-----------------------------------------------------------------------------
1) موسوعة فقه عثمان بن عفّان، 93. حسین بن منذر نقل می‌کند که چون ولید را به اتهام شرب خمر نزد عثمان آوردند، دو نفر به این امر شهادت دادند، یکی از آنان شهادت داد که ولید بدون شک شراب نوشيده بود، دیگري نیز شهادت داد که به چشم خود استفراغ ولید را دید، عثمان اعلام نمود: « چون ولید استفراغ کرده است این دلیل بر شراب خوردن اوست؛ سپس رو به علی نمود و گفت: ولید را شلاق بزن». علی نیز اجرای حد را از فرزند خود، حسن، خواست اما او جواب داد که هر کس منافع و لذت‌های این کار را می‌برد آن را اجرا کند و زحمت و مسئولیت انجام آن‌را به عهده گیرد، علی از این سخن حسن خشمگین شد، بنابراین، کار را به عبدالله بن جعفر طیّار محوّل نمود، او نیز برخاست و حدّ را بر ولید اجرا کرد و علی نیز تازیانه‌ها را می‌شمرد، چون به تازیانه چهلم رسیدند، عثمان دستور داد که دیگر ادامه ندهند؛ او خطاب به جماعت مردم گفت: که رسول خدا(ص) حدّ شرب خمر را چهل ضربه تعیین نمود، ابوبکر نیز همین میزان را اجرا می‌کرد و عمر حدّ را به هشتاد ضربه رسانید. 
هم چهل ضربه و هم هشتاد ضربه سنّت می‌باشند؛ اما نزد من، حدّ نخستین ارجحیت دارد. از این داستان نتایج زیر را می‌توان برداشت نمود: نخست اين‌كه اسلف عثمان، حدّ شرب را اجرا نموده‌اند؛ دوم اين‌كه هر کس مأمور اجرای حدّ است می‌تواند فرد دیگری را به نیابت از خود بدان کار گمارد، با عنایت به اين‌كه ولید برادر مادری عثمان بود می‌توان به میزان دقّت و اصرار عثمان در اجرای حقّ و احکام شریعت پی برد. این روایت اثبات می‌کند که عثمان در اجرای حق، فردی شجاع و قاطع بود و در این راه از هیچ ملامتی نمی‌هراسید.(1)  به واقع اجرای احکام شریعت راستین اسلام، بهترین و محبوب‌ترین اعمال نزد او و دیگر خلفای راشدین بود.(2) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) شرح النووی علی صحیح مسلم، کتاب الحدود (11/216). 
2) نمر الحمیدانی، ولایة الشرطة فی الإسلام، 105. حدّ سرقت و دزدی تنها در مورد افرادی بالغ، عاقل و آگاه به حرام بودن این عمل باشند و این کار را آزادانه و نه از روی اجبار انجام داده باشند، اجرا می‌شود که نقل است چون کودکی را به اتهام سرقت نزد عثمان آوردند، دستور داد تا به شرمگاه او نگاه کنند، چون دیدند که شرمگاه او، مویی در نیاورده است، حدّ را در مورد او اجرا نکردند.(1)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح التوثیق، 77 – موسوعة فقه عثمان بن عفان، 171. در عهد امارت ولید بن عقبه، فردی به نام ضابی بن حارث پرچمی از مردی انصاری، سگی را که بدان قرحان می‌گفتند و در شکار آهوان مهارت داشت به امانت گرفت، اما از پس دادن سگ به صاحب آن امتناع ورزید. اطرافیان آن مرد انصاری، از اطرافیان ضابی بن حارث خواستند، سگ را از او پس بگیرند و به آنان تحویل دهند. آنان نیز همین کار را انجام دادند، در مقابل ضابی بن حارث به هجو آن مرد انصاری پرداخت و در مورد آن چنین سرود: 
تَجَشَمَ دُونی وَ فد قرحانَ خطّهً
فَباتُو شِبَاعاً تاعِمین کأنّما
فکَلبُکم لا تَترُکوا فهو أُمُّکم
		تَضَلُ لها الوَجناءُ و هی حَسیرُ
حَبَاهم ببیتِ المرزُبانِ أمیُر
فإنَّ عُقُوقَ الأمّهاتِ لکبیرُ

(دوستان قرحان، در برابر من، راهی را در پیش گرفتند که شتر تنومند و قدرتمند نیز از طّی کردن آن باز می‌ماند. به لطف بخشش‌های فراوان امیر (ولید) شب‌ها را سیر و در آسایش کامل می‌گذرانند. سگتان را هرگز رها نکنید که چون مادرتان است. بدانید که نافرمانی و نفرین مادران، بر فرزندان سخت گران خواهد بود). 
مردان انصاری، شکایت او را نزد عثمان بردند، او نیز آن مرد را احضار و به زندان افکند؛ گفتنی است که‌ این حکم و تعزیر در مورد همه مسلمانان اجرا می‌شد، اما آن حکم بر ضابی سخت آمد و تا لحظات پایانی عمرش در آن‌جا ماند.(1) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الطبری (5/420)عثمان حدّ قذف (متهم کردن یک زن به زنا و فحشا) و افترا را اجرا می‌کرد، و لو آن‌که به صورت کنایه نیز بود، نقل است که مردی به دیگری چنین گفت: یا ابن شامه الوذر! که شامه الوذر کنایه از زن زنا کار و فاحشه است. چون از او نزد عثمان شکایت شد، عثمان بدون اعتنای به تأویلات و توجیهات آن مرد، قذف را در مورد او اجرا نمود.(1)
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) موسوعة فقه عثمان بن عفان، 247. هر گاه زنای زن یا مرد آزاد همسردار اثبات شود، او را با سنگ رجم می‌کنند تا بمیرد. روایت است که در عهد عثمان، زنی شوهردار مرتکب زنا شد، عثمان دستور داد تا او را رجم کنند اما خود در محل اجرای حکم حضور نیافت.(1)
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) موسوعة فقه عثمان بن عفّان، 247. چنین روایت می‌کنند که در عهد عثمان، فردی به نام کعب‌ابن ذی‌حبکه‌ نهدی به نیرنگ و شعبده‌بازی می‌پرداخت؛ چون خبر او به عثمان رسید، محمد بن سلمه بدو گفت: که نیرنگ چونان سحر می‌باشد اما آن نیست، عثمان ضمن نامه‌ای به ولید بن عقبه از او خواست تا در مورد این قضیه تحقیق کند و اگر ابن ذی‌حبکه بدان کار اعتراف نمود او را از آن باز دارد؛ ولید، ابن‌حبکه را احضار و در مورد نیرنگ از او سؤال کرد، او در جواب گفت: که نیرنگ سرگرمی‌اي است که مردم از آن لذّت می‌برند، ولید نیز او را محکوم و تهدید کرد. 
سپس نامه عثمان را برای مردم خواند و به آنان گفت: که از کارهای باطل و بی‌ارزش و نیز از افراد بیهوده‌گو که کارهای نامطلوب انجام می‌دهند، بپرهیزند. مردم از اين‌كه عثمان از این ماجرا خبردار شده تعجب کردند. ولید‌، ابن‌حبکه را با جماعتی دیگر تبعید کرد و به شام فرستاد و ماوقع را برای عثمان نوشت. کعب‌بن ذی‌حبکه همراه مالک بن عبدالله که هم کیش او بود، عازم خارج و دنیاوند شدند. کعب در راه خطاب به ولید چنین سرود:
لعَمری لَئِی طَرَدتَنی ما إلی التی
وَجوتُ رُجُوعی یا اَبنَ أروی و رجعتی
و إنّ اَغتِر ابی فی البلاد و جَفَوتی
و إنّ دعائِی کلَّ یَومٍ وَ لَیلَةٍ
		طَمِعتَ بها مِن سَقطَتی لَسَبیلُ
إلی الحَقِّ دَهراً غال ذلک غولُ 
و شَمتی فی ذاتِ الإلهِ قَلیلُ
علیکَ بدُنیا وَ نِدکم لطَویلُ(1)  

(بدان که با وجودی که مرا تبعید کردی اما به آرزویت که مرگ من است نخواهی رسید. ای پسر «أروی» روزگاری امید داشتم که به راه حق باز گردم اما می‌بینم که این راه به ضلالت رفته است. بدان که دوران غربت من در شهرها و ملامتم به خاطر دین خدا کوتاه و بزودی به سر خواهد شد اما نفرین من هر روز و شب در دیناوند ادامه خواهد داشت).
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (5/491). هنگامی‌که حضرت رسول(ص) و یارانشان به حدیبیّه رسیدند، لازم دانستند که نماینده‌ای از جانب خود نزد قریش بفرستند تا پیام صلح ایشان و تأکید آن حضرت بر حفظ حرمت اماکن م