اصه و طبقه‌بندی نمود: 
1-	اقداماتی که عثمان، پیش از به خلافت رسیدن انجام داده بود، مانند عدم حضور در تعدادی از غزوات و موقعیت‌های حساسی چون حدیبیه.
2-	سیاست‌های مالی عثمان، چون شیوه پرداخت دستمزدها. 
3-	سیاست‌های اداری او چون به کار گماشتن خویشان و نزدیکان و نیز شیوه او در انتصاب والیان و امرا.
4-	اجتهادات و فتاوای او در خصوص قصر نماز چهار رکعت، توسعه مسجد الحرام و مسجد النبی و تدوین مصحف واحد قرآن. 
5-	نوع رفتار او با صحابه‌ای چون عمار، ابوذر و ابن مسعود(1) 
در مورد هر یک از مسايل فوق، در جای خود سخنی گفتیم و تنها حقیقت رابطه عثمان و عمار می‌ماند که آن‌را در فرصتی مناسب تبین خواهیم نمود. با وجودی که موج اتهامات دروغین علیه عثمان و عملکرد او، چه در دوران حیات آن حضرت و چه در لابه‌لای روایات و اخبار، بسیار زیاد و همه جانبه بود اما هرگز تا بدان حد نرسید که مرگ او را توجیه نماید. 
تمام روایات و اخباری که از افراد مجهول وبا اسناد ضعیف نقل شده‌اند و در منابع کتب تاریخی چون تاریخ طبری ثبت گردیده‌اند حقایق و واقعیات تاریخ خلفا و پیشوایان دین، به خصوص جریان فتنه‌ها و اختلافات را چنان در هاله‌ای از ابهام فرو برده‌اند که درک درست از آن تاریخ را بس دشوار می‌نمایاند. در واقع این جعل روایات، در راستای اهداف غالیان و منحرفان از دین قرار دارد که تلاش دارند چهره درخشان صحابه را مشوه و زشت نشان دهند. عثمان نیز با درک این فتنه و زمینه‌های بروز آن، در نامه خود خطاب به امرا و والیان، رفاه و وفور نعمت، رواج و تبعیت از هوی و هوس و وجود کینه و نفرت در میان مردم را مهمترین عوامل گرایش آنان به شر و فتنه می‌داند. ابن عربی نیز در مورد این نوع روایت‌ها چنین می‌گوید: مؤرخان با استناد به روایت دروغ‌پردازان بیان می‌کنند که عثمان در دوران خلافت خود، دچار ظلم‌ها و کارهای زشت شد؛ اما باید دانست که سند و متن تمام این سخنان، باطل و نادرست می‌باشند. 
ابن تیمیه در تبیین این مسأله چنین می‌گوید: ما، بعد از نبی اکرم(ص)، هیچ کس را معصوم نمی‌دانیم؛ همه‌ي خلفا و غیر ایشان، ممکن است مرتکب اشتباه و گناه شوند؛ اما باید دانست که آنان می‌توانند از گناهان خود توبه کنند و یا با انجام کارهای نیک و پسند، اشتباهات گذشته خود را جبران کنند. از طرف دیگر، خداوند متعال با مصائب و دردهای متعدد و نیز موارد دیگری که بر سر مردمان نازل می‌کند، گناهان و بدی‌های آنان را پاک می‌گرداند. 
حال اگر در قضیه عثمان همه‌ي این شایعات را نیز بپذیریم و او را ستمکار و گناه‌کار تصور کنیم، مگر نه این است که او از نخستین مسلمانان و پیشگامان اسلام بود که در بسیاری از میادین کارزار حضور یافت، مگر نه این است که رسول خدا(ص) او را به خاطر مصیبتی که بر او نازل خواهد شد به بهشت بشارت داد و مگر همو نبود که در ملأ عام از تمامی کارهایی که انجام نداده بود و یا به او نسبت می‌دادند اظهار توبه و استغفار نمود، همانا او در برابر آن فتنه بزرگ صبر پیشه نمود تا سرانجام مظلومانه جان به جان آفرین تسلیم نمود و این، خود، بزرگ‌ترین کفاره گناهان و اشتباهات اوست. 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) دراسات فی عهد النبوة و الخلافة الراشدة، ص400. مهمترین این شیوه‌ها و ابزارها عبارت بودند از: اشاعه شایعات و رواج آن در میان مردم، مناظره و مجادله با خلیفه در مقابل دیدگان مردم، تهمت زدن به والیان و امرا، جعل نامه اعتراض‌آمیز علیه عثمان و انتساب آن به بزرگانی چون عائشه(رض)، طلحه(رض)، زبیر(رض) و علی(رض)، اعلام این مطلب که علی در امر خلافت، شایسته‌تر از عثمان است و اين‌كه او جانشین رسول خدا(ص) بعد از وفات او می‌باشد، تشکیل و سازماندهی دسته و گروه‌های متعدد در سرزمین‌های مهم کوفه، بصره و مصر و اعزام چهار کاروان از هر یک از مناطق مذکور به مدینه و رواج این شایعه که این کاروان‌ها تنها بنا به دعوت صحابه به مدینه آمده‌اند. در کنار این شیوه‌ و ابزارها، غوغاسالاران شعارهایی چون گفتن تکبیر را وضع نمودند و در میان مردم چنین وانمود می‌کردند که آنان تنها به خاطر اقامه امر به معروف و نهی از معروف، مبارزه با ظلم و ستم، درخواست عزل و تغییر والیان به شهر مدینه آمده‌اند. هر چند که این درخواست، بعدها به درخواست عزل خود عثمان از مقام خلافت منجر شد. شورشیان چنان پا را فراتر نهادند که خواهان مجازات و مرگ خلیفه شدند و چون خبر حرکت مردمان دیگر سرزمین‌های بلاد اسلامی به آنان رسید که برای یاری و کمک خلیفه به جانب مدینه روانه شده بودند، تنها راه نجات خود را در ترور و قتل عثمان دیدند که توانستند به این نیت شوم خود دست یابند(1).
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) عبدالله بن سبأ، ملقب به ابن السوداء، از یهودیان صنعاء بود که پس از مسلمان شدن در دوران خلافت عثمان، به فعالیت‌های وسیعی در شام و عراق مصر دست زد و توانست افکار مخربی را در میان مسلمانان اشاعه دهد و آنان را از دین راستین منحرف ساخته و میان ایشان تفرقه افکند. تحقیق مواقف الصحابه فی الفتنة (1/284). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:416.txt">1- سبئیت میان حقیقت و خیال</a><a class="text" href="w:text:417.txt">2- نقش عبدالله بن سبأ در ماجرای فتنه</a></body></html>علمای قدیم بر این واقعیت اجماع نظر داشته‌اند که شخصیتی بنام عبدالله بن سبأ وجود داشته است و در این میان تنها تعدادی از معاصرین در وجود او شک نموده‌اند. دلیل این تعداد از افراد این است که شخصیت عبدالله بن سبأ، زاییده ذهن فردی بنام سیف بن عمر تمیمی می‌باشد که خود او از نظر علمای حدیث، چندان مورد اعتماد و اطمینان نمی‌باشد. اما باید دانست که در تاریخی چون آثار ابن عساکر، بارها و بارها از عبدالله بن سبأ نام برده شده است بدون اين‌كه در هیچ یک از این روایات و اخبار نامی از سیف بن عمر ذکر شود و خود شیخ ناصر الدین آلبانی نیز صحت سند تعدادی از روایات را تأیید نموده است. از طرف دیگر، در خود کتاب‌های رجال و حدیث شیعه، به کرّات، از عبدالله بن سبأ نام برده می‌شود بدون اين‌كه اثری از سیف بن عمر را در این روایات و اخبار دید. 
همانطور که بیان شد تعدادی از محققان معاصر در وجود شخصیتی بنام عبدالله بن سبأ(1)  تشکیک ایجاد نمود و آن را بدون هیچ دلیل و برهانی محکم، زاییده توهمات مؤرخان دانسته‌اند. غالب این دسته از محققان یا شیعه هستند و یا خاورشناس می‌باشند که باید افراد غرب زده را نیز بدانان افزود. این در کمال پررویی و بی‌شرمی است، و در حالی وجود این شخصیت را انکار می‌کنند که زندگینامه و اقدامات او در کتب تاریخ به ثبت رسیده، راویان بسیاری کارها و اقدامات او را نقل کرده و مؤرخان، محدثان، نویسندگان کتابهای تاریخ، فرق، ملل و نحل، طبقات، انساب و ادبیات که در مورد سبئیت صحبت کرده‌اند بر وجود این شخصیت تأکید کرده‌اند. از ط