تعال، همه‌ی اعمال بزرگ و کوچک آدمی را بوسیله‌ی فرشتگان کنترل می‌نماید و می‌نویسد و روزی آن‌ها را آشکار می سازد. چنانکه می‌فرماید: 
(مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ) ق: ١٨ 
«انسان، هیچ سخنی بر زبان نمی راند، مگر این که فرشته‌ای، مراقب و آماده ی (دریافت و نوشتن) آن سخن است».
* همچنین خداوند متعال، بندگانش را با اموری که خلاف میل آن‌ها است، می ازماید تا چهره‌ی واقعی آنان را بشناساند؛ برخی به قضا و قدر الهی خشنود شده، تسلیم می‌شوند. در نتیجه، شایسته‌ی امامت، خلافت و رهبری می‌گردند. و برخی نگران و خشمگین شده، ارزش خود را از دست می‌دهند. خداوند می‌فرماید: 
(الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَکُمْ أَيُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ) الملك: ٢ 
«کسی که مرگ و زندگانی را بیافرید تا شما را بیازماید (و نشان دهد که) کدامین شما عمل بهتری دارد و خداوند، چیره و آمرزنده است».
* خداوند متعال، کسی را نصرت و یاری می‌دهد که به او روی آورد و به او پناه ببرد و در برابر حکم و خواست خداوند، تسلیم و بدان راضی شود: 
(إِنَّ وَلِيِّيَ اللّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْکِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ) الأعراف: ١٩٦ 
«بی گمان سرپرست من، خدایی است که این کتاب را نازل کرده و اوست که بندگان شایسته را یاری و سرپرستی می‌کند».
حق خدای متعال بر بندگان، این است که فقط او را بپرستند و با او چیزی را شریک قرار ندهند: 
(بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَکُن مِّنْ الشَّاکِرِينَ) الزمر: ٦٦ 
«بلکه تنها خدا را پرستش کن و از زمره ی سپاسگزاران باش».
* خداوند متعال، در قرآن کریم به تفصیل مفاهیم عبادت و توحید را بیان نموده است(2) .
لازم به‌ ذکر است که‌ عمر(رض) نگرش خود را در مورد جهان هستی از این آیات برمي‌گرفت: 
(قُلْ أَئِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِکَ رَبُّ الْعَالَمِينَ(9) وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَکَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ(10) ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ(11) فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي کُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِکَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ(12)) فصلت: ٩ - ١٢ 
«بگو: آیا به آن کسی که زمین را در دو روز آفریده است، ایمان ندارید و برایش انبازهایی قرار می‌دهید؟ او (علاوه بر این که آفریدگار زمین است) آفریدگار جهانیان هم می‌باشد. او در زمین کوههای استواری قرار داد و خیرات و برکات زیادی در آن آفرید و مواد غذایی (مختلف و گوناگون ساکنان) زمین را به اندازه ی لازم، مقدر و مشخص کرد. این‌ها همه، روی هم در چهار روز کامل به پایان آمد؛ بدان گونه که نیاز نیازمندان و روزی روزی خواهان را برآورده کند (و کمترین کم و زیادی در آن نباشد). سپس اراده ی آفرینش آسمان کرد درحالی که (همچون) دود بود. به آسمان و زمین فرمود: چه بخواهید و چه نخواهید، پدید آیید. گفتند: فرمانبردارانه پدید آمدیم. آن‌گاه آن‌را به صورت هفت آسمان در دو روز به انجام رساند و در هر آسمانی، فرمان لازمه اش را صادر فرمود. آسمان دنیا را با چراغهای بزرگی (از ستارگان درخشان) بیاراستیم و محفوظ داشتیم. این، تقدیر و برنامه ریزی خداوند بسیار توانا و آگاه است».
زندگانی دنیا هر چند طولانی باشد، سرانجام روزی به پایان می‌رسد و نعمتهای دنیا هر چند گسترده و فراوان باشند، ناچیز و اندک و محکوم به فنا هستند؛ چنان که خداوند متعال می‌فرماید: 
(إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا کَمَاءٍ أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ مِمَّا يَأْکُلُ النَّاسُ وَالأَنْعَامُ حَتَّىَ إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَآ أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا کَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَکَّرُونَ) يونس: ٢٤
«حال دنیا (از حیث زوال وفنا و از میان رفتن نعمت آن)همانند آبی است که از آسمان می بارانیم و بر اثر آن گیاهان زمین که انسان‌ها و حیوآن‌ها از آن می‌خورند و به هم می‌آمیزند تا بدان جا که زمین کاملاً آرایش و زیبایی می‌گیرد و آراسته و پیراسته می‌گردد و اهل زمین یقین پیدا می‌کنند که بر زمین قدرت دارند (دربحبوحه ی این شادی و درگیراگیر این سرسبزی و آراستگی) فرمان ما (مبنی بر در هم کوبیدن و ویران کردن آن) در شب یا روز فرا می‌رسد و گیاهانش را از ریشه بر آورده و دروده و نابودش می‌کنیم. طوری که گویا دیروز نبوده (و هرگز وجود نداشته است). ما آیه های خویش را برای قومی تشریح می‌کنیم که می‌آندیشند (و می فهمند)».
اما نگرش عمر(رض) در مورد بهشت برگرفته از آیاتی بود که بهشت را توصیف نموده است. از این رو عمر(رض) مصداق این ًآیه قرار گرفته بود که: 
(تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ(16) فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا يَعْمَلُونَ(17)) السجدة: ١٦ - ١٧ 
«پهلوهایشان از بسترها، بدور می‌شود (و خواب شیرین را ترک می‌کنند و) پروردگارشان را با بیم و امید به فریاد می‌خوانند و از چیزهایی که بدیشان داده ایم، می‌بخشند. و هیچ کس نمی‌داند در برابر کارهایی که (مؤمنان) انجام می‌دهند، چه چیزهای شادی آفرین و مسرت بخشی برای ایشان پنهان شده است».
نگرش عمرفاروق(رض) در مورد دوزخ نیز برگرفته از آیات قرآن کریم بود. این نگرش او را در زندگی از هر گونه کج روی و انحرافی از دستورات شریعت باز می‌داشت. اندکی تأمل و پژوهش در زندگانی عمرفاروق(رض) عمق تقوا و شدت ترس وی از عذاب خدا را نمایان می‌سازد. چنان که در دوران خلافتش، شبی در کوچه‌های مدینه مشغول گشت و گذار بود؛ در این اثنا گذرش به خانه‌ی یکی از مسلمانان افتاد که مشغول خواندن نماز بود و سوره ی «طور» را تلاوت می‌کرد: 
(وَالطُّورِ(1) وَکِتَابٍ مَّسْطُورٍ(2) فِي رَقٍّ مَّنشُورٍ(3) وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ(4) وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ(5) وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ(6) إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ لَوَاقِعٌ(7)) الطور: ١ - ٧ 
«سوگند به کوه طور (که موسی بالای آن با خدا به گفتگو و مناجات پرداخت) و قسم به کتاب نوشته شده (آسمانی که برای راهنمایی انسان‌ها به زمین فرستاده شد، کتابی که) در صفحاتی (نوشته شده) و پخش گردیده است. و قسم به بیت معمور (که فرشتگان در آ