ندان شکن به این یاوه‌گویی‌های رافضیان می‌دهد و آنان را محکوم می‌نماید(33) . در واقع، باید دانست که سلف صالح، حقایق را کاملاً می‌دانستند و تحت تأثیر این گزافه‌گویی‌ها قرار نمی‌گرفتند. به عنوان مثال، چون از حسن بصری، در مورد تبعید ابوذر سؤال شد، آن را به شدت رد می‌کند(34) ، و هرگاه از ابن سیرین همین پرسش را می‌نمودند، او به شدت ناراحت می‌شد و می‌گفت: که عثمان هرگز چنین ستمی را در حق ابوذر روا نداشت بلکه این خود ابوذر بود که ترجیح داد در آن شرایط حساس از مدینه خارج و در جای دیگر سکنی گزیند(35) . همانطور که در طول این گفتار بیان شد، براساس اسناد و روایات صحیح و معتبر، ابوذر چون دید خیل عظیم مردم گرد او جمع می‌شوند و شایعات بسیاری نیز از این رهگذر بر زبان‌ها جاری است ترجیح داد که مدینه را ترک نماید و چون قضیه را با عثمان در میان گذاشت، او به ابوذر پیشنهاد می‌کند که در مناطق اطراف شهر اقامت کند.(36)  
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المدینة المنورة؛ فجر الإسلام و العصر الراشدی، محمد حسن الشراب (2/216-217). 
2) فجر الإسلام، 110. 
3) المدینة المنورة (2/217). 
4) المدینة المنورة (2/217). 
5) صحیح البخاری (کتاب الزکاة، حدیث1406). 
6) فتح الباری (3/274). 
7) المدینة المنورة (2/219). 
8) سیر أعلام النبلاء (2/72) که سند این روایت، صحیح می‌باشد. 
9) صحیح البخاری (کتاب الزکاة، حدیث140). 
10) اواقٍ جمع اوقیه است و هر اوقیه تقریباً برابر213 گرم می‌باشد و هر12 اوقیه یک رطل می‌شود (المنجد؛ ترجمه: م بندر ریگی). 
11) صحیح البخاری (کتاب الزکاة، حدیث1405). 
12) فتح الباری (3/272). 
13) فتنة مقتل عثمان (1/107). 
14) فتنة مقتل عثمان (1/107). 
15) فتح الباری (3/273). 
16) مسند امام احمد بن حنبل (5/125). 
17) صحیح البخاری (حدیث1406). 
18) طبقات ابن سعد (4/227). 
19) العواصم من القواصم، ص 77. 
20) العواصم من القواصم، ص 79. 
21) المدینة المنورة (2/223). 
22) صحیح البخاری (کتاب العلم)، 1/29). 
23) المدینة المنورة (2/224). 
24) تاریخ الطبری (5/286). 
25) همان (5/288). 
26) تاریخ المدینه، ابن شبه، ص1037. 
27) فتنة مقتل عثمان (1/110). 
28) تاریخ المدینه، ص1036. 
29) فتنة مقتل عثمان (1/111). 
30) فتنة مقتل عثمان (1/111). 
31) فتنة مقتل عثمان (1/111). 
32) منهاج السنة (6/183). 
33) همان (6/217 و355). 
34) تاریخ المدینه، ص1037، سند این دو روایتف صحیح می‌باشد. 
35) تاریخ المدینه، ص1037، سند این دو روایتف صحیح می‌باشد. 
36) صحیح البخاری (کتاب الزکاة، حدیث1406). سعید افغانی در کتاب «عائشة و السیاسه» چنان نقش ابن سبأ را در جریانات اواخر عهد عثمان(رض) بزرگ می‌داند که تقریباً تمام توطئه‌ها و درگیری‌های میان صحابه را بدو نسبت می‌دهد. او بر این باور است که قضیه ابوذر نیز ماحصل نیرنگ‌ها و ترفندهای شیاطینی مکار چون ابن سبأ بود که قدم به قدم آن را پروراندند تا عاقبت درخت منحوس فتنه و اختلاف در سرتاسر بلاد اسلامی ریشه دوانید و به بار نشست. این مؤلف در همین کتاب، معتقد است که ابن سبأ مردی بود بسیار زیرک، تیزبین، دوراندیش، مکار و پنهان کار(1)  او همچنین ابن سبأ را از اعضای جمعیت سرّی «تلمودیه» می‌داند که هدفشان این بود که ارکان دولت اسلامی را به لرزه در آورند و میان امت، آتش فتنه و اختلاف بر افروزانند(2)  از طرف دیگر، افغانی بر این باور است که ابن سبأ، در راستای تأمین منافع بیزانس که مسلمانان توانسته بودند سرزمین‌های مهم و حاصلخیز شامات، مصر، شمال آفریقا و جزایر دریای مدیترانه را از چنگال آن خارج نمایند، فعالیت می‌کرد(3)  براساس همین نگرش مبالغه‌آمیز است که افغانی تاکید دارد که ابن سبأ موفق شد با تحت تاثیر قرار دادن ابوذر، او را در مقابل عثمان قرار دهد. افغانی بر این باور است که ابن سبأ با آن هوش فوق‌العاده‌ی خود و با شناخت دقیقی که از خلق و خوی مسلمانان و صحابه‌ای چون ابوذر به دست آورده بود، توانست به این مهم دست یابد(4) . اما باید دانست که به دلایل زیر، این دیدگاه که ابن سبأ توانست ابوذر را تحت تاثیر خود قرار دهد باطل و نادرست می‌باشد: 
الف: هنگامی که معاویه از سخنان و اقدامات ابوذر به عثمان شکایت برد، هیچ سخنی از نقش ابن سبأ و تأثیر او بر ابوذر به میان نمی‌آورد.(5) 
ب: ابن کثیر در چند جای کتاب خود به موضوع اختلاف میان ابوذر و معاویه اشاره کرده است اما به هیچ عنوان، از نقش ابن سبأ در این مسأله، سخنی نمی‌گوید.(6) 
ج: در صحیح بخاری، روایتی وجود دارد که به اصل اختلاف میان ابوذر و معاویه اشاره می‌کند اما در این‌جا نیز نامی از ابن سبأ برده نمی‌شود.(7) 
د: در کتب معتبر و مراجع مستند، گفتگو میان ابوذر و معاویه و نیز ماجرای عزیمت ابوذر به منطقه ربذه ذکر شده است اما هیچ اشاره‌ای ولو گذرا به نقش ابن سبأ در این قضایا نمی‌شود.(8) 
ه‍: هر چند طبری، روایتی را به نقل از مخالفان معاویه می‌آورد که در آن به ماجرای ورود ابن السوداء یا همان ابن سبأ به شام و ملاقات او با ابوذر اشاره می‌کند(9)  اما باید دانست که صحّت خود این روایت به علل زیر مورد سؤال است: 
* مؤرّخان نقل می‌کنند که ابن سبأ از یهودیان ساکن یمن بود که در عهد عثمان، اسلام آورد. او فعالیت‌های خود را نخست از حجاز آغاز نمود که بعدها به دیگر مناطق نیز سفر می‌کند تا عقاید خود را در آن سرزمین‌ها ترویج دهد. اما همین مؤرخان هیج اشاره‌ای به این مطلب نکرده‌اند که ابن سبأ در حجاز با کسی ملاقات کرده باشد. 
* در تاریخ نقل است که ابن سبأ پس از اخراج شدن از بصره، عزم شام می‌کند و در آن‌جا به فعالیت‌های خراب‌کارانه خود ادا می‌دهد و در همه حال، تلاش می‌نماید مردم را علیه معاویه بشوراند. بدون شک، او پس از ورود به شام، مدتی را صرف شناخت دقیق اوضاع و احوال حکومت و مردمان آن دیار کرده است تا بهتر بتواند برنامه‌ها و نقشه‌های خود را به مرحله اجرا در آورد. حال اگر فرض کنیم او اقدامات و فعالیت‌های خود را از اواخر سال33 بعد از هجرت آغاز کرده باشد چطور می‌توان تصور نمود که او در شام با ابوذر ملاقاتی داشته و توانسته است در این ملاقات او را علیه معاویه و عثمان تحریک کند، حال آن‌که اختلاف میان ابوذر و معاویه در سال30 بعد از هجرت رخ داد و ابوذر در همان سال نیز به مدینه بازگشته و در سال31 یا32 بعد از هجرت در منطقه ربذه وفات یافت. به عبارت بهتر، باید گفت، زمانی که ابن سبأ هنوز در بصره اقامت داشت، ابوذر(رض) ندای پروردگارش را لبیک گفته و به سرای آخرت شتافته بود.(10) 
ابوذر، این صحابی جلیل القدر، مجاهد ستور و یار با وفای رسول خدا(ص) هرگز و تحت هیچ شرایطی از افکار و عقاید عبدالله بن سبأ یهودی تبار متأثر نشد. او پس از چند صباحی که در منطقه ربذه اقامت داشت چشم از جهان فروبست و هرگز در جریانات فتنه، مشارکت ننمود(11)  در واقع، او خود، از جمله صحابه‌ای بود که در اجتناب از فتنه و حفظ وحدت و وجوب اطاعت از ولی امر مسلمین، از رسول خدا(ص) حدیث روایت کرده است(12)  و بارها و بارها، اطاعت و ارادت خود به مقام خلافت رسول خدا(ص) و امامت مس