 با او ازدواج نمود. اکنون سؤال ما این است آیا مثنی خواست بعد از فوتش عمل نیکی را در حق همسرش انجام دهد که‌ او را به‌ پهلوانی از پهلوانان اسلام پیشنهاد می‌کند که‌ پیامبر(رض) برای او گواهی بهشت داده‌ است؟ این نمونه‌ای کمیاب از نوع وفا می‌باشد، یا اینکه‌ به‌ ذکاوت و عقل و فهم همسرش پی‌برده‌ و خواسته‌ که‌ مسلمانان از تاکتیکهای جنگی وی بهره‌مند شوند؟ تمامی‌ اینها احتمال دارند. (5) 
قابل یادآوری است که قبل از این که معنی وصیت برادر خود را به سعد برساند، مطلع شد که قابوس بن قابوس به دستور آزاد مهر ـ یکی از فرماندهان ـ ایرانی قصد دارد عربهای ساکن آن ناحیه را با تهدید و تشویق، به کمک ایرانیان فرا خواند و برای این منظور در قادسیه مستقر شده بود. معنی به محض اطلاع یافتن از این خبر از ذی قار شب هنگام به راه افتاد و بر قابوس و همراهانش شبیخون زد و همه‌ی آنان را نابود کرد و قبل از طلوع آفتاب دوباره به ذی قار رسید.(6) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ الطبري (4/ 310).
2) القادسية، أحمد عادل كمال ص29.
3) تاریخ طبری (4/313)
4) القادسية ص30 أحمد عادل كمال.
5) التاريخ الإسلامي (10/370، 371).
6) تاریخ طبری (4/313)همه‌ی مورخان اتفاق نظر دارند که عمر(رض) در جنگ بدر، احد و همه‌ی جنگ‌ها و غزوات رسول خدا(ص) حضور داشته است(1).
----------------------------------------------------------------------------------
1) مناقب أمير المؤمنين عمربن الخطاب لابن الجوزي ص89 .در حالی که سپاه سعد در مکان «زرود» مستقر بود، دستوری از جانب خلیفه رسید که به سوی عراق پیشروی نمایند و علاوه بر آن سعد را چنین توصیه نموده بود: من شما و همراهانت را به رعایت تقوای الهی در هر حال توصیه می‌نمایم، چرا که تقوا بزرگترین آمادگی در مقابل دشمن است. و از گناه و معصیت همان‌طور پرهیز کنید که از دشمنانتان می‌ترسید و پرهیز می‌نمایید. زیرا شبیخون لشکر گناه به مراتب از شبیخون لشکر دشمن زیان‌آورتر است و همیشه علت پیروزی مسلمانان بر دشمنانشان معصیت و نافرمانی دشمنان از خداوند بوده است. و اگر نه از نظر توانایی و امکانات جنگی آن‌ها بر ما برتری دارند. واگر قرار باشد که ما در معصیت خدا با آن‌ها برابری کنیم، یقیناً آن‌ها به خاطر برتری نظامی بر ما پیروز می‌شوند. و بدانید که از جانب خداوند مراقبینی وجود دارد که رفتار شما را کنترل می‌نمایند، پس مواظب باشید و در راه خدا مرتکب معصیت نشوید و نگويید که اعمال و رفتار دشمن خیلی بدتر از اعمال و رفتار ما است. بنابراین بر ما مسلط نخواهند شد. زیرا بر بسیاری از ملتها خداوند بدتر از آن‌ها را مسلط کرده است. چنان که وقتی بنی اسراییل خدا را نافرمانی کردند، خداوند مجوسیان را بر آن‌ها مسلط ساخت. از خدا بخواهید که شما را بر نفسهای خودتان پیروز بگرداند، همان طور که از او پیروزی بر دشمن را می‌طلبید. و با مسلمانان به نرمی‌ رفتار کن و آن‌ها را وادار به رفتن در مسیرهای خسته کننده نکن. و به آن‌ها فرصت استراحت بده. چرا که آن‌ها به استقبال دشمنی مقیم و ناز پرورده می‌روند و هر هفت شبانه روز، جمعه را در ناحیه‌ای دور از اماکن ذمیان و کسانی که با آن‌ها قرار داد صلح امضاء کرده‌اید، استراحت کنید. و همین که به سرزمین دشمن نزدیک شدی، جاسوسانت را بفرست تا وضعیت دشمن را به تو گزارش کنند و از ساکنان آن نواحی چه عرب باشند چه غیر عرب، افرادی را به عنوان راهنما و کاردان با خود همراه کن. البته پس از این که به صداقت آن‌ها مطمئن شدی، چرا که انسان دروغ‌گو حتی اگر در پاره‌ای از سخنانش راست بگوید، برای تو نفعی نخواهد داشت. و پس از این که به سرزمین دشمن نزدیک شدی، دسته‌های نظامی‌ خود را به هر سو بفرست و در اختیار آن‌ها اسبان تیز‌رو بگذار تا با نیروهای کمکی دشمن برخورد نمایند و مانع آن‌ها بشوند. و از فرستادن دسته‌های نظامی به مناطقی که احتمال شکست آن‌ها می‌رود، خودداری کن. و چون با دشمن روبرو شدی، دسته‌های اعزامی و جاسوسان خود را فراخوان و همه با هم بر دشمن یورش برید و قبل از این که نقاط آسیب‌پذیر دشمن را شناسایی کرده، و وضعیت جغرافیایی سرزمین معرکه را کاملاً دانسته باشی، دست به حمله نزن، مگر این که دشمن تو را مجبور سازد و شب هنگام بر لشکر خود نگهبانانی بگمار تا تلاش روزانه‌ات، بیهوده نگردد. و اگر چنانچه اسیری نزد تو آوردند که میان شما و او قبلاً قراردادی امضا نشده است، گردنش را بزن تا دشمنان خدا و دشمنان خود را مرعوب سازی. و خداوند کارساز و پیروز کننده و مددکار واقعی است. (1) 
این خطابه‌ی بزرگ که شامل وصایای مهم و اساسی است، بیانگر خبرگی عمربن خطاب در امور نظامی و برنامه ریزی جنگی است، گفتنی است که‌ توفیق الهی در تمامی توجیهات و وصایای ایشان به‌ طور وضوح و روشن نمایان است.(2)  در این وصیت به چند نکته‌ی کلیدی مهم، پرداخته شده بود که به طور خلاصه عبارت‌اند از: 
ـ سپاه اسلام به رعایت تقوا به عنوان نخستین سلاح پیروزی توصیه شده بود. و از گناهان به عنوان لشکر محارب که ضررش برای مسلمانان از سپاه دشمن بیشتر است، یاد شده بود. و آن‌ها را به مراقبت ویژه‌ای که توسط مأموران مخفی خداوند انجام می‌گیرد، خاطرنشان ساخته بود، و همچنین به‌ ضرورت شرم و حیا از ارتکاب گناه و معصیت اشاره‌ کرده‌ بود، زیرا عاقلانه‌ به‌ نظر نمی‌رسد که‌ انسان در میدان جهاد در راه خدا مرتکب گناه شود، و روی این نکته‌ تأکید ورزید که‌ جایز نیست روش دشمن را به‌ عنوان معیاری برای تجویز عملکرد لشکر اسلامی قرار داد و به‌ آن‌ها خاطر نشان ساخت که‌ سعی بر این داشته‌ باشند كه به‌ طور مدام نیازمند یاری الهی هستند.
ـ اصل دوم این که باید فرمانده رعایت حال سربازانش را کرده، آن‌ها را وادار به طی کردن مسافتهای صعب العبور و دور ننماید. بلکه به آن‌ها فرصت استراحت بدهد و هنگام استراحت از مناطق اهل ذمه فاصله بگیرند.
ـ در بخش دیگری از وصایای عمر(رض) آمده بود که مبادا به امید پیروزی بر دشمن با کسانی که پیمان صلح امضا کرده‌اید از راه کینه و دشمنی وارد شوید. و همچنین توصیه کرده بود که از افراد مورد اعتماد مناطق فتح شده کمک بگیرید.
ـ اصل دیگری که عمر(رض) بدان توصیه کرده بود، جمع آوری اطلاعات پیرامون وضعیت سپاه دشمن بود. و افزود که برای این منظور باید از افراد و از دسته‌های اطلاعاتی استفاده کرد. و تأکید نمود که دسته‌های اطلاعاتی از پیشرفته‌ترین سلاحها برخوردار باشند، تا در صورت رویارویی با دشمن دچار آسیب نگردند.
- آخرین نکته‌ای که‌ عمر بدان وصیت نمود اینکه‌ هر کسی را در جای مناسب خود قرار دهد و توجه‌ به‌ اینکه‌ هدف از کسب معلومات در مورد دشمن دسترسی به‌ پیکار با آنان نیست به‌ اندازه‌ای که‌ برای رویارویی از آن‌ها خود را دور نگه‌ می‌دارید، از این‌رو بر مسلمانان واجب است که‌ بعد از فراهم سازی تمامی اسباب و آمادکی کامل همراه با احتیاط خود را از رویارویی دو