و درخواست ياري مي‌كند. ابوبكر(رض) كيفيت دعا و عبادت را از رسول‌خدا(ص) فرا گرفت و همواره مي‌كوشيد تا دعا و تسبيحش به همان شكل و ساختاري باشد كه آن حضرت به او آموزش مي‌دادند. همين‌جا اين نكته را يادآوري مي‌كنيم كه سزاوار نيست هيچ مسلماني صرفاً به خاطر جمله‌بندي‌هاي زيبا، دعاها و اذكار وارد شده در سنت صحيح را ترك كند يا به سليقه‌ي خود صيغه و ساختاري در ذكر خدا يا درود بر پيامبر(ص) بكار گيرد كه در سنت نيامده است؛ چراكه رسول‌خدا(ص) معلم و آموزگار خوبي‌ها است و با آموزش خوبي‌ها به ديگران، راه درست و مستقيم را تبيين فرموده است و از همگان، بيش‌تر مي‌دانسته كه چه بهتر و كامل‌تر مي‌باشد(1). 
در صحيحين آمده است: ابوبكر(رض) به رسول‌خدا(ص) عرض كرد: «به من دعايي آموزش دهيد كه در نمازم با آن دعا كنم.» رسول‌خدا(ص) فرمودند: «بگو: اللهم إنّي ظَلَمتُ نَفسي ظُلمًا كثيرًا و لا يغفِرُ الذنوبَ إلا أنتَ فاغفِرْ لي مغفرةً مِن عندكَ و ارحَمني إنّك أنتَ الغفورُ الرحيمُ»(2)  يعني: «خداوندا! من به خودم ظلم زيادي كردم و كسي جز تو گناهان را نمي‌بخشد؛ پس مرا به آمرزشي از نزد خود بيامرز و مرا مورد رحمتت قرار بده كه تو آمرزنده و مهربان هستي.»
در اين دعا بنده با اظهار گنهكاري خويش و اذعان به قدرت خداوند براي آمرزش و بخشايش و هم‌چنين اعتراف به اين‌كه مغفرت گناهان فقط در قدرت خدا است، به درگاهش عرض نياز و تقاضاي آمرزش و مغفرت مي‌كند و صريح و بي‌واسطه خواسته‌اش را مطرح مي‌نمايد تا پذيرفته گردد. ثنا و ستايش خداوند به وقت دعا، از كامل‌ترين انواع طلب و عرض نياز به درگاه الهي است(3)  و در اين دعا خداوند نيز به صفاتي چون آمرزندگي و بخشندگي ستوده مي‌گردد.
در روايتي آمده است كه ابوبكر صديق(رض) به رسول‌خدا(ص) عرض كرد: «اي رسول‌خدا! به من دعايي ياد بدهيد كه صبح و شام آن را پيشه‌ي خود سازم.» رسول‌خدا(ص) فرمودند: «بگو: (اللهمَّ فاطرَ السمواتِ و الأرضِ عالمَ الغيبِ و الشهادة ربَّ‌ كلِّ‌ شيءٍ‏ و مليكهُ أشهد أن لا إله إلا أنت أعوذُ بكَ مِن شرِّ‌ نفسي و مِن شرِّ‌ الشيطانِ و شركِه و أن أقترفَ علَي نفسي سوءًا أو أجرَّهُ إلي مسلمٍ) اين را هنگام صبح و شام و وقتي كه (خواستي بخوابي و) پهلو بر بستر نهادي، بگو.»(4)  معني دعا چنين است: «اي آفريننده‌ي آسمان‌ها و زمين! اي داناي هر نهان و آشكار! اي پروردگار و اي مالك همه چيز! گواهي مي‌دهم كه خداي برحقي جز تو نيست و به تو پناه مي‌برم از شر نفس خود و از شر شيطان و از دامش و به تو پناه مي‌جويم از اين‌كه در حق خود بدي نمايم و گناه كنم يا آن را به مسلمان ديگري روا دارم».
ابوبكر(رض) از رسول‌خدا(ص) ياد گرفت كه هيچكس نبايد خودش را از توبه و انابت به خداوند متعال و از استغفار و طلب آمرزش بي‌نياز بپندارد؛ بلكه هر شخصي هميشه به توبه و استغفار نياز دارد. خداوند متعال، مي فرمايد:(إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا(72) لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِکِينَ وَالْمُشْرِکَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا(73)) (أحزاب:72، 73)
يعني: «ما، امانت را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه كرديم و اين‌ها از پذيرش امانت خودداري كردند و از آن ترسيدند و انسان، اين امانت را به دوش گرفت (و مقامي بس بزرگ يافت؛ اما برخي از) انسان‌ها (قدر اين مقام رانمي‌دانند و) واقعاً ستم‌گر و نادانند. خداوند (اين امانت را بر دوش انسان نهاد تا افراد بشر را بيازمايد و) با اين هدف كه مردان و زنان منافق و مشرك را عذاب دهد و بر مردان و زنان مؤمن ببخشايد و خداوند، آمرزنده و مهربان است.»
اگر انسان، ارزش و مقامش را نشناسد، جهالت كرده و نسبت به خود ستم نموده است. البته فرجام مؤمنان، بخشش و رضاي الهي است. خداوند متعال، در قرآن مجيد تصريح مي‌فرمايد كه توبه‌ي بندگان نيكش را مي‌پذيرد و آنان را مورد رحمت خويش قرار مي‌دهد. در صحيحين حديثي روايت شده كه رسول‌خدا(ص) فرموده اند: (لن يدخلَ الجنّةَ أحدٌ بعملِهِ) يعني: «هرگز كسي در قبال عملش به بهشت نمي‌رود و (فقط به رحمت الهي بهشتي مي‌گردد.)» صحابه عرض كردند: شما هم اي رسول‌خدا؟ آن حضرت فرمودند: (و لا أنا إلاّ أن يتغمدني اللهُ برحمتِهِ) «و من هم (به ازاي عملم به بهشت نمي‌روم و) تنها به فضل خدا كه مرا در برگيرد، وارد بهشت مي‌شوم.»(5)  در اين حديث به اين نكته تصريح شده كه دخول به بهشت در ازاي اعمال نيك بنده نيست و تنها به فضل و رحمت خدا است كه بنده‌اي در بهشت داخل مي‌شود. اين حديث، هيچ تعارضي با آيه‌ي 24 سوره‌ي حاقه ندارد كه خداي متعال در آن سبب بهره‌مندي بهشتيان را از بهشت، اعمال نيكي بيان مي‌فرمايد كه بهشتيان، در دنيا كرده‌اند؛ خداوند متعال، در اين آيه مي‌فرمايد:(کُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ) يعني: «به سبب كارهاي نيكي كه در ايام گذشته(دنيا) انجام داده‌ايد، گوارا بخوريد و بياشاميد.» ميان حديث رسول‌خدا(ص) و اين آيه، هيچ تعارضي نيست؛ چراكه در حديث، ميزان اعمال نيك در قياس با نعمت‌هاي بهشت ناچيز تلقي گرديده و بيان شده كه هيچكس در مقابل عمل يا هم‌سان كرده‌ي نيكش وارد بهشت نمي‌شود و اصلاً نيكي‌هايش در آن حد و جايگاه نيست كه با نعمت دخول در بهشت برابري كند و تنها فضل و رحمت خداست كه بنده را دستگيري مي‌نمايد و به بهشت مي‌برد؛ آيه‌ي 24 سوره‌ي حاقه كه سبب بهره‌مندي بهشتيان از نعمت‌هاي بهشت را اعمال نيك گذشته بيان مي‌كند، مفسران قرآن و شارحان حديث را بر آن داشته تا بدين نكته تصريح كنند كه هرگاه خداوند متعال، بنده‌اي را دوست بدارد، به او توفيق توبه و استغفار مي‌دهد و اصرار و تداوم بر گناه را از او سلب مي‌فرمايد. قطعاً اين پندار كه تداوم و اصرار بر گناه به گنهكار ضرري نمي‌رساند، پنداري است خام و بلكه منحرف و مخالف با كتاب و سنت و اجماع سلف و ائمه؛ زيرا هر كس، ذره‌اي نيكي داشته باشد، نتيجه‌اش را مي‌بيند و هر كس، ذره‌اي بدي داشته باشد، سزايش را مي‌چشد(6). 
ابوبكر(رض) همواره در ياد خدا و توجه به سوي او بود و بسيار تضرع و زاري مي‌نمود و اوقاتش را در دعا و راز و نياز با خداوند متعال سپري مي‌كرد. اين‌جا به پاره‌اي از دعاهايي كه از ابوبكر(رض) روايت شده، اشاره مي‌كنيم:
الف) أَسأَلُكَ تَمَامَ النِّعمةِ في الأشْياءِ كُلِّها وَ الشُّكْرَ لَكَ عَلَيْها حَتَّي تَرضَي وَ بَعْدَ الرِّضا وَ الخيرةَ فَي جَميعِ ما تكونُ إليهِ الخيَرةُ بجميعِ ميسورِ الأمورِ كُلِّها لا بِمَعسورِها يا كريمُ(7) 
يعني: «خداوندا! من از تو مي‌خواهم كه نعمتت را در همه چيز بر من تكميل 