 پذیرفتند. اما هر پژوهش‌گری که در مورد دلایل این قبیل افراد تحقیق نماید می‌بیند که تنها دلیل ایشان در انکار شخصیت ابن سبأ ایجاد شک و سپس بیان حدس و گمان و فرضیات در این رابطه می‌باشد(31) . پیشنهاد می‌شود جهت مطالعه بیشتر در زمینه منابع سنی، شیعی و نیز آثار خاورشناسان در مورد عبدالله بن سبأ به کتاب «تحقیق مواقف الصحابه فی الفتنه فی صدر الاسلام» نوشته دکتر سلیمان بن حمد عوده مراجعه شود تا اطلاعات عمیق‌تر و مبسوطی در اختیار محققان قرار گیرد. 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تحقیق مواقف الصحابه فی الفتنة (1/70). 
2) عبدالرحمن بن عبدالله بن حارث از شعرا، فقها، قراء و فضلاتی بنام دوران خویش بود و چون شب کور بود و از قبیله همدان با اعش همدان شهره شد. او در سال (83 ه‍)به قتل رسید. 
3) دیوان اعشی همدان، ص148. ‌
4) محمد بن حبیب بن امیه هاشمی از علمای انساب، اخبار، لغت و شعر بود. تاریخ بغداد (2/277). 
5) المحبر، ابن حبیب، ص308. 
6) تذکرة الحفاظ، ذهبی (2/551)، شذرات الذهب (2/129). 
7) البیان و التبین (3/81). 
8) تحقیق مواقف الصحابه فی الفتنة (1/290). 
9) مجموع الفتاوی (28/483). 
10) میزان الإعتدال (2/426). 
11) لسان المیزان (3/290). 
12) المجروحین (2/253). 
13) الأنساب (7/24). 
14) تاریخ دمشق (9/328). 
15) تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة (1/298). 
16) مجموع الفتاوی (4/435). 
17) الاعتصام (2/197). 
18) المواعظوا الاعتبار (2/256). 
19) رجال الکشی (1/324). 
20) عبدالله بن سبأ الحقیقة المجهول، محمد علی المعلم، ص30. 
21) عبدالله بن سبأ، سلیمان العودة ص 62. 
22) عبدالله بن سبأ، سلیمان العودة ص 62. 
23) الخوارج و الشیعة، یولیوس فلهاوزنف ص170. 
24) السیادة العربیة و الشیعة و الإسرائیلیات، فان فولتن، ص 80. 
25) تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة (1/312). 
26) العقیدة و الشریعة الإسلامیة، گولدزیهر، ص229. 
27) تاریخ الادب العربی فی الجاهلیة و صدرالإسلام، ص235. 
28) عقیدة الشیعة، ص58. 
29) أصول الإسماعیلیة، ص 86. 
30) تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة (1/312). 
31) همان. همانطور که در مباحث پیشین بیان شد در اواخر خلافت عثمان(رض) اوضاع و احوال بلاد اسلامی به سرعت در حال تغییر و دگرگونی بود. یهودیان نیز که زمزمه‌های فتنه و اختلاف را می‌شنیدند دست به کار شدند و با تظاهر به اسلام و سوء استفاده از عوامل و زمینه‌های این فتنه، منتظر فرصتی بودند تا زهر خود را به پیکره اسلام وارد کنند. از جمله‌ي این یهودیان، عبدالله بن سبأ بود. نکته‌ای که در این میان باید در نظر داشت این است که از یک طرف، نباید نقش او را چنان برجسته نمود که همه‌ي حوادث و رویدادهای فتنه را از او بدانیم و از دیگر سو نباید نقش او در جریانات فتنه را آن‌چنان¬ کوچک شمرد که گاه در وجود او شک نمود. اما باید دانست که این مرد، جزو خطرناک‌ترین و برجسته‌ترین افرادی بود که توانست با سوء استفاده از فضای موجود آن روزگار و عواملی دیگر، تأثیری بس شگرف در روند اتفاقات آن ایام به جا گذارد. او توانست با نشر باورها و افکار باطلی که از ذهن بیمار خود جعل کرده بود بدان هدف شوم و منحوس خود که همانا ایجاد تفرقه و اختلاف میان امت اسلام بود نائل آید(1) . در واقع، روش کار او بدین صورت بود که آن افکار و باورهای غلط و نادرست خود را براساس مسايلی درست بنیان می‌گذاشت و به این ترتیب توانست افراد نادان، افراط‌گرا و یا دنیاپرستان را گرد خود جمع کند. همچنین او در این روند، از روشی بغرنج و پیچیده سود می‌برد و با تأویلات دور و باطل از حقایق دین، افکار نادرست خود را به دیگران عرضه می‌داشت. به عنوان مثال، او با استناد به این آیه: 
(إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْکَ الْقُرْآنَ لَرَادُّکَ إِلَى مَعَادٍ) القصص: ٨٥ 
(همان كسي كه (تبليغ) قرآن را بر تو واجب گردانده است، تو را به محلّ بازگشت بزرگ (قيامت) برمي‌گرداند (و ميان تو و تكذيب‌كنندگانت داوري مي‌نمايد و به مقام محمود و بهشت موعودت مي‌رساند). 
چنین استنباط کرد که طبق این آیه، امکان بازگشت محمد(ص) به دنیا بیشتر است تا امکان بازگشت عیسی(ع) به دنیا(2) . یا او ادعای می‌کرد که علی(رض) وصی و جانشین رسول خدا(ص) است. به اعتقاد ابن سبأ، هر پیامبری را وصی و جانشین بوده است و چون علی(رض) همیشه همراه و همگام نبی خدا(ص) بوده، بنابراین باید او را جانشین نبی اکرم(ص) دانست(3) . چون این قضیه در میان پیروان او جا افتاد، او گام بعدی را برداشت و آن این بود که اعلام نماید صحابه در حق علی(رض) ستم روا داشته و او را از حق خلافت محروم کرده‌اند. سپس در گام‌های بعدی ادعا کرد که عثمان خلافت را به ناحق غصب نموده، پس باید مسلمانان قیام کنند و با اقامه امر به معروف و نهی از منکر و بازخواست و محاسبه امر او و والیان عثمان، حقایق را به مردم نشان داده و آنان را در این قیام، با خود همراه ساخت(4) . او در این مرحله، با تمام افرادی که از افکار فاسد و باطل او تأثیر پذیرفته بودند، به طور مخفیانه، مکاتبه می‌کرد و آنان نیز مردم را به آن عقاید باطل خویش فرا می‌خواندند. این افراد تا آن‌جا پیش رفتند که در طول مکاتباتی که با هم داشتند تلاش می‌کردند اشتباهات و عیوب والیان و امرای سرزمین خود را به هم بازگو کنند و به این ترتیب، بتوانند همه‌ي مسلمانان را دچار شک و تردید نسبت به لیاقت دستگاه خلافت عثمان نمایند. اما اینان، بدون تردید در ورای این گفته‌ها و ادعاهای مهم، هدفی دیگر را در سر می‌پروراندند.
به این ترتیب، شیوه پلید اما زیرکانه ابن سبأ بر ما آشکار می‌شود؛ او از یک طرف، چنان وانمود می‌کند که گویا میان دو صحابی جلیل القدر، بر سر قدرت و حکومت، خصومت و اختلافی بزرگ وجود دارد که در این میان، علی(رض) مظلوم است و عثمان(رض) غاصب و ستمکار و از دیگر سو تلاش می‌کند تا مردمان، بالاخص مردم کوفه را تحریک نماید و علیه والیان و امرای عثمان(رض) بشوراند. او در این برنامه شوم، از اعراب بادیه‌نشین، نهایت استفاده را می‌برد. او نه تنها توانست اعراب زاهد و مؤمن اما نادان و کم خرد را به بهانه امر به معروف و نهی از منکر با خود همراه سازد، بلکه موفق شد تا اعراب دنیاپرست و جاه طلب را متقاعد سازد که عثمان(رض) در مسايل مختلفی نسبت به آنان ظلم روا می‌دارد. مثلاً چنین شایع می‌کرد که عثمان به شدت به خویشاوندان خود تمایل دارد به نحوی‌که اموال¬ بیت¬المال مسلمین را در اختیار آنان قرار داده است و چنین تبلیغ می‌کرد که عثمان منافع حاصل از زمین‌ها و مایملک حکومت را حق خود می‌داند. در کنار اشاعه این دروغ‌ها و تهمت‌ها، او به پیروان خود دستور داد تا با نوشتن نامه‌های اعتراض‌آمیز از وضعیت موجود و ارسال آن‌ها برای هم، چنان فضا را مسموم کنند که مردم واقعاً در این مورد دچار شک و تردید شوند و باور کنند که اوضاع و احوال مملکت به شدت وخیم می‌باشد و در این میان، این سبئیان بودند که سود می‌بردند، زیرا اگر مردم اسیر این تبلیغات می‌شدند اولین گام‌های فتنه و آشوب برداشته می‌شد و سبئی