 شک از علم حدیث بی خبر است. حسکانی هم نمی تواند با این عقاید حنفی باشد؛ زیرا حنفی ها،  شیعه ها را  کافر می دانند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:421.txt">ادعای 361 - آیه از قرآن که پدران علی کافر و مشرک نبودند</a><a class="text" href="w:text:422.txt">ادعای 362 -وابو طالب مسلمان بود !</a><a class="text" href="w:text:423.txt">ادعای 363 - اختلاف در ایمان ابیطالب</a><a class="text" href="w:text:424.txt">ادعای364 - مغیرة بن شعبه ، زنا کار بود</a><a class="text" href="w:text:425.txt">ادعای 365 - ابوطالب سرپرست پیامبر بود؛ پس مسلمان است</a><a class="text" href="w:text:426.txt">ادعای366 - در لحظۀ مرگ ابو طالب لا اله الله گفت</a><a class="text" href="w:text:427.txt">ادعای 367 - ابو طالب، اسلام خود را پنهان کرد تا رسول را یاری نماید</a><a class="text" href="w:text:428.txt">ادعای 368 - دلیل مسلمانی ابوطالب این است که مانند عموی حضرت ابراهیم نبود</a><a class="text" href="w:text:429.txt">ادعای 369 - به معاویه می گوید: دایی مومنان و محمد ،برادر عایشه، را نمی گوید </a><a class="text" href="w:text:430.txt">ادعای370  - معاویه کاتب وحی نبود؛ بلکه کاتب مراسلات  بود </a></body></html>ادعای 361 - آیه از قرآن که پدران علی کافر و مشرک نبودند
  دلیل دیگر بر این که در آباء و اجداد پیغمبر مشرک و کافر وجود نداشت: آیۀ 219 از سوره شعراء است که می فرماید :
«و تقلبک فی الساجدین»
  شیخ سلیمان بلخی حنفی در «ینابیع الموده»  و دیگر علمای شما دربارۀ آیۀ شریفه از ابن عباس ( حبرامت ) و مفسر قرآن مجید روایت نموده اند :
  «تقلبه من اصلا ب الموحدین نبی الی نبی حتی اخرجه من صلب ابیه من نکاح غیر سفاح من لدن آدم »
می گردانید پیغمبر را از اصلاب اهل توحید ( از پشت آدم ) بر پشت پیغمبری بعد از پیغمبری تا آنکه بیرون آورد او را از صلب پدر او از نکاح نه به زنا ...   
جواب ما:
  خب، بعد از 1200 سال، آقای سلیمان بلخی در قندوز  افغانستان از ابن عباس روایت کرده است!  از کجا روایت کرده ؟! بله پیامبر فرمود که تمام پدرانم موحد بودند !؟
حالا فهمیدیم که آدم می تواند در عین موحد بودن، متولی کعبه ای هم باشد که مملو از بت های ریز و  درشت است؛ منظورم عبدالمطلب است .
حالا فهمیدم که آدم می تواند موحد باشد و به بهشت برود، اما به پیامبر زمان خود ایمان نداشته باشد!! زیرا عبدالمطلب به دین عیسی که دین بر حق زمانه بود، ایمان نداشت ! موسی را هم قبول نداشت! باز این مرد او را مسلمان می داند !

ادعای 362 -وابو طالب مسلمان بود !
  بیشتر محققان و علمای منصف شما از قبیل ابن ابی الحدید ، جلال الدین سیوطی ، ابو القاسم بلخی ، ابو جعفر اسکافی و اساتید آنها از معتزله و میرسید علی همدانی ،فقیه شافعی، و ... به اتفاق قائل به اسلام جناب  ابو طالب هستند .

جواب ما:
   به به از این علمای منصف !!!حالا فهمیدم که این اشخاص چه کسانی هستند، اهل سنت اختلاف ندارند که ابی طالب بر کفر بود ! و این سنی های  نامحترمی که در سراسر کتاب شبهای پیشاور و دیگر کتابهای شیعه از آنها سند می آورند و آنها را به عنوان مشهور ترین علمای سنی ـ برای فریب ساده لوحان  شیعه ـ معرفی می کنند، حرفی می زنند که ابداً سند ندارد؛ زیرا حدیث مردن  ابوطالب بر کفر را بخاری و مسلم روایت کرده اند .
  در حیرتم از این مرد که هر حدیث را مخالف عقیدۀ خود دید به دنبال سندش می رود تا ثابت کند که سند آن باطل است. اما اگر حدیث را به نفع خود دید، دنبال سند و دلیل نمی گردد و نمی گوید ای سلیمان بلخی!  ای ابن ابی الحدید ! از کجا می گویید ؟
  خب ، پیامبر بعد از آنکه به مدینه رفت، چرا نگفت: ابی طالب، مسلمان مُرد و به خاطر کمک به من اسلامش را آشکار نکرد . چرا این راز را بعد از هزار سال سلیمان بلخی کشف کرد و پیامبر از آن بی خبر بود!

ادعای 363 - اختلاف در ایمان ابیطالب
  حال آنکه جمهور علمای شیعه و تمامی اهل بیت طهارت و خاندان رسالت، اقوالشان سندیت و اجماعشان حُجّیـَت دارد؛ چون عدیل القرانند ...  
  علاوه بر اجماع جمهور علمای شیعه ، بعضی از شیوخ علمای شما (معتزله )، مانند شیخ ابو القاسم بلخی و ابو جعفر اسکافی و غیر ایشان هم بر این عقیده اند که ابو طالب اسلام آورد و علت آنکه ایمان خود را ظاهر نساخت، آن بود که بتواند پیغمبر را کاملا یاری نماید – و مخالفان به احترام مقام او مزاحم آن حضرت نشوند. 
می گوید: حدیثی که می گوید ابو طالب در سطح بالای جهنم است دروغ و جعلی است ! 

جواب ما:
  اجماع شیعه پشیزی ارزش ندارد. اجماع شیعه می گوید: زن پیامبر ما، خائن بود!! اجماع شیعه می گوید: قبر پرستی خوب است ! ابوبکر بد است! 
ادعای364 - مغیرة بن شعبه ، زنا کار بود
  و عجب تر از همه آنکه جاعل و ناقل حدیث ضحضاح هم یک نفر فاسق و فاجر و اعداء عدو مولانا امیر المؤمنین مغیرة بن شعبه بود که ابن ابی الحدید در «شرح نهج البلاغه»  و مسعودی در »مروح الذهب» و دیگران می نویسند: مغیره در بصره زنا کرد. روزی که شهود برای شهادت نزد خلیفه عمر آمدند، سه نفر شهادت دادند و چهارمی که آمد، شهادت بدهد او را کلمه ای تلقین و تعلیم نمودند که از دادن شهادت ابا نمود. آن سه نفر را حد زدند و مغیره را خلاص نمودند ؟!
  یک چنین فاسق فاجر و زانی و شارب الخمر که حد خدا بر او تعطیل شد از دوستان صمیمی معاویه بن ابی سفیان بود که این حدیث را از بغض و کینۀ امیرالمؤمنین و خوش آیند معاویه جعل نمود ...   
جواب ما:
  اول، شیخ الاسلام ابن تیمیه ، مسلمانان را از کتاب مسعودی بر حذر داشت و آن را باطل می داند.
دوم، این شخص به قول تو زانی ،فاجر و شراب خوار، یار پیامبر بود نه دوست معاویه . پس تو در اصل به پیامبر ایراد می گیری!
سوم، دلیل دشمنی تو با او این است که او مجاهد بزرگی بود و دشمنی علی بهانه است ! 
چهارم، زنا ثابت نشد؛ چون 4 شاهد نبود. الله را ملامت کن که چرا 3 نفر شاهد  نخواسته و چهار نفر خواسته است!
ششم، آن سه نفر شاهد به جرم تهمت ، شلاق نوش جان کردند !
و این حدیث هر چقدر که مخالفت کنی، صحیح است ! 
حَدَّثَنَا ابْنُ أَبِى عُمَرَ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَارِثِ قَالَ سَمِعْتُ الْعَبَّاسَ يَقُولُ قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ أَبَا طَالِبٍ كَانَ يَحُوطُكَ وَيَنْصُرُكَ فَهَلْ نَفَعَهُ ذَلِكَ قَالَ « نَعَمْ وَجَدْتُهُ فِى غَمَرَاتٍ مِنَ النَّارِ فَأَخْرَجْتُهُ إِلَى ضَحْضَاحٍ ».
و حدیث دوم این است : 
وَحَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ حَدَّثَنَا لَيْثٌ عَنِ ابْنِ الْهَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ خَبَّابٍ عَنْ أَبِى سَعِيدٍ الْخُدْرِىِّ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- ذُكِرَ عِنْدَهُ عَمُّهُ أَبُو طَالِبٍ فَقَالَ « لَعَلَّهُ تَنْفَعُهُ شَفَاعَتِى يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَيُجْعَلُ فِى ضَحْضَاحٍ مِنْ نَارٍ يَبْلُغُ كَعْبَيْهِ يَغْلِى مِنْهُ دِمَاغُهُ ».
هلاصه معنی اینکه عباس از رسول الله پرسید ای رسول الله ابوطالب بسیار ترا یاری کرد این در آخرت برایش فایده دارد 
فرمود بله  دیدمش که روز قیامت  در آتش جهنم غوطه میخورد  و 