عهد جاهلیت نیز از بزرگان قریش بود و به دلیل منزلت والا، ثروت، شرم و حیای بسیار و گفتار نیک و رفتار شایسته، بسیار مورد محبت و احترام مردمان قرار داشت؛ خود او گفته است که در جاهلیت، نه در برابر هیچ بتی سر بر خاک نهاد، نه مرتکب فحشایی شد و نه لب به شراب زد. 
2-	 سی و چهار سال از عمرش می‌گذشت که با دعوت ابوبکر صدیق(رض) و بدون تأمل و درنگی به اسلام ایمان آورد و به این ترتیب، افتخار آن را یافت که جزو «سابقین اولین» باشد. 
3-	  با اسلام آوردن عثمان، پیوندی محکم و ناگسستنی میان او و دیگر برادران و خواهران مسلمانش به وجود آمد تا آن‌جا که رسول خدا(ص) رقیه، دختر بزرگوار خویش، را به عقد او درآورد. 
4-	 همه اقوام و ملل باید سنت آزمایش الهی را بگذرانند و صحابه بزرگوار(رض) نیز از این قانون مستثنی نبودند. آنان در راه اقامه دین حق، رنج‌ها و سختی‌هایی را به جان خریدند که کوه‌های سر به فلک کشیده نیز توان تحمل آن‌ها را ندارند. این مردان و زنان با ایمان و مخلص در این راه طاقت فرسا از جان و مال خویش دست شستند و برای اعتلای لوای اسلام از هیچ کوششی فروگذار نبودند. در این راه هیچ یک از آنان از آن رنج‌ها و مصائب مستثنی نبودند و همه اعم از فقرا و ثروتمندانی چون عثمان بن عفان که عمویش، حکم بن ابی العاص، او را به خاطر دین جدیدش شکنجه می‌داد، رنج‌های بسیار بردند. 
5-	 عثمان از همان زمانی که به اسلام ایمان آورد در کنار رسول خدا(ص) و همراه و همگام او بود و جز هنگام هجرت و یا زمانی که دستور می‌یافت مأموریتی را به انجام رساند، هرگز حضرت رسول(ص) را تنها نگذاشت. 
6-	 عثمان از همان روزهای نخستین ظهور اسلام، ارتباط دائم و تنگاتنگی با رسول خدا(ص) و دیگر بزرگان صحابه داشت و این باعث شد که او در جریان روند رو به رشد تأسیس و تحکیم پایه‌ها و ارکان شریعت اسلام قرار داشته باشد. 
7-	 عثمان همچون دیگر صحابه بزرگوار(رض) از همان چشمه نبوت پرورش و تزکیه و سیراب شد و در مکتب رسول خدا(ص) و در محضر خود ایشان تربیت یافت. 
8-	  همانطور که بیان شد عثمان از همان بدو اسلام آوردن، همراه و همگام پیامبر خدا(ص) بود و در همه‌ي شرایط و لحظات حساس، چه در مکه و چه در مدینه، در کنار رسول خدا(ص) حضوری فعال داشت و این باعث آن شد که در مدرسه رسول خدا(ص) پرورش یابد که خود، مهمترین عامل در شکوفا شدن استعدادها و توانمندی‌های او و پرورش و تزکیه کم نظیر شخصیت او بود. 
9-	  بر خلاف اتهامات منحرفان و گمراهان، عثمان تنها به این دلیل در جنگ بدر حضور نیافت که به امر خود رسول خدا(ص) وظیفه داشت از رقیه، دختر بزرگوار رسول خدا(ص)، که در بستر بیماری‌ بود مراقبت به عمل آورد. در واقع، او چون دیگر صحابه می‌دانست فضل و اجر حضور در این جنگ، نزد خدا و رسولش(ص) تا چه میزان است و به همین دلیل، او نیز همراه سپاه اسلام به راه افتاد اما بنا به دستور رسول خدا(ص) به مدینه بازگشت تا از دختر رسول خدا(ص) مراقبت کند. مهمترین دلیل این ادعا آن است که چون رسول خدا(ص) به مدینه بازگشت عثمان را در ثواب و غنایم آن جنگ سرنوشت ساز سهیم نمود. 
10-	 در جریان صلح حدیبیه، عثمان از چند جنبه نسبت به دیگر صحابه فضیلت یافت: نخست آن‌که چون از طرف رسول خدا(ص) به مکه رفت رسول خدا(ص) هنگام بیعت با صحابه، به جای دست عثمان با دست خویش بیعت نمود. دوم آن‌که او مأموریت یافت تا پیغام رسول خدا را به مسلمانان حاضر در مکه برساند. از طرف دیگر، نبی اکرم(ص) اعلام نمودند که عثمان هرگز بدون رضایت رسول خدا(ص) طواف نخواهد کرد و تنها آن هنگام که رسول خدا(ص) حج را بجای آورد عثمان نیز آن فریضه را انجام می‌دهد. 
11-	رسول خدا(ص)، شفاعت عثمان در مورد عبدالله بن سعد بن ابی سرح را پذیرفت و او را مورد بخشایش خود قرار دادند. 
12-	بعد از وفات رقیه، دختر رسول خدا(ص)، آن حضرت ام کلثوم، دختر دیگرشان را به عقد عثمان در آوردند. 
13-	از مهمترین اقدامات اقتصادی عثمان می‌توان خرید چاه «رومه» به قیمت بیست هزار درهم و وقف آن برای استفاده همگان، توسعه مسجد النبی و پرداخت هزینه‌های تجهیز سپاه تبوک را نام برد. 
14-	احادیث معتبر بسیاری در بیان فضیلت عثمان به دست ما رسیده است که از مقام و منزلت او نزد خدا و رسولش(ص) خبر می‌دهد. نیز مسلم است که رسول خدا(ص) وقوع آن فتنه بزرگ را به او خبر داده و او را از حوادث آن مطلع نموده بود. 
15-	عثمان جزو صحابه‌ای بود که هم در دوران رسول خدا(ص) و هم در دوران خلافت ابوبکر و عمر از رجال مهم و صاحب نظر به حساب می‌آمد تا آن‌جا که در بیشتر مسايل مهم، رأی و نظر او را جویا می‌شدند. نقل است که او در عهد ابوبکر به دلیل عطوفت و ملایمت بسیار پس از عمر که به سختگیر و قاطع بودن شهر از اعتبار و نفوذ بسیاری برخوردار بود به نحوی که اگر عمر را وزیر ابوبکر می‌گفتند، عثمان را معتمد و صاحب سر ابوبکر و کاتب اول او می‌دانستند. 
16-	عثمان همچنین در دوران خلافت عمر نیز از اعتبار خاصی نزد خلیفه برخوردار بود به نحوی که مردمان چون می‌خواستند مسأله مهمی را نزد عمر مطرح کنند. نخست عثمان یا عبدالرحمن بن عوف را پیشقدم می‌نمودند. این اعتبار تا بدانجا بود که دیگر مسلمانان، عثمان را «ردیف» می‌خواندند. در لغت، ردیف به فردی گفته می‌شود که پشت سر سوارکار و برمرکب می‌نشیند و عرب، هر آن‌که را که بعد از رؤسا از اعتبار و نفوذ بسیاری برخوردار بود و به تعبیر امروز، مرد شماره دو محسوب می‌شد، ردیف می‌گفتند. آن‌گاه چون از طریق آن دو به هدفشان نمی‌رسیدند عباس، عموی پیامبر خدا(ص)، را نزد عمر می‌فرستادند. 
17-	در جریان مذاکرات شورای خلافت، از مهمترین اقدامات عبدالرحمن بن عوف این بود که خود را از رقابت بر سر منصب خلافت کنار کشید و سپس با مشورت و نظر دیگر اعضای شورا، عثمان را به این مقام برگزید و توانست به بهترین شکل ممکن، اجماع امت را در این ارتباط فراهم آورد. 
18-	در ارتباط با مذاکرات شورای خلافت، روایات جعلی‌اي وجود دارند که بدون شک، ساخته و پرداخته توهمات رافضیان کینه‌توز هستند. متأسفانه هم خاورشناسان و هم نویسندگان و تاریخ‌نویسان معاصر نیز، این روایات باطل و دروغین را که هم از نظر سند و هم از نظر متن ضعیف و متزلزل می‌باشند، پایه و اساس مطالعات و پژوهش‌های خود قرار داده‌اند. 
19-	بنا به دلایل متعدد، بعد از شهادت عمر(رض)، عثمان(رض) لایق‌ترین افراد برای امر خلافت بود. تمام صحابه و آنان‌که از راه و روش ایشان تبعیت می‌کنند بر این نکته، اتفاق نظر دارند. 
20-	چون عثمان، به خلافت رسید، خطیبی از جانب او برخاست و به مردم اعلام نمود که عثمان در حکومت خویش، براساس قرآن، سنت و راه و روش ابوبکر و عمر حکم می‌راند. جز در موارد اجرای حدود، صبر و گذشت و عطوفت و حکمت را اساس رفتار و کردار خویش قرار می‌داد؛ سپس خود او برخاست و در لابه‌لای سخنانش، مردم را از گرایش به دنیا و شیفته آن شدن بر حذر داشت تا مبادا بر سر جیفه آن، دچار رقابت ناسالم و بغض و حسد و نفرت نسبت