ن آنان تقسیم گردد. و با این تفصیل که به سوارکاران سه سهم و به نیروهای پیاده یک سهم داده شود.(1) 
و در حیات رسول خدا سهمی به ایشان اختصاص داشت که در مخارج شخصی و مخارج خانواده‌اش هزینه می‌کرد و باقیمانده را صرف مصالح عمومی و رفع نیازهای بینوایان می‌نمود. همچنین سهمی برای خویشاوندان رسول خدا وجود داشت یعنی فرزندان بنوهاشم و بنوعبدالمطلب که مسلمان شده بودند. و پس از وفات رسول خدا در مورد این دو سهم یعنی سهم رسول خدا و سهم خویشاوندانش اختلاف نظر پدید آمد. گروهی معتقد بود که باید سهم رسول خدا به جانشین ایشان منتقل شود و سهم خویشاوندان آن حضرت همچنان به خویشاوندان ایشان داده شود. اما گروهی معتقد بود که سهم خویشاوندان آن حضرت به خویشاوندان خلیفه‌ی وقت داده شود و سرانجام به این اتفاق نظر رسیدند که دو سهم مشارالیه را در خرید و تجهیز امکانات جنگی هزینه نمایند.(2)  و بدین صورت این دو سهم در زمان عمربن خطاب در مصالح عمومی‌ مانند تجهیز لشکر، کنترل و نگهداری مرزها و تقویت دولت مصرف شدند و اما سهم فقرا و مستمندان به همان سبکی که در زمان رسول خدا وجود داشت در زمان خلیفه‌ی دوم نیز بدون هیچ تغییر و تحولی به آن‌ها تعلق می‌گرفت.(3)  
این بود بعضی از ویژگیهای آشکار مؤسسه‌ی مالی دوران فاروق اعظم و چگونگی تصرف ایشان در آن. گفتنی است که وی در برخورد با اموال عمومی بسیار محتاطانه عمل می‌کرد. چنان که باری گفت: من مقدار آن‌چه‌ را که از این مال برایم حلال است، برای شما خواهم گفت. آن‌گاه چنین فرمود: لباسی برای پوشیدن و استراحت و مرکبی برای حج و عمره وهزینه‌ی غذای روزانه‌ی یک خانواده‌ی متوسط قریشی. و در آخر افزود: من مردی از مسلمانان هستم که سهمی بیش از دیگران ندارم.(4)  همچنین می‌گفت: بار الها! تو می‌دانی که من بیش از غذای روزانه و لباسی که خود را بپوشانم و آن‌چه‌ واقعا به من تعلق دارد، چیز دیگری بر نمی‌دارم.(5) 
و در جایی دیگر می‌گوید: من مال بیت المال را مانند مال یتیم می‌دانم. هر کس که نیازی بدان ندارد از خوردن آن دست نگه دارد و هر کس که نیازمند است به قدر نیاز خود از آن استفاده نماید. (6) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الخراج: أبي يوسف ص22.
2) الخراج (ابویوسف) 
3) سياسة المال في الإسلام ص205، 206.
4) تاريخ المدينة لابن شبة (2/698) الأثر صحيح.
5) همان منبع (2/698)، عصر الخلافة الراشدة ص218.
6) الطبقات (3/313)، عصر الخلافة الراشدة ص218.ـ ضرب سکه‌های اسلامی
بدون تردید ایجاد سکه‌هایی از طلا و نقره در زندگی اجتماعی، بسیار ضروری به نظر می‌رسید به ویژه که دولت اسلامی توسعه یافته بود و مسلمانان و غیر مسلمانان در سایه‌ی حکومت اسلام به مبادلات بازرگانی می‌پرداختند و مسکوکات رایج مناطق آزاد شده (فارس و روم) علاوه بر این که جواب‌گوی این جهان توسعه یافته نبود به خاطر داشتن تصاویر و آثار اعتقادی نصرانیان و آتش پرستان نیاز به تغییر و دگرگونی داشت. چنان‌که در روشنی روایات تاریخی معلوم می‌شود که عمر(رض) سکه‌های رایج رومیان و ایرانیان را که در زمان رسول خدا و ابوبکر مورد استفاده قرار می‌گرفتند،(1)   همچنان به رسمیت شناخت ولی دستور داد تا به جای آثار و تصاویر قبلی عبارتهای اسلامی ‌مانند «الحمد لله» یا «لا اله الا الله» بر آن‌ها حک شود. بنابراین عمر(رض) نخستین کسی است که در اسلام ضرابخانه تأسیس نمود و واحد پول اسلامی را رواج داد. ماوردی می‌گوید: عمربن خطاب(رض) کسی است که‌ واحد پول اسلامی را تعیین کرد.(2)  و مقریزی می‌گوید: نخستین کسی که‌ واحد پول اسلامی را زد عمربن خطاب بود که‌ در سال هیجده‌ هجری طبق نقشه‌ی کسراییان آن‌را تعیین نمود، اما با این اضافه‌ که‌ کلمه‌ی «الحمد لله» و در برخی «لا اله الا الله» و در گوشه‌ای از آن نام خلیفه‌ (عمر) را حک کرد.(3)  
بنابراین عمرفاروق نظمی ویژه‌ را در وسیله‌ای از وسایل ضروری مسلمانان برقرار نمود که در زمان خلفای بعدی و همگام با پیشرفت تمدن، این واحد نیز توسعه یافت.(4) 
ـ واگذاری زمین
ابوبکر(رض) ادامه دهنده‌ی سیاست رسول خدا(ص) مبنی بر واگذاری زمینهای بایر به منظور آبادانی و عمران به مردم بود. چنان که زمین بزرگی در فاصله جرف و قناة به زبیر بن عوام(5)  و روستای خضرمه واقع در یمامه را به مجاعة بن مرارة حنفی واگذار کرد. و هنگامی که می‌خواست به عیینة بن حصن فرازی و اقرع بن حابس تمیمی زمینی را برای همین منظور واگذار نماید، عمر(رض) وی را از این عمل بازداشت و گفت نیازی به تألیف قلب آن‌ها نیست و خطاب به آن دو گفت: رسول خدا در آن زمان که اسلام ضعیف بود برای تألیف قلبتان چیزهای به شما می‌داد ولی اکنون که اسلام حرف اول را در جهان می‌زند، نیازی به تألیف قلبهای شما نمی‌بینم. بهتر است بروید ـ و مانند سایرین ـ تلاش کنید.(6) 
البته واضح و روشن است که در این‌جا عمر(رض) با اصل واگذاری زمین به منظور آباد ساختن آن مخالف نبود، بلکه ایشان با واگذاری زمین به این دو نفر که از دیرباز زیر چتر حمایت اقتصادی اسلام زندگی می‌کردند، مخالف بود و اگر نه روایات دیگری دال بر این است که عمر(رض) زمینهای موات زیادی به منظور آبادسازی آن‌ها به مردم واگذار نموده است؛ چنان که باری اعلان کرد: ای مردم! هر کس زمین بایر و متروکه‌ای را آباد بکند از آن او است.(7)  و در روایات ضعیفی آمده است که ایشان زمین بزرگی به خوات بن جبیر(8)  و همچنین زمینهای عقیق را به زبیر بن عوام و زمینهای ینیع را به علی بن ابی طالب برای همین منظور واگذار نمود. و علی پس از تلاش و کوشش به آب فراوانی دست یافت و زمینهای مذکور را سرسبز و آباد کرد و به عنوان صدقه در اختیار مستمندان گذاشت و همچنین روایات دیگری حاکی از آن است که عمر(رض) به تعدادی دیگر از صحابه زمینهایی را واگذار نمود.(9) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الإدارة الإسلامية في عهد عمربن الخطاب ص364 .
2) الأحكام السلطانية ص147 .
3) شذور العقود في ذكر النقود ص31-33 .
4) الاداره العسکریه فی عهد عمر. 
5) الطبقات الكبرى (3/104) الأثر صحيح، عصر الخلافة الراشدة ص220 .
6) البخاري، التاريخ الصغير (1/81)، عصر الخلافة الراشدة ص221 .
7) عصر الخلافة الراشدة ص221 الأثر صحيح.
8) همان: ص221 .
9) همان: ص222<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:204.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:205.txt">نخست: مهم ترین پیامهای عمر(رض) به قاضیان</a><a class="folder" href="w:html:206.xml">دوم: انتصاب قضات، حقوق آنان و شعبه‌های دادرسی</a><a class="folder" href="w:html:210.xml">سوم: ویژگیهای قاضی</a><a class="text" href="w:text:213.txt">چهارم: منابع صدور احکام قضایی</a><a class="text" href="w:text:214.txt">پنجم: شواهد و مدارک مورد نیاز در امر قضاوت</a><a class="folder" href="w:html:215.xml">ششم: احکام صادره از جانب فاروق در مورد برخی جرائم و جنایات</a><a class="text" href="w:text:241.txt">هفتم: جلوگیری از استفاد‌ه‌ی مستبدانه از ملکیت خصوصی</a><a class="text" href="w:text:242.txt">هشتم: معتبر دانستن سه طلاق در یک جم