اههاي (باطلي كه شما را از آن نهي كرده‌ام) پيروي نكنيد كه شما را از راه خدا (منحرف و) پراكنده مي‌سازد. اينها چيزهائي است كه خداوند شما را بدان توصيه مي‌كند تا پرهيزگار شويد (و از مخالفت با آن‌ها بپرهيزيد). 
طبق این آیه، راه راست همان قرآن، اسلام و فطرت پاکی است که خداوند(عزوجل) انسان‌ها ‌را براساس آن آفریده است و راه‌ها همان راه‌های هوی و هوس، تفرقه و بدعت می‌باشد. مجاهد در تفسیر «لاتتبعوا السبل» می‌گوید که منظور از راه‌ها، بدعت‌ها، شبهات و گمراهی‌هاست.(1)  
در عین حال خداوند متعال، امّت اسلام را از دچار شدن در اختلافاتی که امت‌های پیشین پس از دریات آیات و دستورات خداوند، بدان گرفتار آمدند نهی می‌فرماید: 
(وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ) آل عمران: ١٠٥ 
(و مانند كساني نشويد كه (با ترك امر به معروف و نهي از منكر) پراكنده شدند و اختلاف ورزيدند (آن هم) پس از آن كه نشانه‌هاي روشن (پروردگارشان) به آنان رسيد، و ايشان را عذاب بزرگي است). 
ذات باری تعالی، همچنین امت را از شرک ورزیدن و دچار تفرقه شدن منع می‌نماید: 
(فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ(30) مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِينَ(31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَکَانُوا شِيَعًا کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ(32)) الروم: ٣٠ - ٣٢ 
(روي خود را خالصانه متوجّه آئين (حقيقي خدا، اسلام) كن. اين سرشتي است كه خداوند مردمان را بر آن سرشته است. نبايد سرشت خدا را تغيير داد (و آن را از خداگرائي به كفرگرائي، و از دينداري به بي‌ديني، و از راستروي به كجروي كشاند). اين است دين و آئين محكم و استوار، و ليكن اكثر مردم (چنين چيزي را) نمي‌دانند. (اي مردم! رو به خدا كنيد و با توبه و اخلاص در عمل) به سوي خدا برگشته، و از (خشم و عذاب) او بپرهيزيد، و نماز را چنان كه بايد بگزاريد، و از زمره مشركان نگرديد. از آن كساني كه آئين خود را پراكنده و بخش بخش كرده‌اند و به دسته‌ها و گروههاي گوناگوني تقسيم شده‌اند. هر گروهي هم از روش و آئيني كه دارد خرسند و خوشحال است (و مكتب و مذهب ساخته هوي و هوس خود را حق مي‌پندارد). 
نیز خداوند سبحان اعلام می‌دارد رسول او از مسلمانانی که در دین دچار تفرقه می‌شوند و به فرقه‌های متعدد تقسیم می‌شوند مبرّا است(2) : 
(إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَکَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ يَفْعَلُونَ) الأنعام: ١٥٩ 
(بيگمان كساني كه آئين (يكتاپرستي راستين) خود را پراكنده مي‌دارند (و آن را با عقائد منحرف و معتقدات باطل به هم مي‌آميزند) و دسته دسته و گروه گروه مي‌شوند (و هر دسته و گروهي از مكتبي و مذهبي پيروي مي‌كنند) تو به هيچ وجه از آنان نيستي و (حساب تو از آنان جدا و) سروكارشان با خدا است و خدا ايشان را از آنچه مي‌كنند باخبر مي‌سازد (و سزاي آنان را خواهد داد). 
با دقت در ماجرای تدوین مصحف در عهد عثمان به عمق فهم و درک صحابه از آیات قرآن و بالأخص آیاتی که در مورد نهی از اختلاف و نزاع می‌باشد، پی می‌بریم. 
براساس همین فهم درست و عمیق بود که چون حذیفه نشانه‌های بروز آن را در میان مسلمانان و در رابطه با قرائت قرآن مشاهده کرد، بلافاصله خود را به مدینه رسانید و خطر این قضیه را به عثمان گوشزد نمود؛ عثمان نیز خطاب به مردم، آنان را از سرانجام شوم این مسأله با خبر نمود و سپس شورای مهاجرین و انصار را تشکیل داد و در مورد حل این معضل، با آنان به مشورت پرداخت و در مدت کوتاهی به نتیجه ثمر بخش و کارساز دست یافتند که از طریق آن توانستند شعله‌های فتنه و اختلاف را از نطفه خفه کنند. 
این راه حل، تدوین مصحفی واحد براساس منابع و مدارک محکم و غیر قابل تردید بود که نتیجه آن مأیوس شدن منافقان و دشمنان اسلام از تحقیق اهداف و آرزوهای ننگین خود بود و این، خود، عاملی بود برای اين‌كه آنان کینه عثمان را به دل گیرند و در هیمن راستا تمام تلاش خود را صرف خدشه‌دار کردن شخصیت آن مرد بزرگ و بد جلوه دادن آثار این اقدام مبارک نمودند. آنان تمام امکانات خود را به کار گرفتند تا بتوانند شخصیت و اقدامات آن رادمرد کم نظیر را زیر سؤال ببرند تا شاید مردم را علیه او بشورانند(3) ، و مقدمات بر افروختن آتش عظیم فتنه و آشوب را در میان امت اسلام فراهم آورند. صحابه بزرگوار رسول خدا(ص) در آن شرایط حساس، تمامی قرائت‌های صحیح آن روزگار را به یک قرائت تبدیل نمودند تا وحدت کلمه امت همچنان حفظ شود؛ و این درسی است بزرگ که باید آن را چون دیگر درس‌های تاریخ خلفای راشدین که سرشار از درس‌ها و عبرت‌های گران‌بهاست، فرا گرفت و به کار بست.
حضرت رسول(ص) در مورد حفظ وحدت کلمه چنین فرموده‌اند: 
«ان الله یرضی لکم ثلاثاً: ان تعبدوه و لا تشرکوا به شیئاً، و ان تعتصموا بحبل الله جمعیاً و لا تفرقوا، و ان تناصحوا من ولاه الله امرکم». (4) 
(با انجام سه کار می‌توانید خداوند را از خود خشنود سازید: تنها او را پرستش و اطاعت کنید و از شرک ورزیدن به او بپرهیزید، با هم متحد باشید و دچار تفرقه نشوید و نسبت به ولی امر خود صادق، وفادار، خیرخواه و مطیع باشید). 
بدون شک تنها راه حفظ وحدت میان امت، التزام به قرآن وسنت رسول خداست. باید به یاد داشت که اصل وحدت از جمله‌ي اساسی‌ترین ارکان و اصول در دین اسلام می‌باشد. ابن تیمیه در همین رابطه چنین می‌گوید: این اصل بزرگ که همانا خود اسلام است، چنان از اهمیت برخوردار است که خداوند متعال در قرآن در مورد آن به تاکید سخن گفته و اهل کتاب و غیر آنان را که آن را رها نموده‌اند، مورد مزمّت شدید قرار داده است. نیز نبی خدا(ص) بارها و در موقعیت‌های مختلف، امت را به آن سفارش نمودند.(5)  
به همین دلیل است که خداوند متعال و رسول بزرگوارش(ص)، مسلمانان را به هر چه که این وحدت کلمه را حفظ می‌نماید دستور داده و آنان را از هر چه که این وحدت کلمه را خدشه‌دار می‌کند نهی فرموده‌اند. تمام تفرقه‌ها ونزاع‌هایی که در طول قرن‌ها، بر سر این امت آمده است به این دلیل بوده که آنان این اصل و ضوابط و قواعد آن را مراعات ننموده‌اند و حاصل این دور شدن از قرآن و سنت، همان تفرقه و نزاع فی ما بین بوده تا آن‌جا که آن امّت واحده به فرقه‌ها و احزاب متعددی تبدیل شده و هر یک به کیش خویش شادند.(6)  
هر آینه وحدت امت، از جمله اهداف شریعت اسلام است. در واقع وحدت کلمه از مهمترین عواملی است که مسلمانان را به تمکین و اطاعت از اوامر و منهیات شریعت وا می‌دارد و بر ما