و به این کارش اعتراف کرد، حفصه نیز به عبدالرحمن بن زید دستور داد تا آن خدمتکار را بکشد، عثمان این اقدام حفصه را ناپسند دانست و او را ملامت نمود؛ ابن عمر به عثمان جواب داد: چرا اقدام امّ‌المؤمنین در مورد یک زنی که او را جادو کرده و خود او نیز به آن کارش اعتراف کرده است، نادرست می‌پنداری؟ 
در واقع عثمان، قتل آن زن جادوگر را نادرست ندانست، بلکه باید دانست که اجرای حدود از حیطه اختیارات امام است و هیچ کس حق ندارد به این حوزه تجاوز کند. 
عثمان نیز این شیوه برخورد حفصه را نادرست می‌دانست نه نفس مجازات را، و کلام ابن عمر نیز بر این امر دلالت می‌کند که حکم مرگ آن زن جادوگر واضح بود و هیچ شک و شبهه‌ای سبب تعلیق آن نمی‌شد.(1) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) موسوعة فقة عثمان بن عفّان، 170. فرد کور چون ابزاری در اختیار راهنما است، افراد نابینا در هنگام حرکت و راه رفتن ممکن است خود را مجروح نمایند بنابراین نیازی ندارد از افرادی عذر بخواهد که از طريق او دچار جراحت و یا ضرری می‌شوند، چرا که آن کار را با عمد انجام نداده است. بر همین اساس، هر فرد نابینایی که به راهنمای خود یا آن‌که در کنار او نشسته است ضرر و زیانی رساند، چون این کار را به صورت غیر عمد مرتکب شده است، هیچ نوع دیه و مجازاتی متوجه او نمی‌شود.(1)
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) موسوعة فقة عثمان بن عفّان، ص 99. اگر دو فرد با هم درگیر شده و به منازعه پرداختند و در اثنای این مشاجره به هم آسیب رسانیدند، قصاص آن جراحت و آسیب وارده، واجب است، زیرا این نزاع و به تبع آن، جراحت و یا جنایت از روی عمد بوده است. اصل این است که در آن نزاع، طرفین درگیر عامدانه قصد داشته‌اند به هر شکل به طرف مقابل آسیب وارد کنند و این مستوجب مجازات و قصاص است؛ عثمان بن عفان در همین رابطه دستور داد که هرگاه دو طرف یک منازعه با هم درگیر شدند و بر اثر آن جراحت و آسیبی به یکدیگر وارد کنند، مستوجب قصاص می‌باشند.(1)
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) موسوعة فقه عثمان بن عفّان، 100. هر کس جنایتی را در مورد حیوانی مرتکب شد باید قیمت و بهای آن را پرداخت کند، عقبه بن عامر روایت می‌کند که در عهد عثمان، مردی، سگی شکاری را که در میان دیگر سگان نظیر نداشت، کشت، چون قیمت آن‌را سیصد درهم تخمین زدند، عثمان، آن مرد را ملزم به پرداخت آن نمود. همچنین عثمان مردی دیگر را ملزم کرد که بیست شتر را در ازای سگی که کشته بود، بپردازد.(1)
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) موسوعة فقه عثمان بن عفان، 102. با رسیدن خبر حرکت مردان طوایف ثعلبه و أنمار از قبیله غطفان برای یورش به مدینه، حضرت رسول(ص)، حضرت عثمان(رض) را بر مدینه گماشت و خود با چهار صد تن از یارانش رهسپار کارزار شدند. در منطقه «صرار» سپاهیان اسلام با جمع کثیری از غطفانیان روبه‌رو شدند اما هیچ جنگی بین طرفین صورت نگرفت. هر دو سپاه از یکدیگر بیم حمله داشتند و به همین دلیل پیامبر اکرم(ص) و یارانش نماز خوف را به جا آوردند. پس از گذشت زمان، دو سپاه متفرق شدند و به سرزمینهای خویش بازگشتند، این غزوه پانزده شبانه‌روز طول کشید.اگر فردی به مال، جان و یا ناموس دیگری تجاوز کرد و آن فرد نیز در مقام دفاع از مال و جان و ناموس خویش، در حین نزاع و مشاجره، فرد متجاوز را به قتل رسانید، او مستوجب قصاص نمی‌باشد. ابن حزم در کتاب «المُحَلّی» بیان می‌دارد که مردی با چشم خود دید که فردی با زن او در حال زنا است، او نیز آن مرد را به قتل رسانید. ماجرا را نزد عثمان مطرح کردند و عثمان نیز حکم به درست بودن اقدام آن مرد و مهدورالدم بودن مقتول داد.(1)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) موسوعة فقه عثمان بن عفّان، 103. حد ارتداد بر فردی اجرا می‌شود که چون سه مرتبه از او بخواهند از ارتداد خویش توبه کند، امتناع ورزد که در آن صورت اعدام خواهد شد. نقل است که عبدالله بن مسعود، چند نفر را در کوفه به اتهام ارتداد و تبلیغ نظرات مسيلمه کذّاب باز داشت نمود و در رابطه با آنان به عثمان نامه نوشت، عثمان نیز به عبدالله بن مسعود چنین نوشت: «دین حق را بر آنان عرضه کن و هر کدامشان را که شهادتین بر زبان آورد و از آیین باطل مسيلمه برائت جست، آزاد کن اما هر کدام را که بر آن آیین باطل اصرار ورزید، گردن بزن.» عبدالله نیز هر کدام از آن مردان را که از ارتداد خویش توبه کرد آزاد نمود و آنانی را که بر ارتدادشان اصرار ورزیدند اعدام کرد.(1)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) موسوعة فقه عثمان بن عفّان، 150. یک نفر نزد عثمان آمد و ادعا کرد که پیشتر یک نفر را به قتل رسانیده است و از عثمان سؤال کرد که آیا برای او امکان توبه وجود دارد؟ عثمان نیز این آیه قرآن را برای او تلاوت نمود: 
(حم(1) تَنزِيلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ(2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ(3)) غافر: ١ - ٣ 
(حا. ميم. فرو فرستادن اين كتاب (قرآن) از سوي يزدان چيره و آگاه انجام مي‌پذيرد. يزداني كه بخشنده گناه، پذيرنده توبه، داراي عذاب سخت، و صاحب اِنعام و احسان است. هيچ معبودي جز او وجود ندارد. بازگشت به سوي او است). 
و سپس بدو گفت: «برو توبه کن و هرگز از درگاه خداوند مأیوس نشو».(1)  لازم به ذکر است جهت توبه از گناهانی که در قبال بندگان خدا صورت گرفته و حقی از آنان را ضایع و پایمال کرده است، باید آن حقوق پایمال شده را جبران نمود و یا آن افراد از حقوق خود بگذرند و فرد گناهکار را مورد عفو قرار دهند.(2)  
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سنن البیهقی (8/17). 
2) موسوعة فقه عثمان بن عفان، 93. روایت معروف آن است که در عهد رسول خدا(ص)، اگر افراد آزاد، شرب خمر می‌کردند به چهل ضربه شلاق حدّ محکوم می‌شدند، مردم برای تحقیر، آنان را با کفش و لباس می‌زدند ابوبکر نیز همین حدّ را اجرا می‌نمود. عمر هم در سال‌های نخستین خلافت خویش تغییری در این حدّ صورت نداد اما چون دید که افراد فاسد این شیوه حدّ را سبک می‌دادند و این روش، آنان را از شرب خمر باز نمی‌دارد، با مشورت و صلاح‌دید صحابه، حدّ شرب خمر را به هشتاد ضربه شلاق افزایش داد. عثمان در عهد خویش هر دو روش را در پیش گرفت، اما باید دانست که این شیوه اجرای حدّ از روی هوا و هوس نبود گویا که او با برگزیدن روشی حکیمانه، هر کس را که از روی اشتباه و برای بار نخست به شرب خمر اقدام نموده بود چهل ضربه شلاّق، حدّ می‌زد و هر کس را که به شرب خمر معتاد شده و از آن روی گردان نبود، حدّ او را هشتاد ضربه تازیانه معین می‌نمود؛ در واقع او چهل ضربه نخست ¬را به عنوان حدّ و چهل ضربه دوم را به عنوان تعزیر در مورد آن افراد به اجرا در می‌آورد.(1)
-------------------