یعت و تسلیم بودن در برابر نظام و دولت برخاسته از دستورات قرآن و سنت دانست این ویژگی‌ها در نسل جدید بسیار کمرنگ‌تر از نسل نخستین به چشم می‌آمد. این نسل جدید که در خود آرزوهای دور و دراز بسیاری را جهت به دست آوردن ثروت و مکنت می‌پروراند، به دلیل دور ماندن از تعلیم و تربیت صحیح اسلامی، همچنان گرفتار تعصبات نژادی و قومی و تأثیر فرهنگ‌ها و باورهای جاهلیت بود. شاید به دلیل زیاد بودن این نسل و نیز سرگرم بودن فاتحان به نبردها و فتوحات، سبب شد تا فرهنگ اصیل اسلام به آنان نرسد(2) . در واقع جامعه مسلمانان، هر چه از عهد رسول(ص) دورتر می‌شدند، عوامل و زمینه‌های تفرقه و اختلاف در میان ایشان، بیشتر و بیشتر می‌شد(3)  و احتمال هر نوع فتنه و آشوب، افزایش پیدا می‌کرد. 
این نسل جدید از تفکرات و نگرش‌هایی برخوردار بود که تضاد بسیار با بینش و نگرش صحابه داشت. اینان، با دیدی دیگر به دنیا و لذائذ و نعمت‌های آن می‌نگریستند که با نگرش صحابه که بر گرفته از قرآن و سنت بود تفاوت داشت. از طرف دیگر این نسل جدید، به دلیل همان دور ماندن از تعلیم و تربیت صحیح و ریشه‌دار اسلامی، قادر به هضم دیدگاه و تفکرات صحابه نبود و حاضر نمی‌شد آن‌ها را بپذیرد(4)  و به همین دلیل افراد و گروه‌های منحرف و دنیا طلب این نسل جدید، به سرعت جذب فتنه‌انگیزان و غوغا سالاران شدند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الدولة الأمویة، یوسف العش، 132. 
2) تحقیق مواقف الصحابه فی الفتنة (1/356). 
3) ذوالنورین عثمان بن عفان، مال الله، 99. 
4) الدولة الأمویة، یوسف العش، 133. با شناخت این بافت ناهمگون و نامتوازن اجتماعی و فرهنگی، جای تعجبی نیست که به دلیل نبود یک هویت واحد و انسجام محکم در میان آحاد این جامعه، فتنه‌انگیزان و منافقان و دشمنان اسلام، بستر مناسبی را برای اشاعه افکار و نگرش‌های باطل خویش و نیز شایعات و جعلیات گوناگون بیابند(1) . ابن تیمیه نیز با تاکید بر این مساله، چنین می‌گوید: در دوران ابوبکر و عمر، به این دلیل که مردم هنوز عهد رسول خدا(ص) را به یاد داشتند و از ایمان و تقوای بیشتری برخوردار بودند و هنوز دستور رسول خدا(ص) که فرموده بود از خلفای راشدین، ابوبکر، عمر، عثمان و علی که بعد از من می‌آیند اطاعت کنید در گوششان طنین‌انداز بود و در عین حال خلفای مسلمین نیز در اجرای دستورات، قاطعانه‌تر عمل می‌کردند اوضاع آرام بود و با ثبات و امت از هر نوع اختلاف و فتنه‌ای مصون ماند. این دوران، عهد غلبه انسان‌های مؤمن و با اخلاص بر دنیا‌طلبان و افراد سست ایمان بود اما این تفوق و برتری در اواخر خلافت عثمان و سر تا سر دوران علی بن ابی طالب، عکس شد و شهوت و هوا و هوس و شبهات، ایمان و یقینِ هم والیان و امرا و هم مردم را بیالود و آن اخلاص ایشان را تحت الشعاع خود قرار داد. هر چند در این ایام، مردم و دولتمردان، خود را پایبند ایمان و اطاعت از اولوالامر می‌دانستند اما شائبه هوی و هوس و شک و شبهات، به تدریج از میزان این اعتقاد و اطاعت کاسته و ایشان را به راهی پر لغزشگاه سوق داد که پس هر بوته‌ای دهان باز کرده بود(2) . این واقعیت تلخ را می‌توان در این سخن امیرالمومنین علی بن ابی طالب، دید که چون مردی از او پرسید چرا مردم علیه ابوبکر و عمر نشوریدند اما در مورد او هر یک به راهی رفته‌اند، ایشان به او چنین پاسخی داد: ابوبکر و عمر بر افرادی چون من حکومت می‌کردند اما من بر امثال شما حکم می‌رانم(3) . عثمان نیز با شناخت دقیق از اوضاع و احوال جامعه آن روز، خطاب به والیان و امرای خویش چنین نوشت: هوشیار باشید که مردم دچار تفرقه شده و به سوی پرتگاه هوی و هوس گام برداشته‌اند. بدانید که علت این تغییرات را نیز در سه چیز باید جستجو نمود. ثروت و رفاه، شهوات و امیالی که شیفته آن ثروت‌ها و لذائذ شده‌اند و کینه‌ها و دشمنی‌هایی که هر لحظه ممکن است طغیان کنند. بهوش باشید که این عوامل هر آن، احتمال دارد که مردم را به عصیان کشانند و آنان را نسبت به حکومت خویش بشورانند.(4)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) دراسات فی عهد النبوة و الخلافة الراشدة، 382. 
2) مجموع الفتاوی ابن تیمیه (28/148-149). 
3) مقدمه ابن خلدون، 189. 
4) التمهید و البیان، 64. با روی کار آمدن عثمان، او سیاست سخت‌گیرانه و شدید عمر را تغییر و سیاستی ملایم‌تر و مهربانانه‌تر را در قبال مردم در پیش گرفت، او هرگز چون عمر که به شدت و دقت بسیار، نفس خود و نیز دیگر مردمان را زیر ذره‌بین قرار می‌داد و آنان را محاسبه می‌نمود، رفتار نمی‌کرد بلکه تلاش می‌نمود آن‌جا که حلالی حرام و حرامی حلال نشود و حق هیچ کس ضایع نگردد. تا با روش ملایم‌تر، نسبت به محاسبه و باز خواست مردم رفتار نمود و با عطوفت و رحمت با ایشان برخورد می‌کرد. این تفاوت تا بدان حد بود که خود عثمان راجع به روش عمر چنین گفته است: «خداوند عمر را بیامرزد، هیچ کس نمی‌تواند چونان او رفتار نماید»(1) . هر چند در سال‌های نخستین خلافت عثمان، مردم از این شرایط جدید ابراز رضایت می‌نمودند تا آن‌جا که عثمان را مثل رافت و محبت می‌دانستند، اما به تدریج از این اخلاق نیکو و والای او سوء استفاده نمودند به نحوی‌که جریان حوادث و پیشامدهای عصر عثمان با روند رویدادهای عهد عمر کاملاً متفاوت بود و میزان برش دستورات و اوامر دستگاه خلافت، کاهش یافت. این تفاوت اقتدار را می‌توان در ماجرای باز داشت مردمانی دید که از فروش ما یملک و مستغلات خود به دولت که قصد داشت مسجد الحرام و مسجد النبی را توسعه دهد امتناع می‌کردند، مشاهده نمود، آن‌جا که عثمان خطاب به این افراد و در نکوهش مخالفت آنان با تصمیم خلیفه چنین گفت: تنها گذشت و آرامش من شما را چنین جسور و نافرمان کرده است.(2) 
چون شورشیان و پوچ¬‌گران، نیات شوم خود را آشکار کردند و آن فتنه بزرگ را به راه انداختند عثمان با دلایل قاطع و دندان شکن آشکارا و نزد همگان، پاسخ افتراها و انتقادات تند و نادرست آنان داد اما این بد طینتان ناپاک، جز رسیدن به هدف خویش که همانا قتل خلیفه بود. به هیچ چیز دیگری نمی‌اندیشیدند و دراین شرایط است که خلیفه امت، درسی دیگر به مردم تاریخ می‌دهد که هرگز از یادها نمی‌رود. او در پاسخ درخواست اطرافیان برای سرکوب آن شورشیان کینه‌توز در کمال گذشت و رأفت چنین گفت: آنان را مورد عفو قرار می‌دهیم و تا زمانی‌که کار در خور مجازاتی را انجام نداده و کفر راعیان ننموده‌اند در برابر اعتراضاتشان صبر پیشه می‌کنیم و به انتقادات ایشان پاسخ می‌دهیم.(3) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (5/418). 
2) تاریخ طبری (5/250). 
3) تحقیق مواقف الصحابه فی الفتنة (1/364). عمر بن خطاب(رض) تا زمان وفات، مانع آن می‌شد که بزرگان قریش و مهاجرین از حجاز خارج شوند مگر با اذن او آن‌هم به صورت محدود و مدت‌دار. چون اعتراض و گلایه ایش