ي، بر نوع بشر حاكم گردد و بدين‌سان همگان، در برابر شريعت خدا و حاكميت الهي گردن نهند.(1)  خداي متعال، جهاد را از آن جهت مشروع و بلكه وظيفه‌اي ديني قرار داده كه تمام موانع و عوامل بازدارنده، از سر راه دعوت برداشته شود تا ديني كه ريشه در فطرت مردم دارد، به همگان برسد. ابن‌تيميه رحمه الله مي‌گويد: «از آن‌جا كه مقصود از جنگ شرعي يا جهاد، اعلاي كلمة الله است تا دين خدا حاكم گردد و مؤمنان آزادانه و بدون هيچ نگراني و دغدغه‌اي خدا را عبادت كنند،‌ مسلمانان بر اين اتفاق كرده‌اند كه بايد با كساني كه بر سر راه دعوت قرار مي‌گيرند، جنگيد و آنان را نابود كرد.»(2)  رسول‌خدا(ص) براي تبليغ دعوت اسلام، پيك‌ها و نامه‌هايي به سوي سران قبايل و پادشاهان، فرستادند و براي حمايت از دعوت، لشكرهايي گسيل فرمودند تا موانع سر راه دعوت را بردارند و عوامل مادي، جاهلي و نفساني را كه مانع شنيدن دعوت اسلام و شناخت درست آن مي‌شد، از بين برند. آن حضرت(ص) در راستاي همين هدف، شخصاً فرماندهي برخي از لشكرها را عهده‌دار شدند كه از آن جمله مي‌توان به جنگ تبوك اشاره كرد كه در سال نهم هجري روي داد. در تمام جنگ‌ها، به دشمن اجازه داده مي‌شد تا يكي از اين امور را برگزيند: پذيرش بي‌چون و چراي اسلام تا هم‌چون ديگر مسلمانان شوند؛ پرداخت جزيه و در صورت عدم پذيرش هر يك از اين شرايط، شمشير، درميان كفر و اسلام قرار مي‌گرفت.(3)  ابوبكر صديق(رض) نيز راه رسول‌خدا(ص) را ادامه داد و براي تحقق بشارت‌ها و مژده‌هاي رسول‌خدا(ص) در مورد گشودن سرزمين‌هايي از قبيل عراق، لشكرهايي را گسيل كرد. باري رسول‌خدا(ص)  به عدي بن حاتم(رض) فرمودند: (فوالّذي نفسي بيدهِ ليتمن اللّهُ هذا الأمر حتي تخرج الظعينة من الحيرةِ حتي تطوف بالبيتِ في غير جوار أحدٍ و لتفتحن كنوز كسري بن هرمز.) يعني: «سوگند به ذاتی كه جانم به دست اوست، خداي متعال، اين امر را به آن حد به كمال مي‌رساند (و گسترش مي‌دهد) كه زني به تنهايي از حيره به طواف خانه‌ي خدا مي‌رود و گنجينه‌هاي كسري(4)  پسر هرمز فتح مي‌شود.»(5) 
رسول‌خدا(ص) با بيان چنين بشارت‌ها و مژده‌هايي، اسباب و زمينه‌هاي مادي و معنوي خيزش مسلمانان را براي گسترش قلمرو اسلامي، فراهم نمودند. البته خاورشناسان و دشمنان اسلام، همواره كوشيده‌اند تا فتوحات اسلامي را عاري از اهداف والا و انگيزه‌هاي دعوتي آن جلوه دهند و تهمت‌هاي ناروايي بر فتوحات اسلامي وارد كنند كه در چارچوب دلايل و مباحث علمي و منطقي، نادرستي برچسب‌هايي كه از سوي دشمنان اسلام بر فتوحات اسلامي وارد شده، هويدا مي‌گردد.
هدف نهايي فتوحات دوران خليفه‌ي اول، گسترش اسلام و نابودي طاغوت‌هايي بود كه بر گردن مردم سنگيني مي‌كرد. ابوبكر صديق(رض) و بلكه عموم مسلمانان بنا بر وعده‌هاي خداي متعال و رسول اكرم(ص) باور كامل داشتند كه نصرت و پيروزي، از آن اسلام و مسلمانان مي‌باشد و از همين‌رو نيز آن نسل را نسل پيروزي مي‌دانيم كه وعده‌ي الهي را حق و تخلف‌ناپذير مي‌دانستند:
(هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ) (صف:9)
يعني: «خداست كه پيامبر خود را همراه با هدايت و رهنمود (آسماني) و دين راستين (اسلام) فرستاده تا اين آيين را بر ساير اديان چيره گرداند؛ هرچند كه مشركان دوست نداشته باشند (و چيرگي اسلام، بر آنان، ناگوار باشد.)»
(إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ) (غافر:51)
يعني: «ما، حتماً پيامبران خود و (هم‌چنين) مؤمنان را در زندگي دنيا و در روزي كه گواهان، به‌پا خيزند، ياري مي‌كنيم.»
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) صفحات من تاريخ ليبيا الإسلامي، نوشته‌ي صلابي، ص167
2) السياسة الشرعية از ابن‌تيميه، ص18
3) صفحات من تاريخ ليبيا الإسلامي، ص168
4) كسري، معرب خسرو و لقب شاهان ايران بود و نام پسر هرمز، پرويز بوده است.(مترجم)
5) صحيح السيرة النبوية، ص580<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:185.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:186.txt">تاريخ اعزام لشكر خالد(رض) به عراق</a><a class="text" href="w:text:187.txt">دانش نظامي و تاكتيك جهادي ابوبكر صديق(رض)</a><a class="text" href="w:text:188.txt">موقعيت استراتژيك حيره در فتح عراق</a><a class="text" href="w:text:189.txt">عدم خودپسندي مثني بن حارثه</a><a class="text" href="w:text:190.txt">احتياط ابوبكر صديق(رض) در به خدمت گرفتن سپاهيان</a><a class="text" href="w:text:191.txt">خوش‌رفتاري با مردم و كشاورزان عراقي</a><a class="text" href="w:text:192.txt">جلوه‌اي ديگر از ژرف‌انديشي ابوبكر صديق</a><a class="folder" href="w:html:193.xml">جنگ‌هاي خالد بن وليد(رض) در عراق</a></body></html>هم‌‌زمان با پايان سركوب مرتدها و برقراري امنيت و آرامش در شبه‌جزيره‌ي عرب، ابوبكر صديق(رض) بنا بر رهنمود‌هاي رسول اكرم(ص) به فكر گسترش قلمرو اسلام افتاد و براي اين منظور، دو لشكر را براي فتح عراق گسيل كرد:
الف) لشكري به فرماندهي خالد بن وليد(رض) براي فتح عراق اعزام كرد. خالد(رض) در يمامه بود كه ابوبكر صديق(رض) براي فتح عراق به او نامه نوشت و دستورش داد از جنوب غربي، آغاز كند: خليفه در فرمانش به خالد(رض) چنين نوشت: «راه عراق را در پيش بگير تا به عراق برسي و از فرج‌الهند ـ كه همان ابله(1)  است ـ آغاز كن.» ابوبكر صديق(رض) به خالد(رض) دستور داد تا با مردم به مهرباني برخورد كند و آنان را به اسلام دعوت دهد؛ اگر نپذيرفتند، از آن‌ها جزيه بگيرد و اگر از پرداخت جزيه نيز امتناع كردند، با آنان بجنگد. فرمان ديگر ابوبكر(رض) به خالد(رض) اين بود كه كسي را به زور با خود همراه نكند و از كساني كه پيشينه‌ي ارتداد دارند، كار نگيرد و از مسلماناني كه در مسير حركتش قرار دارند، بخواهد كه داوطلبانه و به ميل خود او را همراهي كنند. ابوبكر(رض) براي پشتيباني از خالد(رض) سپاهياني را فراهم كرد و آنان را به كمك خالد(رض) فرستاد.(2) 
ب) دومين لشكري كه ابوبكر(رض) براي فتح عراق گسيل كرد، لشكري به فرماندهي عياض بن غنم(رض) بود. عياض(رض) در ميانه‌ي راه نباج(3)  و حجاز بود كه نامه‌ي ابوبكر صديق(رض) را دريافت كرد و فرمان يافت تا از شمال شرقي به عراق برود و از ناحيه‌ي مصيخ(4)  آغاز كند. ابوبكر صديق(رض) به عياض(رض) دستور داد: «به سوي مصيخ برو و از آن‌جا آغاز كن و سپس از بالاي عراق به آن وارد شو تا به خالد برسي.» ابوبكر(رض) در فرمانش به عياض(رض) افزود: «به هر كس كه خواهان بازگشت مي‌باشد، اجازه بده بازگردد. كسي را به همراهي خود مجبور نكنيد؛ هر كس كه دوست دارد، با شما بيايد و هر كه مي‌خواهد، بازگردد.»(5)  ابوبكر(رض) در نامه‌اي به خالد و عياض دستور داد كه به سوي حيره بشتابند و هر كس كه زودتر به حيره برسد، فرمانده است: «زماني كه در حيره گرد هم آمديد، هر يك از شما كه زودتر به حيره رسيده بود، امير آن يكي است. در حيره كه با هم شديد و