جرت به دلیل شورش مردمان آفریقا و نقص پیمان صلح از جانب آنان، بار دیگر عزم آن‌جا نمود و توانست بر آنان پیروز شود. او پس از فتح مجدّد آفریقا، ارکان حکومتی اسلامی را در آن‌جا بنیان نهاد و مردم آن‌جا نیز با به اسلام گرویدند و یا به پرداخت جزیه تن دادند.(8)  
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الشرف و التسامی بحرکة الفتح الإسلامی، علی محمد الصلاّبی، 189. 
2) لیبیامن الفتح العربی حتی انتقال الخلافة الفاطمیة، 49. 
3) لیبیامن الفتح العربی حتّی انتقال الخلافة الفاطمیة، 39. 
4) الشرف و التسامی بحرکة الفتح الاسلامی، 191. 
5) الشرف و التسامی بحرکة الفتح الاسلامی، 193 و البدایة و النهایة (7/158). 
6) الشرف و التسامی بحرکة الفتح الاسلامی، 194. 
7) لیبیامن الفتح العربی حتی انتقال الخلافة الفاطمیة، 46. 
8) الشرف و التسامی بحرکة الفتح الإسلامی، 194. چون اخبار دقیقی از مسلمانان در آفریقا به عثمان نمی‌رسید، عبدالله بن زبیر را با دسته‌ای از جنگ جویان بدانجا اعزام نمود. او نیز خود را با سرعت به آنان رسانید. به محض ورود عبدالله بن زبیر به سپاه اسلام، صدای تکبیر مسلمانان، فضا را طنین انداز کرد. جرجیز چون از علت این هیاهو جویا شد، بدو گفتند که سپاهی دیگر به آنان ملحق شده است. این خبر، عزم جرجیز برای ادامه جنگ را سست کرد. عبدالله بن زبیر می‌دید که دو سپاه از صبح زود تا نیمه روز به کارزار می‌پردازند و سپس هر یک به اردوگاه خویش باز می‌گردد و تا صبح فردا استراحت می‌کنند. روز بعد خود او به میدان نبرد رفت اما عبدالله بن سعد را در میان سپاهیان ندید، چون از علت غیبت او سؤال کرد بدو گفتند: که جرجیز اعلام نموده است هر کس ابن سعد را به قتل برساند، به او یکصد هزار دینار پاداش خواهد داد و دخترش را به عقد او در آورده و او را حاکم آفریقا خواهد نمود. حال جرجیز از ابن سعد بیشتر نسبت به جان خود بیم دارد(1) . عبدالله بن زبیر نزد ابن سعد رفت و بدو گفت: با این شیوه جنگ، مصاف ما با آنان به طول خواهد انجامید. آنان در سرزمین خود هستند و مدام تقویت قوا می‌کنند اما ما از سرزمین خود دور هستیم و نمی‌توانیم چونان آنان خود را تقویت نمایيم. من پیشنهاد می‌کنم فردا صبح جنگجویانی شجاع را در خیمه‌ها پنهان داشته و به میدان کارزار نفرستیم. فردا در اردوگاه خود با دشمن خواهیم جنگید و چون روز به نیمه رسید، ما دست از جنگ نکشیم و با دشمن به نبرد ادامه دهیم تا آنان کاملاً خسته و درمانده شوند. آن‌گاه چون به اردوگاه خویش بازگشتند، آن افرادی را که در خیمه‌ها نگاه داشته‌ایم پنهان از چشم رومیان و در غفلت ایشان به لشگرگاه آنان می‌فرستیم. انشاءالله با این نقشه، بر رومیان پیروز خواهیم شد. ابن سعد نیز بزرگان صحابه را فراخواند و با آنان در این خصوص، مشورت نمود که همه‌ي آنان با این نقشه زیرکانه موافقت کردند. چون فردای آن روز فرا رسید، عبدالله بن سعد طبق نقشه، مردانی شجاع و جنگجو را همراه اسبانشان در خیمه‌ها نگاه داشت و بقیه‌ي سپاه را به جنگ با رومیان گسیل داشت. آنان تا ظهر با رومیان به کارزار پرداختند و چون هنگام ظهر شد و رومیان قصد اردوگاه خود را نمودند، ابن زبیر مانع این کار شد و به جنگ با آنان ادامه داد، جنگ آن‌قدر ادامه یافت که هر دو سپاه کاملاً خسته و کوفته شدند، آن‌گاه شیپور آتش بس به صدا در آمد و طرفین هر یک به اردوگاه خود باز گشتند. در این هنگام ابن زبیر همراه آن افرادی که در خیمه‌ها پنهان شده بودند در خفا و بدون اين‌كه رومیان متوجه آنان شوند، خود را داخل سپاه روم کردند، چون رومیان به خیمه‌گاه خود بازگشتند و قصد استراحت نمودند، مردی تکبیر برآورد و آن افراد نفوذی، تکبیر زنان به قتل عام رومیان مبادرت ورزیدند، رومیان چنان غافلگیر شده بودند که فرصت آن را نیافتند سلاح‌های خود را بردارند، مسلمانان با هجومی برق آسا، لشکرگاه آنان را به تصرف خود در آوردند و شکستی وحشتناک را بر آنان وارد نمودند، خود جرجیز نیز در این عملیات به دست ابن زبیر به قتل رسید و دختر او به اسارت مسلمانان در آمد. عبدالله بن سعد پس از محاصره شهر سبیطله، توانست آن شهر را به تصرف خود در آورد، او در آن‌جا به چنان غنایمی دست یافت که تا به حال نظیر آن را ندیده بود، به نحوی‌که سهم هر سرباز سوارکار از آن‌ها، سه هزار دینار و سهم هر سرباز پیاده یک هزار دینار می‌شد. پس از فتح سبیطله، ابن سعد، سپاهیانش را به دیگر مناطق گسیل داشت. سپاهیان او توانستند تا شهر «قفصه» را به تصرف خود در آورند. او همچنین لشکری را به جانب قلعه «اجم» که بسیاری از رومیان بدان پناه برده بودند، اعزام نمود. این سپاه توانست پس از محاصره قلعه و از طریق مصالحه با مدافعان آن، به تصرف آن‌جا نائل آید. ابن سعد، دختر جرجیز را به ابن زبیر بخشید و او را با خبر فتح و ظفر لشکریان اسلام نزد عثمان فرستاد.(2)  
نقشه عبدالله بن زبیر، بدون شک، در پیروزی‌های مسلمانان در آفریقا کاملاً نمود داشت. حافظ ابن کثیر در تاریخ خویش چنین گفته است: چون مسلمانان با بیست هزار نیرو به فرماندهی عبدالله بن سعد بن أبی سرح قصد آفریقا نمودند، جرجیز، پادشاه آفریقا، با یکصد و بیست هزار و بنابر روایتی دیگر با دویست هزار سرباز به مقابله با آنان شتافت. در سپاه مسلمانان، بزرگانی چون عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر حضور داشتند. هنگامی که دو سپاه در برابر هم قرار گرفتند. سپاهیان روم، مسلمانان را به محاصره خود در آوردند. مسلمانان در آن شرایط، خود را در تنگنایی وحشتناک می‌دیدند که قبلاً در چنین شرایطی گرفتار نیامده بودند. 
عبدالله بن زبیر خود چنین تعریف می‌کند: چون در میدان کارزار نظری به پشت سپاه روم انداختم، جرجیز را دیدم سوار بر اسب که دو کنیز او را با پر طاووس باد می‌زنند. نزد ابن سعد رفتم و از او خواستم افرادی شجاع را به من بدهد تا از من حمایت کنند، زیرا قصد دارم به دل سپاه دشمن بزنم و خود را به جرجیز برسانم. او نیز افرادی جنگجو را در اختیار من قرار داد و من با حمایت آنان به قلب سپاه روم زدم. رومیان گمان می‌کردند که من حامل نامه‌ای از جانب ابن سعد به جرجیز هستیم، چون به نزدیک جرجیز رسیدم، دانست که قصد کشتن او را دارم و به همین دلیل، اسب را تاخت تا بتواند خود را از دست من نجات دهد، من نیز با نیزه او را زدم و چون بر بالای سر او رسیدم، سر او را از تن جدا نمودم و آن را بر بالای نیزه خود بردم و شروع به تکبیر گفتن نمودم. بربرها چون سر جرجیز را دیدند پا به فرار گذاشتند و هر یک به جانبی گریختند. مسلمانان نیز به تعقیب آنان پرداختند و بسیاری از ایشان را به قتل رسانیدند و توانستند غنایم و اسرای بی‌شماری را به دست آورند. این جنگ در منطقه‌ای بنام «سبیطله» روی داد که در فاصله دو فرسنگی قیروان قرار دارد. 
ابن کثیر ادامه می‌دهد که این اولین میدان کارزاری بود که عبدالله بن زبیر(رض) در آن به شهرت و اعتبار زیادی د