کردند. عمربن خطاب همان والیان زمان ابوبکر را بر شغلشان باقی گذاشت.(1)  چنان که یعلی بن امیه یکی از آنان بود که تا وفات عمر(رض) همچنان ولایت یمن را به عهده داشت.(2) 
در منابع متعدد حوادثی که برای والی یمن، یعلی بن امیه اتفاق افتاد از جمله شکایتهای برخی از ساکنان یمن از دست والی خود به عمر(رض) و احضار ایشان توسط خلیفه، ذکر شده است.(3)  و نیز آمده است که عمربن خطاب (رض) در غیاب یعلی، جانشینانی برای او تعیین می‌کرد. همچنین در زمان عمر(رض) و یعلی مکاتباتی پیرامون مسايل زکات رد و بدل شده(4)  و یعلی خود را جزو والیانی برشمرده‌ که عمر(رض) در اواخر خلافت خود، اموال شخصی آن‌ها را به‌ پای تقسیم کشانده‌ است.(5) 
یکی دیگر از والیان عمر(رض) در مناطق یمن «عبدالله بن ابی ربیعه مخزومی» ذکر شده است، ایشان آن طور که طبری نوشته است والی منطقه‌ی «جند» یمن بود و تا وفات عمر(رض) همچنان والی آن ناحیه بود.(6) 
گفتنی است که مردم یمن در سلسله فتوحات زمان عمر(رض) نقش بارزی ایفاء نمودند و در فتح دیار شام، عراق و مصر حضور فعال داشتند.(7)  بنابراین بسیاری از یمنی‌ها در شهرهای تازه تأسیس شده‌ی اسلام همچون بصره و کوفه و شهر فسطاط در مصر و شهرهای دیار شام ساکن شدند(8)  و در مجموع، این حرکت بیانگر نقش برجسته‌ی مردم یمن و والیان یمن در روند فتوحات و همچنین بیانگر اهمیت والای یمن در زمان عمربن خطاب می‌باشد.(9) 
---------------------------------------------------------------------------------------
1) غاية الأماني في أخبار القطر اليماني، يحيى بن الحسين (1/83).
2) تاریخ طبری (2/157)
3) غاية الأماني (1/83).
4) الأموال للقاسم بن سلام ص436 .
5) تاریخ یعقوبی (2/157) 
6) تاریخ طبری (5/239)
7) الولاية على البلدان (1/71).
8) فتوح مصر وأخبارها لابن عبد الحكم ص119-123 .
9) الولایه علی البلدان (1/71) هنگامی که عمر(رض) زمام امور مسلمین را به دست گرفت، والی بحرین، علاء بن حضرمی بود. او همچنان در زمان عمر(رض) تا سال 14 هجری به کارش ادامه داد.(1)  علاء در جهاد با دیار فارس نقش به سزایی داشت. تا این که عمر(رض) او را به خاطر لشکرکشی از راه دریا و بدون هماهنگی با خلیفه از کار برکنار کرد و او را به بصره اعزام نمود. گفتنی است که عمر(رض) مخالف لشکرکشی از راه دریا بود. علاء با دلی ناخواسته راهی بصره شد و قبل از این که به مقصد برسد، درگذشت و در بحرین به خاک سپرده شد. عمر(رض) به جای علاء، عثمان بن ابی العاص را به عنوان فرماندار بحرین به آن ناحیه فرستاد. عثمان به جنگ با فارسیها و پیشروی در آن ناحیه ادامه داد، تا این که به نواحی «سند» رسید. و از جانب خلیفه به عثمان دستور رسید که با هماهنگی و همکاری والی بصره، ابوموسی اشعری، به پیشرویهای خود ادامه دهـد. عثـــمان نیز پذیرفت و از آن پـــس با هـــمکاری نیروهای تحت فرماندهی ابوموسی به جنگ با نیروهای فارس ادامه داد. (2) 
گفتنی است که عثمان معروف به پرهیزگاری و اجتناب از حرام بود.(3)  عثمان دو بار از جانب عمر(رض) به عنوان والی بحرین تعیین گردید. یک بار در سال 15 هجری که پس از آن عمر(رض) جهت فرماندهی لشکر در نواحی بصره، به او نیاز پیدا کرد و در این فرصت «عیاش بن ابی ثور»(4)  را به جای او بر بحرین گمارد و دیری نگذشت که عیاش را از کار برکنار کرد و به جای او قدامه بن معظون را نشاند کسی که ابوهریره در رکاب او بود و امر قضاوت بحرین و برخی از امور دیگر را به عهده او داشت. در زمانی که قدامه زمام امور بحرین را به عهده داشت مردم از او راضی بودند و کارها به خوبی پیش می‌رفت تا این که او را متهم به شراب‌نوشی کردند و این قضیه توسط شاهدان به ثبوت رسید و عمر(رض) مجازات اسلامی شراب‌نوشی را بر او اجراء نمود و او را از کار برکنار کرد. لازم به ذکر است که قدامه دایی عبدالله و حفصه(5)  بن عمر(رض) بود. و از این که عمر(رض) بر او حد اجرا نمود، عثمان بن مظعون بی نهایت نگران و خشمگین شد. بنابراین عمر(رض) بعدها کوشید تا رضایت او را جلب نماید. برخی گفته‌اند قدامه در سال بیست هجری از کار برکنار گردید.(6) 
پس از قدامه، صحابی معروف، ابوهریره به دستور عمر(رض) زمام بحرین را بدست گرفت. گفتنی است که‌ ابوهریره‌ در دوران ولایت قدامه‌ بن مظعون پاره‌ای از مسؤلیاتهای بحرین را بر عهده‌ گرفته‌ بود و یکی از کسانی بود که‌ علیه‌ قدامه‌ شهادت دادند که‌ شراب نوشیده‌ است، از این‌رو عمرفرمان صادر نمود که‌ قدامه‌ عزل شود و ابوهریره‌ ولایت بحرین را بر عهده‌ بگیرد.(7)  و بعد از ایشان دوباره عثمان بن ابی العاص بر سر کار آمد و تا وفات عمر(رض) همچنان بر کرسی ولایت بحرین تکیه زد.(8) 
همچنین در برخی از روایتها آمده است که عثمان بن ابی العاص همزمان بر بحرین و یمامه و عمان فرمانروایی می‌کرده(9)  و این بیانگر میزان ارتباط جغرافیایی میان این شهرها با یکدیگر است و به احتمال قوی در زمان عمربن خطاب یمامه و عمان بخشهایی از بحرین به شمار می‌رفته‌اند.
لازم به یادآوری است که بحرین در زمان عمربن خطاب منبع مهم درآمدهای حاصل از خراج و جزیه و جزو مناطق پردرآمد به شمار می‌رفت و مردم آن ناحیه در پیشرویهای نظامی مسلمانان به سوی دیار فارس و مشرق زمین نقش به سزایی داشتند.(10) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) همان: (1/75).
2) همان: (1/73).
3) سیر اعلام النبلاء (2/374)
4) الولاية على البلدان (1/73).
5) الطبقات (5/560)، تاريخ المدينة (3/843) الولاية على البلدان (1/74).
6) البدایه والنهایه (7/101)
7) الولاية على البلدان (1/75).
8) الولایه علی البلدان (1/75)
9) تاريخ الطبري (5/239).
10) الولایه علی البلدان (1/76)عمرو بن عاص مصر را فتح کرد و به دستور عمر(رض) ولایت آن سامان را به عهده گرفت و علی رغم اختلافاتی که میان خلیفه و عمرو وجود داشت تا وفات عمربن خطاب، عمرو همچنان برکرسی فرمانروایی مصر تکیه زده بود. و از آن‌جا که مصر، منطقه‌ی پهناوری بود، در مناطق مختلف آن، والیانی وجود داشت. همچون عبدالله بن ابی سرح که والی منطقه‌ی صعید بود.(1)  ولی حاکم اصلی مصر کسی جز عمرو بن عاص نبود. عمر(رض) برای مصر اهمیت ویژه‌ای قایل بود و همواره در شئونات مختلف آن دخالت می‌کرد.(2)  عمرو نیز در قضیه‌ی وصول خراج و جزیه از خبرگان قبطی‌های مصر استفاده می‌کرد.(3)  همچنین به دستور خلیفه، سربازان و نیروهای خود را از مشغول شدن به کار کشاورزی منع می‌نمود و متخلفان را تنبیه می‌کرد.(4)  چرا که به اعتقاد خلیفه این کار باعث دلبستگی آنان به زمینهای کشاورزی و تضعیف روحیه‌ی جهادی می‌شد و از طرفی برای آنان در بیت المال حقوق و مزایايی در نظر می‌گرفت که نیازی به کار دیگری پیدا نمی‌کردند.
عمرو بن عاص با پی‌گیری مکرر عمربن خطاب توانست که در مدت کوتاهی امور مصر را سازماندهی کند و از آن ایالت بزرگی برای دولت اسلامی بسازد. با وجود این که با خطرهای زیادی از جانب رومیان که برای دست یابی مجدد به مصر و به ویژه ‌اسکندریه برنامه‌ریزی می‌کردند، روبرو بود. گفتنی است که سرزمین مصر، در زمان عمربن خطاب به خاطر عد