردند و حال آنکه شیعیان جعل نمودند که درِ خانه را آتش زدند و در میان دو دیوار بچۀ شش ماهه را سقط     نمودند ... 
جواب ما :
  این حرف را از زبان سنی می گوید؛ یعنی، سنی قبول دارد که عمر درِ خانۀ علی را آتش زد ! یک سنی هم در دنیا نیست که این مناظره را قبول داشته باشد. 
زدن عمر سبب سقط جنین فاطمه شد
  در این جا، دو سه روایت آورده است از کتب اهل سنت !! که عمر فاطمه را درب و داغان کرده است. روایت اول از مسعودی، دوم از ابن ابی الحدید و سوم را از صلاح الدین خلیل بن ابن القدسی نقل کرده...  
جواب ما :
  دو تای اول، شیعه هستند و ما معرفی کردیم  و سومی را هیچ کس نمی شناسد ! چنان نامش را با احترام ذکر کرده است که تو گویی امام ابو حنیفه است !!
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:256.txt">ادعای 211 - حدیث حبّ علی، حسنه ای است که گناه با آن ضرر نمی رساند؛ درست است</a><a class="text" href="w:text:257.txt">اداعای 212  - حدیث هرکس بر حسین گریه کند، بهشت بر او واجب می شود؛ درست است. </a><a class="text" href="w:text:258.txt">ادعای 213- اگر مسلمان بی توبه از دنیا  برود و محبّ علی باشد، خداوند او را عف