 زد. پس اگر معاویه بد بود، حسن چنین نمی کرد. 
ادعای 373 - به امر معاویه 30000 مومن کشته شدند
  از همۀ اعمال او قبیح تر قتل عام شیعیان علی است که بسر بن ارطاة سفاک خونخوار و بی باک به امر معاویه انجام داد. چنانکه ابو الفرج اصفهانی و علامه سمهودی در «تاریخ المدینه» و ابن خلکان و ابن عساکر  طبری در تاریخ خود و ابن أبی الحدید در «شرح نهج البلاغه»  و دیگران از اکابر علمای شما نوشته اند که معاویه به بسر َدستور داد که حرکت کن؛ لذا با سه هزار لشکر جرار خونخوار حرکت کردند و در مدینه و صنعاء و یمن و طائف و نجران و بین راه آن قدر از مومنان حتی زنان و اطفال کشتند که با اعمال او صفحات تاریخ ننگین شد و وقت اجازه نمی دهد که عملیات او را شرح بدهم تا آن جا که وقتی به یمن رسیدند عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب که والی و خارج از شهر بود، به خانۀ او رفت و سر دو فرزند کوچک او به نام سلیمان و داود را در آغوش مادر به دست خود برید ؟! …   
جواب ما:
  نمی دانم این داستان را با کدام سند ذکر می کند. در این جا یک سوال داریم ! 3000 نفر چگونه حریف مردم یمن شدند ! بعد تا آن جا که ما می دانیم تا وقتی علی زنده بود، مدینه و مکه و یمن به دست حضرت علی بود. اگر بسر به طرفداران علی حمله کرد، پس آن طرفداران که حریف 3000  نفر نشدند، همان بهتر که بمیرند . 
  چرا حسن حکومت را به معاویه داد؟ زیرا طبری نوشته که علی امیری فرستاد و این امیر، لشگر بسر بن ارطاه را در مدینه و مکه و یمن تار و مار کرد و در مدینه از مردم خواست با علی بیعت کنند . خبر آمد که علی شهید شده است. امیر فاتح مدینه که از دست او بسر بن ارطاه  فرار کرده بود به مردم گفت که با حسن بیعت کنید، اما حسن دو دستی خلافت را به معاویه داد! خب بقیه سوال ما این است که اگر حسن صلح کرده باشد و این داستان واقعیت داشته باشد، امام حسن غیب دان چرا با وجود داشتن هزاران طرفدار مثل آب خوردن حکومت را به معاویه داد. جواب دارید بگوید!
 ندارید. ساکت شوید  والسلام !
ادعای 374 - معاویه امر به سبّ علی کرد …    
جواب ما:
  ما قبول نداریم که معاویه گفته باشد: بر منابر علی را فحش بدهید و در مذمت علی حدیث جعل کرده باشد. به چند دلیل :
1-	کتب اهل سنت  موجود است. اگر در کف دست من مویی دیدید، آن وقت علیه علی هم در کتب اهل سنت حدیثی می ببینید! همۀ کتابهای اهل سنت را بگردید؛ یک حدیث در ذم علی نمی یایید؛ حتی ما علی را از صحابه  کبار و جزء ده  نفر اول و حتی جزء 4 نفر اول می دانیم. چگونه ممکن است علیه او حدیث داشته باشیم ؟ فراموش نکنید که علی، صحابی پیامبر بود.  
2- کتب حدیث ما در زمان بنی امیه و بنی عباس جمع آوری شده است و در تمام این کتب بابی در فضایل علی هست ! و بابی دیگر در فضایل اهل بیت !
ادعای داعی اصلاً همگون نیست. اگر در کتب ما بابی در ذم علی بود، آن وقت داعی می توانست بگوید که این از جعلیات معاویه است؛ وقتی اصلاً حدیثی در ذم علی نیست، بر عکس مرتب در مدح او حدیث داریم؛ پس ادعای نویسنده بی پایه ، سست و احمقانه است !
ادعای 375 - سبّ و دشنام به علی ، سبّ و دشنام به پیغمبراست ...  	
جواب ما:
  اولا کسی سب نمیکند دومآ  این دروغ است.
 البته این درست است که در جایی برای دفاع از علی فرمودند: 
«من اذی علیآ فقد اذانی»
 البته کاربردش در امور دینی است والا علی و فاطمه دعوا هم می کردند؛ اما این حدیث در این جا کاربرد ندارد. و ما این حدیث را قبول داریم و به این خاطر در جنگ با معاویه علی را برحق می دانیم .
ادعای 376 - دشمن علی، کافر است ...  					
  حدیث جعلی را با اسناد سلیمان بلخی آورده است که دشمن علی، کافر است. 
جواب ما:
  این حدیث دروغ است ! ما سنی ها قبولش نداریم و السلام ! 
ادعای 377 - همنشین و  مصاحب پیامبر می تواند آدم بدی باشد ...               
  در آیۀ 2 از سورۀ نجم ، خطاب به مشرکان می فرماید :
{مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَ ى }  (النجم/2)
صاحب شما ( محمد ص ) هیچگاه در ضلالت و گمراهی نبوده است
{وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالاً وَأَعَزُّ نَفَراً } (الكهف/34)
( آن مرد کافر ) با مصاحب و رفیقیش ( که مرد مؤمن و فقیر بود ) در مقام گفتگو و مفاخرت برآمد و گفت: من از تو به دارایی بیشتر و از حیث خدم و حشم نیز، محترم تر و عزیز ترم .
حضرت یوسف به  دو کافر زندانی فرمود:
{يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ } (يوسف/39)
ای  رفقای  زندانی  من ،  از  شما  می پرسم : آیا  خدایان  بی  حقیقت  و  متفرق  مانند  بتان  و  فراعنه  و  
و غیره بهترند یا خدای  یکتای  قاهر.
خلاصه حرفش این است که می تواند آدم خوب، مصاحب آدم بد باشد و چند آیه را دلیل آورد؛ مثل این آیات که در بالا ذکر کردیم …  

جواب ما:
  وی معجم قرآن را جلویش گذاشته است و دنبال کلمۀ مصاحب گشته و نه جلوتر را دیده و نه عقب تر را نه چپ را و نه راست را و می گوید: احتمال دارد اصحاب محمد بد باشند! به چه دلیل؟ به دلیل این که اصحاب یوسف در زندان بد بودند یا آن دو یار  باغ دار که  یکی کافر بود یکی مومن .
و همچنین، خدا به مردم مکه می گوید: صاحب شما و همنشین شما گمراه نیست !
حالا چند سوال ما را جواب بده :
  آیا فرق بین اصحاب یوسف با اصحاب محمد را نمی دانی ؟ پس بدان که آن دو زندانی را یوسف به میل خود به دوستی انتخاب نکرده بود؛ بلکه به اجبار با آنها در زندان بود. باز و جغد را که در یک قفس، زندانی کنند نمی توانی آنها را دوست یکدیگر خطاب کنی .
از آیه {مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَ ى}
می خواهی نتیجه بگیری که مردم مکه، همه ، صحابی بودند !! یعنی، ابوجهل و ابولهب هم دوستان پیامبر بودند؟! 
آیا ندیدی که محمد (صلی الله علیه و سلم) با اصحاب خود چگونه رفتار کرد؟ به عثمان دو دختر داد؛ به علی یک دختر داد؛ از عمر یک دختر خواست؛ از ابوبکر یک دختر خواست ! آیا دو باغ دار یا یوسف و دو زندانی با هم خویش شدند و وصلت کردند؟! 
آیا در مجالس درس حوزۀ قم هستیم که کسی جواب شما را نمی دهد و خود می گویید و خود می خندید !
می گوید:
  درمیان اصحاب ، مردم بد دل و اهل مکر و خدعه و نفاق و دشمن آن حضرت و اهل بیت طاهرینش هم زیاد بودند؛ مانند عبدالله بن أبی و ابی سفیان و حکم بن عاص .
جواب ما:
  می ببنید استدلالش را ؟! می خواهد منافق را با صحابی در آمیزد تا نتیجۀ فاسدی بگیرد که اطرافیان پیامبر، همه خوب نبودند. بله ، ما می دانیم که همه خوب نبودند. در پیرامون پیامبر ، عبدالله ابن ابی هم بود ؛ علی هم بود ؛ ابوجهل هم بود ؛ ابی طالب هم بود . آیا فرق بین اینها از رفتارشان با پیامبر آشکار نمی شود !
ابولهب وقتی محمد پیامبر شد به پسرانش دستور داد که دو دخترش را طلاق دهند. عثمان که مسلمان شد، حضرت دو دخترش را به او داد. تو عثمان را مساوی می دانی با امیه بن خلف؟ ای نا خلف !
ادعای 378 - اگر پیغمبر به مرگ یا قتل فوت می نمودند، باز شما به دین جاهلیت خود رجوع خواهید نمود.
  می گوید: خیلی از اصحاب بعد از پیامبر مرتد شدند و ا