ه:85)
يعني: «آيا به بخشي از كتاب ايمان مي‌آوريد و به بخش ديگر آن كفر مي‌ورزيد؟ مجازات هر كس از شما كه چنين كند، چيزي جز خفت و رسوايي در اين جهان نيست و (چنين كساني) در روز قيامت به سخت‌ترين شكنجه‌ها برگشت داده مي‌شوند و خداوند، از آن‌چه مي‌كنيد، بي‌خبر نيست.»
موضع ابوبكر صديق(رض) در قبال جهاد با مرتدان، چيزي بود كه از سوي خداي متعال در دلش افتاد و به خواست خدا، موفقيت و پيروزي چشم‌گيري نيز به دنبال داشت. ابوبكر(رض) از موضعش در قبال جهاد با مرتدان عقب ننشست و بدين‌سان سبب شد تا تا به خواست و توفيق خداي متعال، دين اسلام از گزند كاستي و دگرگوني در امان بماند و ناب و خالص، ماندگار گردد. همگان، اذعان دارند و تاريخ نيز گواه است كه ابوبكر(رض) در رويارويي با مرتدان، از پيامبران الگو گرفت و همانند آنان اجازه نداد كه در دين خدا كاستي و نقصي راه بيابد. ابوبكر(رض) در رويارويي با مرتدان، دسيسه‌ي نابودي اسلام را خنثي كرد؛ دسيسه‌اي كه در پي آن بود تا ريسمان محكم دين را رشته رشته باز كند و از بين ببرد. راهي كه ابوبكر(رض) در پيش گرفت، راه انبيا بود؛ چراكه او، در مقام جانشيني پيامبر قرار گرفته بود. خدا، از ابوبكر راضي باد كه حق خلافت را ادا كرد و شايسته‌ي تعريف و دعاي مسلمانان شد….
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البداية والنهاية (6/316)
2) البداية و النهاية (6/315)
3) بخاري، شماره‌ي6924؛ مسلم، شماره‌ي20؛ البداية و النهاية (6/315)
4) حروب الردة، نوشته‌ي محمد احمد باشميل، ص24
5) الشوري بين الإصالة و المعاصرة، ص86
6) مشكاة المصابيح، كتاب المناقب، شماره‌ي6034 – اين فرموده‌ي ابوبكر صديق بدين معنا است كه هرگز اجازه نمي‌دهم در حيات من در دين كاستي بيايد؛ بلكه براي پاسداري از دين تا آخرين رمق مي‌جنگم.
7) حركة الردة، ص165
8) البدء و التاريخ از مقدسي (5/153)
9) حياة أبي‌بكر، نوشته‌‌ي محمود شلبي، ص123برخي از قبايل عرب، نمايندگاني را به مدينه فرستادند تا ابوبكر(رض) را قانع كنند كه از آن‌ها زكات نگيرد. اما ابوبكر صديق(رض) ذره‌اي از موضعش كه همان حكم اسلام بود، عقب ننشست. نمايندگان قبايل كه ديدند ابوبكر(رض) عزم و اراده‌ي آن دارد كه به هر قيمتي از آنان زكات بگيرد، مدينه را ترك كردند و به ميان قبايل خود رفتند. ابوبكر صديق(رض) جايي براي چانه‌زني درباره‌ي عدم گرفتن زكات نگذاشت؛ چراكه حكم اسلام، درباره‌ي زكات روشن و واضح بود. بدين‌سان نمايندگان قبايل نيز دانستند كه ابوبكر(رض) بر گرفتن زكات مصمم است و اندكي هم از اين موضع عقب نمي‌نشيند. البته نمايندگان قبايل، مسلمانان را در مدينه اندك و كم‌تعداد ديدند و به همين خاطر گمان كردند كه بهترين فرصت است تا با حمله‌اي همه‌جانبه به مدينه، كار اسلام و احكامش را يك‌سره كنند و به گمان خود از بار قوانين اسلامي خلاص شوند. ابوبكر صديق(رض) با واقع‌نگري و بي‌آن‌كه بر وضع بحراني آن موقع سرپوشي نهد، به يارانش چنين فرمود: «اينك كفر، همه جا را فراگرفته و نمايندگان قبايل نيز، شما را كم و اندك ديدند؛ اكنون نمي‌دانيد كه‌ آنان، روز به شما حمله مي‌كنند يا شبانگاه بر شما شبيخون مي‌زنند؟! قاصدانشان، به نزد ما آمدند و فكر مي‌كردند كه ما خواسته‌شان را مي‌پذيريم و با آن‌ها صلح و سازش مي‌كنيم. اما خواسته‌شان را نپذيرفتيم و پيماني نبستيم. پس كاملاً آماده باشيد (كه هر آن، امكان دارد بر ما شبيخون بزنند.)»(1)  ابوبكر صديق(رض) براي رويارويي با حملات احتمالي مرتدان به مدينه، اقدامات زير را انجام داد:
1ـ به مردم مدينه دستور داد كه تمام‌وقت در مسجد باشند تا نيروي دفاعي و بازدارنده‌ي مسلمانان در كمال آمادگي قرار بگيرد و همه، جمع و يك‌پارچه باشند.
2ـ عده‌اي را به گشت‌زني و پاس‌باني در راه‌هاي ورودي مدينه گماشت تا با هر حمله‌ي احتمالي مقابله كنند.
3ـ اميراني بر گاردهاي حفاظتي و دسته‌هاي گشت‌زني گماشت كه عبارتند از: علي بن ابي‌طالب، زبير بن عوام، طلحه بن عبيدالله، سعد بن ابي‌وقاص، عبدالرحمن بن عوف و عبدالله بن مسعود(رض).
4ـ ابوبكر صديق(رض) پيك‌هايي به نزد آن دسته از قبايل (اسلم، غفار، مزينه، اشجع، جهينه و كعب) فرستاد كه بر اسلام پايبند مانده بودند و به آن‌ها دستور داد تا براي جهاد با مرتدان آماده باشند؛ ايشان نيز فرمان ابوبكر(رض) را پاسخ گفتند و مدينه، از مجاهدان آن قبايل پر شد. مرداني از قبايل مسلمان با اسب‌ها و شترهاي زيادي رهسپار مدينه شدند تا تحت فرمان ابوبكر صديق(رض) با از دين‌برگشتگان بجنگند. به طور مثال فقط چهارصد نفر از قبيله‌ي جهينه به همراه اسب و ستوران باركش به مدينه رفتند يا عمرو بن مره‌ي جهني يك‌صد شتر را به لشكر اسلام تقديم كرد كه ابوبكر صديق(رض) آن‌ها را درميان مجاهدان تقسيم نمود(2).  
5 ـ‌ ابوبكرصديق(رض) براي مقابله با آن دسته از مرتداني كه از مدينه دور بودند، نامه‌هايي به واليان مسلمان نوشت و به آنان دستور داد تا با مرتدان بجنگند. ابوبكر(رض) در نامه‌هايش، عموم مردم را به جنگ با مرتدان فراخواند. به طور مثال به اهل يمن نامه نوشت كه با سپاهيان اسود عنسي كه در يمن سر برآورده بود، بجنگند. ابوبكر(رض) در نامه‌اش به مردم يمن چنين نوشته بود: «…ابناء(3)  را در مقابل دشمنانشان، ياري رسانيد و پيرامون‌ آن‌ها گرد آييد و از فيروز، فرمان‌برداري كنيد و به همراهش براي مبارزه با دشمنان بكوشيد كه من، او را فرمانده‌‌ي شما كرده‌ام.»(4)  نامه‌ي ابوبكر(رض) پيامد مثبتي به دنبال داشت و مسلمانان ايراني مهاجر در يمن (ابناء) به فرماندهي فيروز، برادران عرب و مسلمانشان را در برابر شورشيان از دين‌برگشته ياري رساندند كه در نتيجه، يمن به تدريج به آغوش اسلام بازگشت. 
6‌ ـ ابوبكر صديق(رض) براي مبارزه با مرتديني از قبيل بني‌عبس و ذبيان كه در نزديكي مدينه بودند، درنگ نكرد. مدينه، در آن هنگام شرايط بحراني و سختي داشت؛ به همين خاطر ابوبكر صديق(رض) زنان و كودكان را به دژها و مناطق امن انتقال داد تا از حمله‌ي مرتدان در امان باشند(5)  و خودش به همراه ديگر مسلمانان، آماده‌ي جنگ با اين دسته از مرتدان شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ طبري (4/64)
2) الثابتون علي الإسلام في أيام فتنة الردة، نوشته‌ي دكتر مهدي رزق‌الله، ص21
3) ابناء، عنواني است كه به اخلاف مهاجران ايراني در يمن اطلاق شده است.
4) البدء و التاريخ از مقدسي (5/157)
5) حركة الردة، ص174سه روز پس از بازگشت نمايندگان مرتدان، برخي از افراد قبايل اسد، غطفان، عبس، ذبيان و بكر، شبانه به سوي مدينه حركت كردند و عده‌اي هم در ذي‌حسي به آنان پيوستند. گارد حفاظتي مسلمانان، از تحركات دشمن باخبر شدند و ابوبكر صديق(رض) را از ماجرا خبردار كردند. ابوبكر(رض) به دسته‌هاي حفاظتي اطراف مدينه پيام فرستاد كه در جاي خود هم‌چنان بمانند و آنان نيز مطابق دستور ابوبكر(رض) عمل كردند. ابوبك