شفاعتم او را بر سر آتش آورد و ابوصالب  تا دوغوزک پا در آتش است با این وجود بخار آتش از دماغش بیرون میاید او کما قال صلی الله علیه و سلم 
خواننده گرامی :
  سند حدیث را هم در بخاری دیدم و هم در مسلم که یک راوی ، برادر ابوطالب؛ یعنی، حضرت عباس است 
و یکی حضرت ابی سعید الخدری است . اصلاً اسم مغیرة بن شعبه نیست. پس چرا داعی نام او را ذکر کرده است؟ چرا وقتی که در نقش سنی بازی می کند، حدیث بخاری و مسلم را ضعیف می داند و دلیل ضعیف بودن را وجود راوی ،مغیرة بن شعبه، می داند در حالی که اصلا ذکری از مغیرة  بن شعبه در روایت نیست!!
پس چرا داعی چنین می کند؟ چون شیعه یک استراتژی دارد. روش شیعه ها این است :
  دروغ بگو ! باز هم بگو ! اگر باور کردند که خوب است اگر رسوا شدی، باز هم دروغ بگو ... 
ادعای 365 - ابوطالب سرپرست پیامبر بود؛ پس مسلمان است
  می گوید: رسول اکرم فرمود :  «انا و کافل الیتیم کهاتین فی الجنة »
دو انگشت مبارک را به هم چسباند و فرمود: من و کفالت کنندۀ یتیم مانند این دو انگشت (که به هم چسبیده اند ) در بهشت هستیم .
  ابن ابی الحدید هم این حدیث را در شرح نهج  البلاغه  نقل نموده است و بدیهی است مراد از فرمایش آن حضرت هر کافلِ یتیمی نیست؛ زیرا چه بسیار کافل یتیم که فاسق و فاجر و حتی لا ابالی و بی دین و مستحق آتش می باشند .
پس مراد آن حضرت، جناب ابو طالب و جد بزرگوارش جناب عبد المطلب بود که کفیل پیغمبر خاتم بودند  و آن حضرت در مکه معروف بودند به یتیم ابو طالب که بعد از وفات جناب عبدالمطلب کفالت و نگهداری پیغمبر از سن هشت سالگی بر عهدۀ آن جناب قرار گرفت .
خبر معروفی است که فریقین ( شیعه و سنی ) به طرق مختلفی نقل نموده اند و بعضی به این طریق آورده اند که آن حضرت فرمود: جبرئیل بر من نازل شد و به این عبارت مرا بشارت داد :
«ان الله حرم علی النار صلبا انزلک و بطنا حملک و ثدیا از ضعک و حجراً کفلک»
خداوند حرام کرده است بر آتش، پشت و شکمی که ترا آورده و بر خود حمل نموده و پستانی که ترا شیر داده و و خانه ای  که ترا کفالت نموده است.
میرسید علی همدانی در «مودة القربی» و شیخ سلیمان بلخی حنفی در «ینابیع المودة» و قاضی شوکانی در حدیث قدسی ، این قسم روایت نموده اند که رسول اکرم فرمود: جبرئیل برمن نازل شد و گفت: ان الله یقرئک السلام و یقول انی حرمت النار علی صلب انزلک و بطن حملک و حجر کفلک ...   

جواب ما:
  شوکانی هرگز این را روایت نکرده است. چرا پیامبر در مدینه به اشاره صحبت کرده است؟ واضح می گفت که ابوطالب به خاطر سر پرستی من جنتی است ! چرا همۀ دین شما احتیاج به تفسیر و تاویل آیات و حرفهای پیامبر دارد؟ !
می گوید: از سبط ابن جوزی شیعه و سلیمان بلخی دلیل و روایت آورده است بر ایمان ابی طالب و از شخصی به نام  اصح بن نباته نقل کرده است که علی گفته: نه پدرم و نه پدر بزرگم  صنمی را نپرستیدند !
جواب ما:
  ما که این حدیث را در کتب خود ندیده ایم !
ابن ابی الحدید می گوید: ابو طالب، سنی است ...   
جواب ما:
  بفرما این هم دلیلی دیگر بر شیعه بودن ابن ابی الحدید که در مدح کافری شعر می گوید و در مدح ابوبکر و عمر یک کلمه هم نمی گوید و ای کاش نگوید؛ چون فحش هم می دهد ! باز داعی می گوید: او شیعه بود . ابو طالب شاعر نبود و شعری هم که در کتاب ابن ابی الحدید است، سرودۀ خودش است که به نام ابوطالب چاپ کرده است. یک بیتش این است :
یا شاهد الله علی فاشهد 
انی علی ابن النبی احمد
 ای گواهان الله ، شاهد باشید که من بر دین محمدم .
  اگر ابی طالب بر دین محمد بود، حتماً سلیمان بلخی حدیثی پیدا می کرد تا از زبان پیامبر بگوید! این بار یادتان رفت که حدیثی از پیامبر در این باره جعل کنید؛ یعنی، از زبان ما سنی ها جعل کنید !
ادعای366 - در لحظۀ مرگ ابو طالب لا اله الله گفت ...   
  سید محمد برزنجی رسولی روایت می کند که ابو طالب وقت مرگ لا اله الا الله گفت ! و اضافه می کند که دو دقیقه جلوتر به ابوجهل گفت: من کافری هستم مثل تو .
جواب ما:
  رسول برزنجی آخر کیست ؟ کجایی است؟ کی او را قبول دارد؟ حرفش در مقابل حرف بخاری و مسلم چه اعتباری دارد؟
جای که عقاب پر بریزد                        از  پشه لاغری چه خیزد 

ادعای 367 - ابو طالب، اسلام خود را پنهان کرد تا رسول را یاری نماید ...   
  با آنکه مطاع قریش و رئیس بنی هاشم و مقبول القول در نزد اهل مکه و کفیل پیغمبر بود، وقتی دید آن حضرت خلاف دین او دین تازه ای آورده است؛ علی القاعده ( با تعصبی که اعراب در دین خود داشتند ) بایستی علیه او قیام نماید و آن حضرت را تهدید کند و از آن دین منع کند و اگر نپذیرفت چون به طریق استمداد آمده بود و خلاف عقیدۀ او دعوی نبوت داشت، امر به حبس آن حضرت نماید یا دست کم طردش کند و قول مساعدت به او ندهد تا از قیام به آن امر بزرگ منصرف گردد تا هم دین خود را حفظ کند و هم همکیشان خود را راضی نماید؛ همان قسمی که آزر ، برادرزادۀ خود، ابراهیم ، را طرد نمود .
جواب ما:
  اول، اگر ابی طالب بر دین مشرکان نبود، چرا مشرکان ملا حظۀ او را کردند و او و محمد را با یک چشم نمی نگریستند؟ 
دوم، هر کس می داند که عرب دورۀ جاهلیت سخت به قوانین قبیله ای پایبند بودند ! حضرت محمد وقتی که بعد از مرگ ابی طالب به طائف رفت و از آن جا رانده شد و به مکه برگشت و از یکی از کفار مکه پناه خواست، او هم با 10 فرزندش با شمشیر برهنه آمد و گفت: محمد در پناه من است. حالا استدلال کن که او هم مسلمان بود؟
ادعای 368 - دلیل مسلمانی ابوطالب این است که مانند عموی حضرت ابراهیم نبود
  رفتار آزر ( پدر ابراهیم ) را با ابوطالب مقایسه می کند و نتیجه می گیرد که چون ابوطالب مثل آزر عمل نکرد، پس مسلمان بود ! …   
جواب ما:
  آیا رفتار مختلف دو کافر دلیل بر این است که یکی مسلمان است ؟! در زمانۀ ما هم یک مسیحی، پوست مسلمان را می کند و یک مسیحی دیگر ، مفت و مجانی و شب روز به مسلمانان خدمت می کند!
 اما این ، دلیل نمی شود که بگوییم: چون دومی مثل اولی نیست، پس مسلمان است !
از قیاسش  خنده آمد خلق را .
ادعای 369 - به معاویه می گوید: دایی مومنان و محمد ،برادر عایشه، را نمی گوید 
  شما معاویه را دایی مسلمانان می دانید به خاطر این که خواهرش زن پیامبر بود اما محمد بن ابوبکر را با این که پیرو علی بود، دایی مومنان نمی دانید؛ حتی او را کشتید چون محمد بن ابوبکر طرفدار حضرت علی     بود ! ...  
جواب ما:
  این بار انصافاً حق با توست . ام المومنین بودن عایشه دلیل نمی شود که برادرش دایی و خواهرش خاله و مادرش جدۀ مومنان باشد ! و از طرف ما هم اگر کسی چنین می گوید، اشتباه می کند ! ما که تعصب نداریم، بد را می گوییم بد است ! اما دربارۀ کشته شدن محمد بن ابوبکر به دست معاویه باید گفت: او به دست حاکم مصر در جنگ داخلی اسیر شد و به خون خواهی عثمان کشته شد !
  حالا این سوال را مطرح می کنیم که چرا معاویه مردم داری نکرد و پسر ابوبکر را کشت؟ در حالی که شما می گویید: مردم طرفدار ابوبکر بودند و علی قدرت  نداشت. اما علی عایشه را باوجود آنکه قاتل هزاران نفر بود با احترام ب