ود و چون خبر پيروزي مسلمانان در اين جريان به ايران و روم رسيد، دانستند كه اين قدرت جديد، دسيسه‌ها و چالش‌ها را به راحتي پشت سر مي‌گذارد و همين، جلوه‌ي قدرتمند و باشكوهي از اسلام به نمايش گذاشت.
ب) لشكر اسامه: گسيل لشكر اسامه نقش مهمي در ايجاد وحشت در دل دشمنان اسلام و ارائه‌ي تصويري قدرتمند از اسلام داشت و طوري شده بود كه بازگشت پيروزمندانه‌ي لشكر اسلام به مدينه، رومي‌ها را به سؤال و شگفت واداشته و آنان را به قدري در هراس انداخته بود كه هرقل را بر آن داشت تا ده‌ها هزار از نيروهايش را در مرزها مستقر كند. با انتشار اين خبر و رسيدن آن به ايراني‌ها، هيبت و شوكت اسلام و مسلمانان، بيش از هر زماني در اين قدرت‌ها رخنه كرد.(1) 
2ـ پيگيري فرمان رسول‌خدا(ص) درباره‌ي جهاد
ابوبكر صديق(رض) براي تأمين دعوت و رساندن آن به مردم، راه جهاد را ادامه داد و براي گسترش دعوت حق، عموم مسلمانان را به جهاد و خروج در راه خدا فراخواند تا طاغوتياني را كه دعوت رسول‌خدا(ص) را رد كرده و نور حق را از ملت‌هايشان دريغ نموده بودند، نابود كند. عموم مسلمانان نيز فراخوان ابوبكر صديق(رض) را لبيك گفتند تا زير پرچم جنگاوران مجاهدي چون خالد، ابوعبيده، عمرو، شرحبيل و يزيد(رض) انجام وظيفه نمايند. اين فرماندهان از سوي خليفه‌ي باتجربه و كارآزموده‌اي منصوب شده بودند كه دانش نظامي شگفت‌انگيزي داشت؛ دانشي كه در شرايط بحراني و چالش‌هاي فراروي مردمش، به دست آورده و او را در گزينش بهترين فرماندهان لشكري به نحو احسن ياري داده بود. ابوبكر صديق(رض) علاوه بر گزينش درست فرماندهان، همواره آنان را راهنمايي مي‌كرد و همين، باعث شد تا شام و عراق در كوتاه‌ترين زمان ممكن و در حداقل تلفات و سختي‌ها فتح شوند.(2) 
3ـ عدالت‌گستري و مهرورزي درميان مردم مناطق فتح‌شده
سياست خارجي ابوبكر صديق(رض) مبتني بر عدل‌گستري، برقراري امنيت و ايجاد اطمينان و آرامش خاطر براي توده‌ي مردمان مناطق فتح شده بود تا بتوانند به‌وضوح تفاوت حكومت حق و حكومت باطل را دريابند و در پي آن چنين نپندارند كه حكومت ستم‌پيشه‌اي نابود شده تا حكومت ستم‌گر ديگري و يا ظالم‌تر از آن، روي كار بيايد. ابوبكر صديق(رض) به فرماندهانش سفارش نمود كه رفتار عادلانه‌ و محبت‌آميزي با مردم داشته باشند؛ چراكه شكست‌خورده، بيش از هر كس ديگري نيازمند مهر و عطوفت است تا انگيزه‌هاي جنگ و شورش، از او برداشته شود. مسلمانان فاتح نيز اين رويه را با مردم مناطق فتح شده در پيش گرفتند و توجه ويژه‌اي به سازندگي و عمران نمودند. توده‌ي ملت‌ها، با برپايي ترازوي عدل، منش نويني از انسانيت راستين ديدند كه باعث انتشار نور اسلام و شكار دل‌ها شد و بدين‌سان همه، در برابر اسلام گردن نهادند. سپاهيان فارس و روم، به هر جا كه قدم مي‌گذاشتند، خرابي به راه مي‌انداختند و با هتك حرمت و تجاوزگري، آن‌چنان وحشت و هراس شديدي ايجاد مي‌كردند كه خاطره‌ي تلخش، سينه به سينه و نسل به نسل مي‌گشت. اما ورود سپاهيان اسلام به قلمرو فارس و روم، جلوه‌ي زيبايي از عدالت و مهرورزي را نمايان كرد و جايگاه انساني آحاد ملت‌ها را كه در اثر ظلم و خفقان حكام ستم‌پيشه‌ي فارس و روم، به نابودي كشيده شده بود، به آنان باز گردانيد. ابوبكر صديق(رض) به اين استراتژي، توجه ويژه‌اي داشت و همواره به رفع اشتباهات و كجي‌ها مي‌پرداخت. بيهقي رحمه الله مي‌گويد: عجم‌ها، پس از هر پيروزي، به غارت‌‌گري پرداخته و هر طور كه مي‌خواستند با بزرگان و سرآمدان حريف شكست‌خورده، برخورد مي‌كردند و سرِ كشته‌هاي دشمن را جهت افتخار و به‌نشان پيروزي، براي شاهانشان مي‌فرستادند. مسلمانان در جنگ با روميان، به قصد مقابله به‌مثل، همين رويه را در پيش گرفتند كه از آن جمله مي‌توان به كار عمرو بن عاص و شرحبيل بن حسنه اشاره كرد كه سر يكي از فرماندهان رومي به نام بنان را با عقبه بن عامر(رض) به مدينه فرستادند. اما ابوبكر صديق(رض) اين كارشان را نكوهش كرد. عقبه(رض) عرض كرد: «اي خليفه‌ي رسول‌خدا! دشمن، با ما همين كار را مي‌كند.» ابوبكر صديق(رض) فرمود: «آيا مي‌خواهيد روش فارس و روم را در پيش بگيريد؟! پس از اين، هيچ سري را برايم نفرستيد و به نامه و گزارش كارتان بسنده كنيد.»(3) 
4ـ برداشتن هرگونه زور و اجبار از مردم
يكي از شاخص‌ترين سياست‌هاي خارجي ابوبكر صديق(رض) برداشتن زور و اجبار از مردم مناطق فتح‌شده بود و هيچ كسي را به پذيرش اسلام مجبور نمي‌كرد؛ اين رويه‌اش، برخاسته از فرموده‌ي الهي بود كه:(أَفَأَنتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَکُونُواْ مُؤْمِنِينَ) (يونس:99)
يعني: «آيا تو مي‌خواهي مردم را مجبور كني به اين‌كه ايمان بياورند؟!»
هدف مسلمانان از جهاد برون‌مرزي و فتح سرزمين‌ها، نابودي سركشان و در پي آن گشايش درها به سوي ملت‌ها بود تا كابوس ستم را از بين ببرند و شرافت و انسانيت راستين را به مردم هديه كنند؛ نور اسلام را ببينند و آزادانه تصميم بگيرند. آري! مسلمانان، كسي را به پذيرش اسلام، مجبور نكردند و تا زماني كه با آن‌ها عهدشكني نشد، بر پيمان خود به ترتيب زير پايبند ماندند:
الف) پرداخت جزيه از سوي كساني كه اسلام را قبول نكردند.
ب) عدم به‌كارگيري و استخدام غيرمسلمانان در كارهاي كليدي از قبيل فعاليت‌هاي لشكري و نظامي.
ج) اخذ پيمان از غيرمسلمانان قلمرو حكومت اسلامي مبني بر اين‌كه از فعاليت‌هاي ضد اسلامي بپرهيزند.
د) در صورتي كه هر غيرمسلماني، خواسته باشد دينش را تغيير دهد، تنها بايد مسلمان شود.
با توجه به اين‌كه به زور و اجبار نمي‌توان عقيده‌اي را بر كسي تحميل كرد، اسلام و حكومت اسلامي، براي غيرمسلمانان از طريق شرح عملي و تئوري به‌گونه‌اي تبيين شد كه به ميل خود اين دين را بپذيرند و مسلمان شوند.(4) 
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ الدعوة الي الاسلام، ص259و260
2) تاريخ الدعوة إلي الإسلام، ص260
3) تاريخ الخلفاء از سيوطي، ص123
4) تاريخ الدعوة إلي الإسلام، ص263بازنگاهي به فتوحات دوران ابوبكر صديق(رض) اين امكان را فراهم مي‌آورد تا اساسي‌ترين برنامه‌هاي جنگي اين خليفه‌ي بزرگوار و چگونگي كاربري اسباب و زمينه‌ها از سوي وي، به عنوان يك سنت الهي نمايان گشته و از چند و چون عوامل نزول نصرت و پيروزي مسلمانان در جريان فتوحات خليفه‌ي اول آگاهي يابيم. برخي از اين برنامه‌ها عبارتند از:
1ـ پرهيز از شتاب‌زدگي در ورود به قلمرو دشمن
ابوبكر صديق(رض) به شدت مسلمانان را از ورود پرشتاب و نسنجيده به قلمرو دشمن پيش از فتح كامل برحذر مي‌داشت كه اين امر، در جريان فتح عراق و شام كاملاً واضح مي‌باشد. ابوبكر صديق(رض) در جريان فتح عراق به خالد و عياض دستور داد تا به‌طور جداگانه از شمال و جنوب وارد عراق شوند. در فرمان ابوبكر(رض) به اين دو فرمانده آمده بود: «زماني كه در حيره گرد هم آمديد، هر يك از شما كه زود