بدون شک عثمان جزو خلفای راشدین بود که مصلحت امر را در این دید، اذانی دیگر را به اذان نماز جمعه بیافزاید، به خاطر گسترش شهر مدینه عثمان تصمیم گرفت تا با افزودن این اذان، مردم را از فرا رسیدن هنگام اقامه نماز جمعه آگاه کند. او قبل از اتخاذ این تصمیم با صحابه به مشورت پرداخت و نظر آنان را در این خصوص جویا شد، بعد از اجرای آن هیچ کس به مخالفت با او نپرداخت و پس از شهادت او نیز، در دوران خلافت علی(رض) و دوران حکومت بنی امیه و بنی¬عباس و تا به امروز این سنت که به اجماع مسلمانان رسيده پا برجا مانده است.(2)  
در واقع عثمان با قیاس نمودن اذان دوم نماز جمعه بر اذان اول فجر، به این نتیجه رسید که می‌توان چنین سنّتی را وضع نمود(3) . رسول خدا(ص) جهت بیدار کردن نماز گزاران و آنانی که قصد گرفتن روزه را داشتند دستور دادند که در هنگام فجر اذان گفته شود. عثمان نیز با اقتباس از همین سنت آن تصمیم را اتخاذ نمود. اما علما در این نکته دچار اختلاف شده‌اند که آیا وقت این اذان قبل از فرارسیدن نماز است یا درست هنگام اقامه آن می‌باشد. 
حافظ ابن حجر در فتح الباری با اعتقاد به اين‌كه ساعت اقامه وقت این اذان، هنگام اقامه نماز است چنین می‌گوید: واضح است که عثمان با قیاس این اذان بر دیگر نمازها آن را وضع نمود تا به مردم اعلام شود که هنگام اقامه نماز جمعه فرا رسیده است. اما باید گفت دعاها و اذکار و صلواتی که در تعدادی از ممالک، قبل از نماز جمعه گفته می‌شود تا مردم را بدان فرا خوانند، از سنت سلف صالح نبوده و خود آن‌‌‌را وضع نموده‌اند؛ باید این اصل را همیشه در نظر داشت که تبعیت از سلف صالح بهتر و سزاوارتر است.(4)  
اعتقادی دیگر بر آن است که این اذان قبل از فرا رسیدن هنگام اقامه نماز می‌باشد؛ به باور این دسته هدف از وضع این اذان این است که به مردم اعلام شود هنگام اقامه نماز جمعه نزدیک است و این همان هدفی است که اذان اول فجر به خاطر آن وضع شد. اگر در واقع این اذان، درست هنگام اقامه نماز باشد هیچ نفعی نمی‌تواند داشته باشد؛ جز آن‌که دقایقی نماز جمعه را به تأخیر انداخته است و این خلاف سنت می‌باشد، در واقع با این اذان، دیگر نیازی به آن اذکار و صلواتی که مرم خود وضع کرده‌اند، نیست هر چند حافظ ابن حجر آن‌ها را ردّ نمی‌کند و تنها به این نکته بسنده می‌کند که تبعیّت از سیره و روش سلف صالح بهتر و ما را سزاوارتر است.(5) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سننی ابی داود، کتاب السنة (حدیث4607). و سنن الترمذی، کتاب العلم (حدیث2676). 
2) حقبه من التاریخ، عثمان الخمیس، 88. 
3) حقبه من التاریخ، عثمان الخمیس، 89. 
4) فتح الباری (4/345). 
5) السنّه و البدعة، عبدالله التحضرمی، 132 و133. عثمان از آن زمانی که به دین اسلام ایمان آورد، هر روز غسل می‌کرد(1) . روزی، نماز صبح را به امامت به جا آورد بدون آنکه بداند که¬«جنب» می‌باشد، چون صبح شد دانست که در لباسش آثار اسحتمام وجود دارد، سپس نماز صبح را اعاده کرد(2) ؛ اما هیچ یک از مأموم‌ها بدان کار مبادرت نکردند.(3)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فضائل الصحابة (حدیث 756). 
2) موسوعة فقه عثمان بن عفان، 190. 
3) موسوعة فقه عثمان بن عفان، 192. عثمان بن عفان معتقد بود سجده‌های تلاوت بر هر فرد مکلّفی که قرآن را تلاوت می‌کند یا بدان گوش فرا می‌دهد واجب می‌باشد اما هر کس بدون عمد، آیات قرآن را بشنود، آن سجده‌ها بر او واجب نیستند. روزی عثمان از کنار فردی گذشت که مشغول تلاوت قرآن بود، چون آن فرد به سجده تلاوت رسید، به سجده رفت، اما عثمان این کار را ننمود(1) ، سپس گفت سجده بر کسی واجب است که به قرآن گوش داده باشد نه اين‌كه آن را بشنود(2) ، همچنین از او روایت است اگر زنی در عادت ماهیانه بود و به قرآن گوش فرا داد، چون به سجده تلاوت رسید با اشاره می‌تواند این سجده را به جا آورد، اما نباید به سجده برود.(3)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الخلافة الراشدة و الدولة الأمویة، یحیی الیحیی ص444. 
2) موسوعة فقه عثمان بن عفان، 168. 
3) موسوعة فقه عثمان بن عفّان، 168. بنا به گفته لیث بن سعد هر شهر یا روستایی که جمعیتی در آن فراهم آمده باشد، مکلّف به اقامه نماز جمعه بودند. مردمان مصر و سواحل آن نیز به دلیل حضور تعدادی چند از صحابه در آن‌جا هم در عهد عمر و هم در عهد عثمان مکلّف به اقامه نماز جمعه می‌شدند.(1)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فتح الباری (2/441). قباده نقل می‌کند که پیامبر خدا(ص)، ابوبکر، عمر و عثمان پیش از اقامه نماز جمعه، خطبه می‌خواندند، چون عثمان به خلافت رسید، به دلیل کهولت سن، هر از گاهی در اثنای خطبه‌ها می‌نشست. معاویه در عهد خلافت خود، خطبه اول را نشسته و خطبه دوم را ایستاده می‌خواند.(1)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) یحیی الیحیی، الخلافة الراشدة، 444. انس نقل می‌کند که عثمان، نخستین کسی است که همیشه قنوت را قبل از رکوع می‌خواند تا مردم بتوانند رکوع را در یابند.(1)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فتح الباری (2/569). محمد بن سیرين روایت می‌کند که در میان صحابه، عثمان بن عفّان و پس از او عبدالرحمن بن عمر عالم‌ترین مردم نسبت به احکام حج بودند.(1)
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) موسوعة فقه عثمان بن عفّان، 112. هنگامی که مسلمانان، مکه را فتح نمودند، عبدالله بن سعد بن أبی سرح به حضرت عثمان پناه آورد و خود را نزد ایشان پنهان کرد، حضرت عثمان نیز او را نزد نبی‌اکرم(ص) آورد و به ایشان گفت: یا رسول الله! بیعت عبدالله را بپذیر، اما حضرت رسول(ص) از این کار امتناع می‌ورزید تا اين‌كه حضرت عثمان برای بار سوم این درخواست را مطرح و رسول خدا آن‌را پذیرفت. سپس رسول خدا(ص) رو به یارانشان کردند و فرمودند: 
«أما كان فيكم رجل رشيد يقوم إلى هذا حيث رآني كففت يدي عن بيعته فيقتله».
«آیا در میان شما مردی نبود، که چون من از پذیرش بیعت آن مرد خوداری ورزیدم، گردن او را بزند».
یاران گفتند یا رسول خدا! ما که به درون شما علم نداریم، چرا به ما اشاره نفرمودید که آن‌ کار را بکنیم؟ رسول خدا(ص) فرمود: 
«إنه لا ينبغي لنبي أن يكون له خائنة الأعين».
«هیچ پیامبری را سزاوار نیست که چشمان خائنانه داشته باشد»(1) . 
در روایتی دیگر چنین آمده است: در روز فتح مکه رسول خدا(ص) همه مشرکان جز چهار تن را مورد عفو قرار دادند و دستور دادند که: 
«اقتلوهم وإن وجدتموهم متعلقين بأستار الكعبة: عكرمة بن أبي جهل، وعبد الله بن خطل، ومقيس بن حبابةوعبد الله بن سعد بن أبي السرح».
«آن چهار نفر را به قتل برسانید و لو خود را به پرده‌های کعبه آویزان نمایند: عکرمه بن أبی جهل، عبدالله بن خصل، مقیس بن حبابه و عبدالله بن سعد بن أبی سرح(2) .» عبدالله بن خطل خود را به پرده‌های کعبه آویزان کرد تا امان 