اد و با دوستانش خوب و نيك، تا كرد. سلام و رحمت و بركات الهي بر شما باد.
ابوبكر صديق(رض) با شنيدن خبر پيروزي شادمان شد و فرمود: «سپاس خدا را كه مسلمانان را ياري نمود و چشمانم را به اين پيروزي، شاد فرمود.»(4) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اجنادين، نام منطقه‌ي معروفي در فلسطين است. نگاه كنيد به: المعجم ياقوت، ج1، ص203
2) ابوبكر الصديق، نزار حديثي، ص70؛ ابن‌اسحاق و مدايني، جنگ اجنادين را پيش از جنگ يرموك دانسته‌اند. در اين جنگ تعدادي از صحابه شهيد شدند. فرمانده‌ي روميان، شخصي به نام ابن هزارف را كه از قضاعه بود، براي بررسي وضع مسلمانان فرستاد و چون ابن‌هزارف بازگشت، به روميان اين چنين گزارش داد كه: مسلمانان در شب همانند راهبان عابدند و در روز مجاهدان يكه‌سوار؛ اگر پسر پادشاه اين‌ها هم دزدي كند، دستش را قطع مي‌كنند و اگر زنا نمايد، سنگ‌سارش مي‌نمايند. فرمانده‌ي روميان با شنيدن گزارش جاسوسش گفت: اگر راست بگويي، مردن و زير زمين رفتن، بهتر از رويارويي با چنين افرادي است. فرمانده‌ي روميان در اين جنگ بنا بر آن‌چه در البداية و النهاية آمده، قيقلان بوده است. طبري، قبقلار را نام فرمانده‌ي روميان در جنگ اجنادين آورده و گفته است: علماي شام، تذارق برادر هرقل را فرمانده‌ي روميان در اين جنگ دانسته‌اند و ابن‌اثير نيز در الكامل، تذارق را فرمانده‌ي رومي‌ها گفته است.(مترجم)
3) ابوبكر الصدق، نزار حديثي، ص70
4) فتوح‌الشام ازدي، ص84-93پيروزي مسلمانان، با پيروزي در جنگ اجنادين و شكست روميان آغاز شد و مسلمانان، به فرمان ابوبكر صديق(رض) در يرموك جمع شدند. روميان، به فرماندهي تيدور در منطقه‌اي كه امكان دفع نيروهاي حريف زياد بود و راه گريز را تنگ مي‌نمود، اردو زدند. اردوگاه قشون رومي، در واقوصه(1)  در نزديكي يرموك بود.
تعداد مسلمانان و رومي‌ها در جنگ يرموك 
مسلمانان، به فرماندهي خالد بن وليد(رض)، چهل يا چهل و پنج‌هزار نفر بودند.(2) 
تعداد رومي‌ها به فرماندهي تيدور، به دويست و چهل‌هزار نفر مي‌رسيد.
مسلمانان، به فرماندهي خالد بن وليد(رض) در يرموك اردو زدند و رومي‌ها در كرانه‌ي جنوبي رود اردن جمع شدند. عمرو بن عاص(رض) فرمود: «اي مسلمانان! شما را بشارت باد كه من، رومي‌ها را محاصره كردم و هر كه در محاصره قرار بگيرد، به ندرت عاقبت به‌خير مي‌شود.»(3) 
خالد(رض) در آرايش نظامي لشكر اسلام، شيوه‌ي جديدي به‌كار برد كه پيش از آن درميان عرب‌ها رايج نبود. او، قشون اسلامي را به چند واحد نظامي تقسيم كرد و با سي و شش گردان وارد عمل شد. تقسم‌بندي واحدهاي نظامي قشون اسلامي به ترتيب زير بود:
ـ چند فوج كه هر يك متشكل از ده تا بيست گردان بود و فرمانده‌ي جدايي داشت.
ـ چندين گردان كه از هزار رزمنده تشكيل مي‌شد و هر گرداني، فرمانده‌ي جدايي داشت.(4) آرايش لشكر مسلمانان كه از چهل گردان تشكيل شده بود، به ترتيب زير بود:
ـ سپاه مركزي: از 18 گردان به فرماندهي ابوعبيده بن جراح(رض) تشكيل شده بود و عكرمه(رض) پسر ابوجهل و قعقاع بن عمرو(رض) در اين فوج حضور داشتند.
ـ سپاه راست: متشكل از 10 گردان بود و تحت فرماندهي عمرو بن عاص(رض) قرار داشت و شرحبيل بن حسنه(رض) نيز با او بود.
ـ سپاه چپ: 10 گردان داشت و تحت فرماندهي يزيد بن ابوسفيان(رض) بود.
ـ دسته‌ي پيشگامان: دسته‌ي كوچكي از سواركاران و نگهبانان در خط مقدم بود كه بررسي تحركات دشمن، كسب اطلاعات و برخورد با جاسوس‌هاي احتمالي دشمن را بر عهده داشت.(5) 
ـ دنباله‌داران لشكر: از پنج گردان (5000 نفر) به فرماندهي سعيد بن زيد(رض) تشكيل يافته بود و رسيدگي به امور سپاهيان را بر عهده داشت. ابودرداء(رض) در همين واحد، به عنوان قاضي خدمت مي‌كرد و عبدالله بن مسعود(رض) نيز انباردار بود و مسؤوليت تداركات را بر عهده داشت. مقداد بن اسود(رض) از افراد اين دسته بود و درميان مجاهدان دور مي‌زد و سوره‌ي انفال و آيات جهاد را تلاوت مي‌كرد تا عواطف ايماني و جهادي صحابه را برانگيزد. ابوسفيان بن حرب(رض) نيز به عنوان واعظ درميان صفوف مي‌گشت و سربازان اسلام را به جهاد و جان‌فشاني تشويق مي‌نمود. (6)  خالد بن وليد(رض) به عنوان فرمانده‌ي ارشد لشكر اسلام با تعدادي از صحابه درميان سپاهيان بود. به هر حال لشكر اسلام براي رويارويي با دشمن به آمادگي نسبي، دست يافت؛ هر يك از فرماندهان، افرادش را به جهاد، جان‌فشاني و صبر و شكيبايي در راه خدا فرا مي‌خواند. مسلمانان و فرماندهانشان خوب مي‌دانستند كه اين جنگ، جنگ سرنوشت‌سازي است و به عقب راندن دشمن، پيروزي بزرگي مي‌باشد و چنان‌چه نتوانند دشمن را شكست بدهند، در ادامه‌ي كارشان با مشكل و بلكه شكست مواجه مي‌شوند. عقب‌نشيني و شكست روم در يرموك، به معناي فتح شام و آزادسازي آن از دست روميان بود و اين، گشايش دروازه‌هاي شام و برچيده شدن موانع و عوامل بازدارنده‌ي فراروي مسلمانان و ره‌يابي به مصر و پس از آن،گسترش اسلام به آسيا و اروپا به شمار مي‌رفت.(7) 
آمادگي ايماني مسلمانان براي رويارويي با دشمن
زماني كه مسلمانان و روميان، روياروي يكديگر قرار گرفتند، ابوعبيده(رض) خطاب به مسلمان فرمود: «اي بندگان خدا! دين خدا را ياري كنيد تا خداي متعال، شما را نصرت دهد و گام‌هايتان را استوار و ثابت بدارد كه وعده‌ي الهي، حق است. اي مسلمانان! صبر و شكيبايي ورزيد كه صبر، مايه‌ي خشنودي خدا، رهايي از كفر و دوري از ننگ و عار است. وقتي كه دشمن، تيراندازي را آغاز كرد، از صف‌هايتان جدا نشويد و به سوي دشمن، گام برنداريد و جنگ را شروع نكنيد؛ بلكه پشت سپرها پناه بگيريد؛ ساكت باشيد و تنها خدا را ياد كنيد تا به خواست خدا به شما فرمان حمله بدهم.»
معاذ بن جبل(رض) نيز خطاب به مسلمانان فرمود: «اي اهل قرآن و اي نگهبانان و حافظان كتاب خدا! اي انصار هدايت و اي دوستان حق! دست‌يابي به رحمت الهي و ورود به بهشت، به آرزو نيست و تنها راستان و وفاداران به حق، به مغفرت و رحمت گسترده‌ي الهي دست مي‌يابند. مگر فرموده‌ي الهي را نشنيده‌ايد كه:(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِکُونَ بِي شَيْئًا وَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ) (8) خدا، شما را بيامرزد؛ از خدايتان حيا كنيد كه مبادا شما را در حال گريز ببيند و بدانيد كه شما، در قبضه و مشت خداييد و پناهي، جز او نداريد و فقط او، شما را عزت و سرافرازي مي‌بخشد.»
عمرو بن عاص(رض) مسلمانان را بدين شكل نصيحت و آماده‌ي جهاد كرد: «اي مسلمانان! چشمانتان را فرو اندازيد(9)  و روي زانوهاي خود بنشينيد و تيراندازي كنيد و وقتي سپاهيان