عبدالرحمان بن زید می‌گوید: گاهی عمر(رض) جوانان را جمع می‌کرد و به آن‌ها آموزش می‌داد. در این مجلس، ابن عباس را نزدیک خود می‌نشاند. روزی در حال تلاوت این آیات بود: 
(وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ) البقرة: 206
«‏و هنگامي كه بدو گفته مي‌شود: از خدا بترس (و اقوال و افعال برابر دار و به جاي افساد اصلاح كن)، عظمت (و نخوت، سراپاي) او را فرا مي‌گيرد و (غرور) گناه (او را به بزهكاري وادار) مي‌كند. پس دوزخ او را بسنده است و چه بد جايگاهي است. و در ميان مردم كسي يافته مي‌شود كه جان خود را (كه عزيزترين چيزي است كه دارد) در برابر خوشنودي خدا مي‌فروشد (و رضايت الله را بالاتر از دنيا و مافيها مي‌شمارد و همه چيز خود را در راه كسب آن تقديم مي‌دارد) و خداوندگار نسبت به بندگان بس مهربان است (و بدانان در برابر كار اندك، نعمت جاويد مي‌بخشد و بيش از توانائي انساني برايشان تكاليف و وظايف مقرّر نمي‌دارد)».
ابن عباس به کسی که در کنار او نشسته بود گفت: در اینجا دو مرد با هم درگیر شده‌اند. عمر(رض) که صدای او را شنید گفت: تو چه گفتی؟ ابن عباس گفت: چیزی نگفتم. عمر(رض) گفت: تو نگفتی دو مرد با هم درگیر شده‌اند. ابن عباس گفت: ای امیرالمومنین من از این آیه چنین فهمیدم که مردی به رعایت تقوای الهی فراخوانده می‌شود، نمی‌پذیرد و مرد دیگری به خاطر کسب رضایت پروردگار از جان خود، مایه می‌گذارد. من فکر می‌کنم این مرد همان کسی است که آن مرد اولی را به تقوا و خداترسی دعوت می‌کند و او نمی‌پذیرد آن‌گاه این مرد داعی از جان خود می‌گذرد و با او جهاد و مبارزه می‌کند. بنابراین گفتم که در اینجا دو مرد با هم درگیر شده‌اند. عمر(رض) گفت: براستی که‌ خدا در وجود تو شگفتیها را آفریده‌ است.(6)  
گاهی عمر(رض) از ابن عباس در مورد تفسیر بعضی آیات می‌پرسید و می‌گفت: اي غواص! در اعماق قرآن غواصی کن.(7)  و در مسايل پیچیده فقط نظر او را جویا می‌شد. سعد بن ابی وقاص می‌گوید: من کسی را حاضر جواب‌تر و عالم‌تر و بردبارتر از ابن عباس ندیده‌ام و در حالی که بزرگان صحابه و اهل بدر در مجلس عمر(رض) حضور داشتند، مسايل پیچیده را فقط از او جویا می‌شد و رأی او را می‌پذیرفت(8)  و همواره به او اشاره می‌کرد و می‌گفت: این است جوان بزرگسال که دارای زبان گویا و قلب خردمند می‌باشد.(9) 
همچنین طلحه بن عبیدالله می‌گوید: عمر(رض) هیچ احدی را بر ابن عباس ترجیح نمی‌داد.(10) 
خود ابن عباس نیز مشتاق ملازمت و مجالست با عمر(رض) بود و همواره از او در مورد مسايلی که نمی‌دانست، سوال می‌کرد. بنابراین می‌بینیم که در میان صحابه او از همه بیشتر ناقل علم و تفسیرهای قرآنی عمر(رض) است و شاید همین توجه ویژه‌ی عمر(رض) به ابن عباس و ملازمت ابن عباس با عمر(رض) بود که باعث پیشرفت علمی‌ او به ویژه در تفسیر گردید.(11) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الاعلان و التوبیخ لمن ذم التاریخ ص 292
2) تفسیر التابعین د . محمد الخضری (1/371)
3) همان 1/374
4) الحلیه (1/318)، تفسیر التابعین 1/376
5) المستدرک (3/539) با سند صحیح و با تایید ذهبی
6) تفسیر الطبری(4/245) الدر المنثور (1/578)
7) فضائل الصحابه(امام احمد)ش 1940
8) طبقات ابن سعد (2/396)
9) تفسیر التابعین (1/379) فضائل الصحابه (امام احمد)1555
10) طبقات ابن سعد (2/370)
11) تفسیر التابعین (1/506)قبلا در مورد مرکز فرهنگی توضیح دادیم که به کوشش عمربن خطاب مدینه‌ به‌ عنوان مرکز فقه، فتوا و علوم اسلامی قرار گرفت و از میان اصحاب پیامبر، زید بن ثابت بیش از دیگران در بارور نمودن و توسعه‌ی فرهنگی این مرکز نقش داشت. چنان که ابن عمر(رض) می‌گوید: عمر(رض) بقیه‌ی اصحاب رسول خدا را به شهرهای مختلف فرستاده و زید را نزد خود در مدینه نگه داشته بود، تا پاسخگوی مسايل فقهی مردم باشد. و حمید بن اسود می‌گوید: مردم مدینه از فتواها و سخنان زید بن ثابت پیروی می‌کردند همان طور که بعدا از سخنان امام مالک پیروی کردند(1)  او از جمله اصحابی است که سخنان و فتواهایشان توسط شاگردانشان جمع آوری شدند(2) . عمر شعبی می‌گفت: زید با دو دانش بر دیگران برتری یافت: یکی علم فرايض و دیگری علم قرآن.(3)  چنان که رسول خدا(ص) در حدیثی فرمود: زید از همه‌ی شما بیشتر علم فرايض را می‌داند.(4)  تعدادی از فقهای مشهور مدینه جزو شاگردان و همنشینان زید هستند که مشهورترین آن‌ها شش نفر از تابعین می‌باشند. چنان که ابن مدینی می‌گوید: کسانی که برای ما به ثبوت رسیده است که با زید ملاقات نموده‌اند عبارت‌اند از: سعید بن مسیب، عروه ابن زبیر، قبیصر بن ذؤیب، خارجه بن زید، أبان بن عثمان و سلیمان بن یسار.(5)  و همان طور که قبلا متذکر شدیم، مرکز فرهنگی مدینه تأثیر شگرفی در تأسیس، رشد و توسعه دیگر مراکز فرهنگی جهان اسلام داشت.
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) العلل (امام احمد) 3/259 تفسیر التابعین (1/506)
2) تفسیر التابعین (1/506)
3) تهذیب تاریخ دمشق (5/499) تفسیر التابعین (1/508)
4) سنن ترمذی ش3791
5) تفسیر تابعین(1/510)گفته‌اند اولین کسی که به دستور عمربن خطاب نقشه‌ی شهر بصره را کشید و آن‌را تأسیس کرد عتبه بن غزوان (رض) بود. که ما در بحث سیاست عمر(رض) در مورد توسعه و عمران در این باره به تفصیل سخن خواهیم گفت. ضمنا گفتنی است که بصره سه سال قبل از کوفه تأسیس شده است(1)  و بسیاری از اصحاب رسول خدا از جمله: ابوموسی اشعری، انس بن مالک و عمران بن حصین(رض) در آن‌جا سکونت گزیدند.(2) 
ابوموسی اشعری صحابی بزرگواری است که به مکه آمده و در آن‌جا مسلمان شده و به حبشه هجرت کرده بود و جزو علمای برجسته‌ی اصحاب پیامبر به شمار می‌رفت. او در بصره اقامت گزید و به آموزش مردم پرداخت و در علم، عبادت، پرهیزگاری، حیا، عفت، عزت نفس و زهد و استقامت معروف بود. ذهبی در «تذکره الحفاظ» او را جزو طبقه اول اصحاب ذکر نموده و گفته است: او عالم، عامل، صالح و اهل تلاوت بود. صدای بسیار زیبایی داشت. و از او علم نیکو و مبارکی به جا مانده و قاری‌ترین و فقیه‌ترین اهل بصره بوده است.(3) 
ابوموسی جزو کسانی است که در مجالس رسول خدا به کثرت حضور پیدا می‌کرد و همچنین از بزرگان صحابه مانند: عمر، علی، ابی بن کعب و عبدالله بن مسعود(رض) نیز علم فرا گرفت. به ویژه ‌از عمربن خطاب بیشتر استفاده نمود، چرا که در زمان عمر(رض) او والی بصره و مورد توجه خلیفه بود و بین آن‌ها نامه‌هایی رد و بدل شده و از طرف خلیفه به او توصیه‌هایی می‌شد و ابوموسی همواره در قضایای مختلف نظر امیرالمؤمنین را جویا می‌شد.
بنابراین شعبی او را یکی از قضات امت معرفی کرده و می‌گوید: قاضیان امت چهار نفراند که عبارت هستند از: عمر، علی، زید بن ثابت و ابوموسی(رض).(4)  
و هر‌گاه ابوموسی به مدینه می‌آمد با شیفتگی خاصی در مجالس عمر(رض) شرکت می‌کرد. و در مورد مسايل مختلف با او مذاکره می‌نمود. چنان که ابوبکربن ابی موسی