بی، اهمیّت سخنان زیبا و تأثیر آن بر مخاطب خویش را دریافته بودند: 
(وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ کَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا) الإسراء: ٥٣ 
((اي پيغمبر!) به بندگانم بگو: سخني (در گفتار و نوشتار خود) بگويند كه زيباترين (و نيكوترين سخنها) باشد. چرا كه اهريمن (به وسيله سخنهاي زشت و ناشيرين) در ميان ايشان فساد و تباهي به راه مي‌اندازد، و بي‌گمان اهريمن (از دير باز) دشمن آشكار انسان بوده است (و پيوسته درصدد برآمده تا آتش جنگ را با افروزينه وسوسه شعله‌ور سازد)). 
آری، این‌چنین بود که عثمان با اسلام زیست، و در راه نشر آن جهاد نمود، اصول و فروع دینش را از قرآن و سنت پیامبرش جست و از پیشوایان اسلام شد، امامانی که راه راست را به مردم نشان می‌دهند و مردم از رفتار و گفتارشان تبعیت می‌کنند و نباید فراموش کرد که عثمان از کاتبان وحی و مورد اعتماد پیامبر خدا(ص) بود.(14) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویّة، الصَلّابی (1/145). 
2) الفتاوی (13/177). 
3) تاریخ الإسلام؛ عهد الخلفاء الیراشدین، الذهبی، ص467. 
4) الفتاوی (11/122) والبدایة و النهایة (7/225). 
5) البدایة و النهایة (7/225) و فوائد الکلام، ص275. 
6) إرشاد العباد لاستعداد لیوم المعاد، ص 88. 
7) همان، ص 90. فوائد الکلام، ص278. 
8) همان، ص 91. فوائد الکلام، ص278. 
9) البیان و التبیان (3/177). فوائد الکلام، ص273. 
10) البدایة و النهایة (7/225). 
11) همان (7/225). 
12) الخلافة الراشدة و الدولة الأمویّة، ص397. 
13) منهج الرَّسول فی غرس الروح الجهادیّه، ص10 –16. 
14) السیاسة الملّیة لعثمان بن عفّانف ص22. التبیین فی أنساب القرشیین، ص 94. شرم و حیا از مشهورترین خصایل نیکوی عثمان بود که خداوند بدان صفت والا، او را زینت داده بود این خصلت در او، سرچشمه خیر و برکت و عطوفت و رحمت نسبت به بندگان خدا شد، این خصلت تا بدانجا در او متبلور بود که او را با حیاترین مردم می‌دانستند.(1) 

بنانه، خدمتکار همسر عثمان، نقل می‌کند که هر وقت عثمان، خود را شستشو می‌داد و من هم لباس او را می‌آوردم، به من می¬گفت: به من نگاه نکن که این کار برای تو حرام است(2) . احادیث بسیاری در مورد شرم و حیای عثمان روایت شده که ما آن‌ها را در جای خود آوردیم. 
 در مورد عفّت و پاکی ایشان از اخلاق زشت و کارهای ناپسند، همین بس که او، نه در جاهلیت و نه در دوران اسلام، هرگز به فحشا و منکرات روی نیاورد؛ خود در این رابطه چنین گفته است: من هرگز آواز نخواندم، به افکار و نیات باطل نیاندیشیدم، از آن زمان که با رسول خدا(ص) بیعت کردم، با دست راست شرمگاهم را لمس ننموده‌ام، و چه در جاهلیت و چه در دوران اسلام، هرگز نه شراب نوشیده‌ام و نه مرتکب زنا شده‌ام.(3) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صادق عرجون، عثمان بن عفّان، ص48. 
2) طبقات ابن سعد (3/59). 
3) صحیح التوثیق فی سیرة و حیاة ذی‌النورین، ص43. عثمان از سخاوتمندترین و بخشنده‌ترین صحابه بود و او را شاهکارهای درخشانی است که هنوز بر تارَک رفیع تاریخ اسلام می‌درخشد، ما بخشش‌های سخاوتمندانه و بی‌نظیر او را در غزوه تبوک، خرید چاه «رومه» و بخشش آن به مسلمانان، توسعه مسجدالنبی(ص) در زمان حیات حضرت رسول(ص)، انفاق کاروانی از گندم و آذوقه در میان فقرا در زمان خلافت ابوبکر صدیق، در جایی دیگر بازگو نمودیم. از عثمان روایت کرده‌اند که ایشان، هر جمعه، برده‌ای را در راه خدا آزاد می‌کرد، به نحوی‌که تا زمان شهادتشان، حدود دوهزار و چهارصد برده به دست این مرد بزرگ آزاد شدند(1) . نیز روایت کرده‌اند که او به طلحه بن عبیدالله که خود از سخاوتمندترین صحابه بود، مبلغ پنجاه هزار درهم را قرض داد، چون طلحه پول او را پس داد، عثمان به اوگفت: این را نزد خود نگه‌دار و با دیگر بخشش‌های خود در راه خدا هزینه کن.(2) 
این سخاوت و بخشش عظیم، در وجود آن شخصیت بی‌نظیر ریشه دوانیده بود، او اموال و ثروت خود را در راه خدمت به دین خدا و کمک به دولت آن، جهاد فی سبیل الله و خدمت به مردم به کار گرفت و در این مسیر تنها رضای خدا را در نظر داشت. 
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الصواعق المعرقة، ابن حجر (1/327). 
2) البدایة و النهایة (7/227). عثمان بن عفّان از شجاع‌ترین صحابه رسول خدا(ص) بود که موارد زیر، خود، دلیلی برای اثبات این ادعاست: 
1- شركت در غزوات
عثمان بن عفّان در همه غزوات رسول خدا(ص) شرکت داشت و در راه خدا با دشمنان دین به نبرد پرداخت. در مورد قضیه غزوه بدر نیز در مباحث قبل توضیح داده شد که ایشان به دستور خود حضرت رسول(ص) در مدینه ماندند و چون مسلمانان از بدر بازگشتند، رسول خدا(ص) عثمان را جزو اهل بدر نام برد، به او نیز از غنایم آن سهم داد و او را به اجر و پاداش آن بشارت داد، و دیگر سخنی بعد از سخن پیامبر نمی تواند قد علم نماید. 
2- نماینده‌ مسلمانان به‌ سوی قریش:
ایشان در جریان صلح حدیبیه، از جانب رسول خدا(ص) مأموریت یافتند که نزد قریش روند و پیغام رسول الله(ص) را به آنان برساند. هرچند این کار را به دستور رسول خدا(ص) انجام داد اما در آن شرایط خطرناک هر کسی قادر به انجام چنین کار پرخطری نبود و تنها یک فرد شجاع و قهرمان می‌تواند به آن مبادرت ورزد.(1) 
3- تقدیم روح: 
هنگامی که مارقین و شورشیان، خانه عثمان بن عفّان(رض) را محاصره کردند از او خواستند که یا از مقام خود استعفا دهد و یا والیان و امرای خود را عزل کند و آنان را به شورشیان تسلیم نماید و در غیر این‌صورت او را خواهند کُشت، اما عثمان، در کمال شجاعت، جان خود را در جام اخلاص گذاشت و تسلیم خواسته‌های آنان نشد تا مبادا مقام خلافت به دست نالایق آنان بیافتد و هر که را خواستند خلیفه کنند و هرکه را بخواهند برکنار سازند، واین بعنوان یک روش در انتخاب حکومت به وجود آید؛ او با وجود شمشیر طغیان‌گران مانع آن شد که اصل اجماع امّت زیر پا نهاده شود و گروهی کوچک، جای آن را بگیرد، در آن شرایط وخیم گرفتن این موضع محکم و قاطع، تنها از یک فرد شجاعی برمی‌آید که یقین دارد حق به جانب اوست، نه آنان‌که از مرگ می‌هراسند و چون احساس خطر کنند، جان خود را به دست گیرند و از میدان به در شوند، این مقاومت شگفت‌انگیز، عزم راسخ و شجاعت بی‌نظیر عثمان، ثمره گران‌بهای ایمان به خداوند بزرگ و متعال و اعتقاد به روز قیامت است که ریشه در وجود عثمان دارد تا آن‌جا که او دیگر دنیا و حیات و ممات آن را کوچک می‌پندارد و از فدای جان خود نیز ابایی ندارد(2) .
4- بذل مال: 
در قرآن، جهاد با نفس بارها در کنار جهاد با مال و ثروت آورده شده است و در مواقعی هم جهاد با مال مقدم بر جهاد با نفس آمده است: 
(لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُوْلِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ ال