اوه بر این، عمر(رض) از شیوه‌های مختلفی جهت آزمودن والیان خود، استفاده می‌کرد. از جمله این که مقداری اموال را نزد آنان می‌فرستاد و کسی را همراه می‌کرد تا شاهد عملکرد آنان باشد. چنان که باری پانصد دینار نزد ابوعبیده فرستاد. او همه را در میان بینوایان تقسیم نمود. همسر ابوعبیده می‌گوید: ضرر این دنیا نیز بیشتر از فایده آن بود. چرا که ما قطعه پارچه‌ای داشتیم که بر آن نماز می‌خواندیم. ابوعبیده آن‌را قطعه قطعه می‌کرد و در هر قطعه‌ای مقداری دینار گره می‌زد و نزد این و آن می‌فرستاد.(5)  و این کار را عمر(رض) با بسیاری از والیان خود انجام داد.
گفتنی است که‌ عمر(رض) در طول این سفر تنها به‌ مراقبت کارمندان خود اکتفا نمی‌نمود، بلکه‌ آنان را به‌ مدینه‌ فرا می‌خواند و کسی را مسئول کسب آگاهی در مورد خوراک، نوشیدنی و پوشاک وی می‌نمود، چنانکه‌ برخی اوقات خود نیز چنین مسئولیتی را بر عهده‌ می‌گرفت.(6) 
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (5/18)
2) الولاية على البلدان (1/ 161).
3) تاریخ المدینه (3/837)
4) الولایه علی البلدان (1/162)
5) تاریخ المدینه (3/837)
6) الولاية على البلدان (1/ 162).عمر(رض) به حفظ و نگهداری اسناد و قراردادها اهمیت ویژه‌ای قایل بود. لازم به‌ ذکر است که‌ ایشان در حفظ و نگهداری پیمان نامه‌های اجرا شده‌ با مردمان شهرهای فتح شده‌ تلاش بیشتری را ایفا می‌نمود. می‌گویند: ایشان صندوقچه‌ای داشت که در آن این گونه اسناد نگهداری می‌شد. و شاید سایر کارگزاران دولت ایشان اسناد و مدارک مهم را جهت مراجعه‌های بعدی نگهداری می‌کرده‌اند.(1)
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الولایه علی البدان (1/163)عمر(رض) از رسول خدا(ص) در مورد برخی از آیات سؤال می‌نمود. و گاهی به سؤالات دیگران گوش می‌داد که از رسول خدا(ص) در مورد تفسیر برخی از آیه‌های قرآن پرس‌و‌جو می‌کردند؛ سپس پاسخ آن‌ها را در خاطر خود می‌گنجانید. چنان که یعلی بن امیه (رض) می‌گوید: من از عمربن خطاب(رض) پیرامون این َآیه سوال کردم: 
(وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَکُمُ الَّذِينَ کَفَرُواْ إِنَّ الْکَافِرِينَ کَانُواْ لَکُمْ عَدُوًّا مُّبِينًا) النساء: ١٠١ 
«هرگاه در زمين به مسافرت پرداختيد و نماز را كوتاه خوانديد (و چهار ركعتيها را دو ركعت نموديد) گناهي بر شما نيست، اگر ترسيديد كه كافران بلائي به شما برسانند و به فتنه‌اي گرفتارتان گردانند. بيگمان كافران دشمنان آشكار شمايند». ‏
گفتم: اکنون که مردم در امنیت سفر می‌کنند، چه نیازی به قصر نماز است؟
عمر(رض) گفت: من نیز از آن‌چه‌ تو در شگفتی، درشگفت بودم تا این که از رسول خدا(ص) در این باره پرسیدم. ایشان فرمود: «این صدقه‌ای از جانب خدا برای شماست، پس صدقه خدا را بپذیرید».(1) 
همچنین از عمر(رض) در مورد این آیه سؤال شد: 
(وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ) الأعراف: ١٧٢ 
«هنگامی را (به یاد آور) که پروردگارت فرزندان آدم را از پشت آدمی زادگان پدیدار کرد و ایشان را بر خودشان گواه گرفت (و خطاب به آنان فرمود: ) آیا من پروردگار شما نیستم؟ آنان گفته اند: آری! گواهی می‌دهیم. تا روز قیامت نگویید ما از این بی خبر بوده ایم».
عمر(رض) گفت: از رسول خدا(ص) در این باره سؤال شد. ایشان فرمود: 
(إن الله خلق آدم ثم مسح ظهره بيمينه، واستخرج منه ذرية، فقال: خلقت هؤلاء للجنة وبعمل أهل الجنة يعملون، ثم مسح ظهره فاستخرج منه ذرية، فقال: خلقت هؤلاء للنار وبعمل أهل النار يعملون).
«خداوند، آدم را آفرید و دستی بر پشتش کشید؛ نسلی از او پدید آمد؛ فرمود: این‌ها را برای بهشت آفریده‌ام و عمل اهل بهشت را انجام خواهند داد. سپس دستی بر پشت آدم کشید و نسلی دیگر بوجود آورد؛ فرمود: این‌ها را برای دوزخ آفریده‌ام و عمل اهل دوزخ را انجام خواهند داد». 
شخصی گفت: ای رسول خدا! پس عمل چه فایده‌ای دارد؟ پیامبر(ص) فرمود: وقتی خدا، بنده‌ای را برای بهشت بیافریند، به او توفیق عمل اهل بهشت را می‌دهد تا این که بر آن عمل می‌میرد و وارد بهشت می‌شود. و هرگاه‌ بنده‌ای را برای دوزخ بیافریند زمینه‌ی انجام عمل اهل دوزخ را برایش فراهم می‌کند تا این که بر عملی از اعمال اهل دوزخ می‌میرد و وارد دوزخ می‌شود.(2) 
همچنین زمانی که این آیه نازل شد:(سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ) القمر: ٤٥
«این جمع، شکست خواهند خورد (و به جنگ) پشت خواهند کرد».
عمر گفت: کدام گروه شکست می‌خورد؟ اما در روز بدر وقتی نگاهش به رسول خدا(ص) افتاد که زره بر تن داشت و استقامت می‌ورزید، و این آیه را می‌خواند، معنی آیه را درک نمود.(3) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سند این روایت بر اساس شرط مسلم صحیح است. مسند احمد 174 الموسوعه الحدیثیه.
2) صحیح لغیره. مسند احمد 311.
3) تفسیر ابن کثیر (4/226)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:321.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:322.txt">1ـ شکایت مردم کوفه از سعد بن ابی وقاص</a><a class="text" href="w:text:323.txt">2ـ شکایات مصریان علیه عمرو بن عاص</a><a class="text" href="w:text:324.txt">3ـ شکایات مردم بصره علیه ابوموسی اشعری</a><a class="text" href="w:text:325.txt">4ـ شکایات اهل حمص علیه سعید بن عامر</a><a class="text" href="w:text:326.txt">5ـ برکناری کسی که فردی از افراد رعیت را به تمسخر گرفته بود</a></body></html>عمربن خطاب، شخصاً به شکایات رعیت از دست والیان رسیدگی می‌کرد و به‌ پیگیری و استیضاح آن‌ها می‌پرداخت. ودر این راستا از صاحب نظران، افراد شورا و اطرافیان خود نظرخواهی می‌کرد. و در پایان به سزای کسی که مستحق سزا بود چه از والیان و چه از رعیت می‌‌پرداخت.(1)  و اینک نمونه‌ای از شکایات علیه والیان و عملکرد عمر(رض) در آن:
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) الإدارة الإسلامية في عهد عمربن الخطاب 223.گروهی از مردم کوفه به رهبری زعامه جراح بن سنان اسدی شکایتی علیه والی خود، سعد بن ابی وقاص، ترتیب دادند و هماهنگ با تجمع مجوسیان در نهاوند به قصد حمله بر مسلمانان، شکایت خود را مطرح کردند و از اشتغال به‌ مشکلات پدید آمده‌ برای مسلمانان سرباز زدند، این در حالی است که‌ سعد مردی عادل، مهربان، قوی، سخت‌گیر با اهل باطل و آشوب‌گر و دل‌نرم با اهل حق و عبادت‌گر بود، با این حال این دسته‌، توان تحمل حکم حق را نداشتند و در پی تحقق بخشیدن به‌ آرزوهایشان تلاش می‌کردند، از این‌رو زمانی ‌را برای شکایت خود انتخاب کردند که‌ بیشتر مستدعی گوش به‌ فرمان بودن امیر بود، با توجه‌ به‌ اینکه‌ مسلمانان به‌ جنگی سرنوشت ساز رویی آورده‌ بود