احادیثی که ذی‌النورین آن‌ها را از رسول خدا(ص) روایت نموده و به مقتضای حال، آن‌ها را به مسلمانان منتقل کرده‌اند، می‌پردازیم: 
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) فضائل الصحابة (1/597: حدیث 791).
2) البدایة والنهایة (7/153). 
3) الکفاءة الإداریّة فی السیاسة الشرعیة، القادری، ص 93. 
4) صحیح البخاری (حدیث5028). 
5) الخلافة الراشدة، یحیی الیحیی، ص420 –421. روزی ذی‌النورین در میان مردم وضو گرفت، سپس رو به آنان کرد و گفت: می‌خواهم حدیثی را از رسول خدا(ص) به شما بگویم که خود آن را از ایشان شنیدم. حضرت(ص) فرمودند: 
«مَن تَوَضَّأ فَأَحْسَنَ الوضوءَ، ثمّ دَخَلَ فَصَلَّی، غُفِرَله مابَیْنَه و بینَ الصَّلاةِ الأُخْری حتّی یُصَلِّیها.»(1) . 
(هر کس وضویش را درست بگیرد، سپس نماز گذارد، تمامی گناهانی که در فاصله میان آن نماز تا نماز دیگر مرتکب شده است، مورد بخشایش قرار می‌گیرد).
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الموسوعة الحدیثیه، مسند احمد (حدیث400). حمران بن أبان روایت می‌کند که ذی‌النورین درخواست آب نمود تا بدان وضو گیرد، او در ابتدا آب را در دهان مضمضه کرد، سپس اشتنشاق نمود، صورتشان و دو ساعدشان را هر یک سه بار شستند و بعد از مسح سر، پا و پشت پایشان را به دقت شستند، آن‌گاه با لبخند رو به همراهان کرد و گفت: «آیا نمی‌پرسید که چرا می‌خندم؟» همراهان گفتند: یا امیرالمؤمنین چرا می‌خندید؟ ایشان گفتند: «در نقطه‌ای نزدیک همین جا، رسول خدا(ص) از ما آب خواست، چون آب آوردیم، ایشان به همان صورتی که من وضو گرفتم، وضو گرفت و با لبخند رو به صحابه نمودند و گفتند: 
«ألا تسألوني ما أضحكني؟»
«آیا از من نمی‌پرسید چرا می‌خندم»؟ یاران گفتند: یا رسول الله چرا می‌خندید؟ ایشان فرمودند: 
«إِنّ العبدَ إذا دعا بوضوء فَغَسَلَ وجهَه، حَطَّ اللهُ عنه کلّ خطیئةٍ أصابها بوجهه، فإذا غسل ذراَعیه کان کذالک، و إن مَسَحَ رأسَه کان کذالک، و إنْ طَهَّرَ قَدَمَیْه کان کذالک»(1) . 
«اگر فردی وضو بگیرد، خداوند گناهانی را که با صورت، دستان، سروپاهایش انجام داده، مورد عفو قرار می‌دهد».
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الموسوعة الحدیثیة مسند احمد (حدیث415). ذی‌النورین نقل می‌کند که رسول خدا(ص) فرمودند: 
«مَنْ أَتَمَّ الوضوءَ کما أَمَرَه اللهُ عَزّوجَلّ، فالصَّلَواتُ المکتوباتُ کفّاراتٌ لمابینَهنّ»(1) . 
«هر کس طبق دستور خداوند(عزوجل) وضو بگیرد، نمازهای فرض، گناهان آن فرد را که در فاصله میان آن‌ها انجام می‌دهد، پاک می‌کند». 
------------------------------------------------------------------------------
1) الموسوعة الحدیثیة مسند احمد (حدیث406). قانون آزمایش و تحمل مشکلات، قانونی است که همه‌ی افراد و اقوام آن‌ها را تجربه نموده‌اند وصحابه نیز از این قانون مستثنی نبوده و مشکلاتی را به چشم دیدند که کوه را از جا می‌کند. آنان جان و مال خود را در راه خدا فدا کردند و نهایت تلاش خود را در این راه از خود مبذول داشتند. در این مسیر، مسلمانان ثروتمند نیز از بلایا و مصائب آن در امان نماندند، عثمان بن عفان نیز یکی از آنان بود که در راه خدا و دین او آزار و اذیت بسیاری را از جانب عمویش، حَکَم بن أبی العاص بن أمیّه متحمل شد. حکم بن أبی العاص، او را با طناب می‌بست و او را وادار می‌کرد تا دست از محمد و دین او بکشد، و به او مي‌گفت: آیا مگر از دین آبا واجداد خویش روی‌گردان و به دین تازه دیگری می‌گرویید؟ به خدا سوگند تا اين‌كه از آن دین دست بر ندارید تو را آزاد نخواهم کرد. اما عثمان مقاومت می‌نمود و بر ایمان خود اصرار می‌ورزید تا اين‌كه عمویش چون استقامت او را مشاهده کرد، دست از اذیت و شکنجه او برداشت(1) . 
 پس از اوج گرفتن آزار و اذیت مسلمانان و به خصوص مسلمانان فقیر و بی‌پناه و بعد از شهادت دلخراش سمیّه و همسرش یاسر، پدر و مادر حضرت عمار(رض)، پیامبر اکرم(ص) امر فرمود تا مسلمانان به حبشه هجرت نمایند و به ایشان فرمودند: 
«لَوْخَرَجْتُم إلی الحَبَشَةِ، فَإِنَّ بهامَلِکاً صالِحاً لایُظْلَمُ عِنْدَهُ أَحَدٌ»(2) . 
(به حبشه بروید زیرا در آن‌جا پادشاه صالحی حکومت می‌کند که به کسی ظلم و ستم روا نمی‌دارد). 
به این ترتیب هجرت آغاز شد و مسلمانان دسته دسته و به صورت مخفیانه از مکه خارج می‌شدند و خود را سواره و پیاده به ساحل دریای سرخ می‌رساندند(3) . آنان عثمان بن مظعون را سرپرست خود قرار دادند تا وضعیت‌شان را منظم کند؛  عنایت خدا شامل حال آنان شد و دو کشتی، آنان را در ازای پرداخت نیم دینار برای هر نفر، سوار نمودند(4) . با اطلاع یافتن قریش از قضیه، بلافاصله افرادی را در تعقیب آنان گسیل کرد اما مسلمانان در نیمه‌ي راه حبشه بودند و دیگر دست قریش به آنان نمی‌رسید. حضرت عثمان و همسرش، رقیه، هم در هجرت اول و هم در هجرت دوم مسلمانان به حبشه حضور داشتند. مسلمانان در رجب سال پنجم بعثت به حبشه رسیدند و در آن‌جا بود که امنیت و آزادی انجام مناسک خود را مشاهده نمودند. در قرآن کریم در مورد هجرت اول مسلمانان چنین آمده است: 
(وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کَانُواْ يَعْلَمُونَ) النحل: ٤١ 
(كساني كه براي خدا (به مدينه) هجرت كردند، پس از آن كه (در مكّه) مورد ظلم و ستم قرار گرفتند، در اين دنيا جايگاه و پايگاه خوبي بدانان مي‌دهيم، و پاداش اخروي (ايشان از پاداش دنيوي آنان) بزرگتر است اگر بدانند). 
امام قُرطبی از قتاده نقل می‌کند که مراد از این آیه، أصحاب حضرت رسول(ص) است که مشرکان مکه آنان را مورد ستم خود قرار داده و آنان را از مکه اخراج کردند و به همین دلیل مسلمانان به حبشه مهاجرت کردند اما خداوند آنان را در هجرت‌گاه خویش سکنی داد و یارانی را برای ایشان فراهم نمود(5) . همانطور که خود در قرآن چنین فرموده است: 
(قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ) الزمر: ١٠ 
((اي پيغمبر! از سوي من به مردمان) بگو: اي بندگان مؤمن من! از (عذاب) پروردگارتان (خويشتن را) بپرهيزيد. كساني كه نيكي كنند، در همين جهان بديشان نيكي مي‌شود. (در مراكز كفر و شرك و ظلم و غرق در گناه زندگي نكنيد و پستي و خواري را نپذيريد و هجرت را پيشه سازيد). زمين خداوند وسيع و فراخ است (و در ديار غربت شكيبائي كنيد). قطعاً به شكيبايان اجر و پاداششان به تمام و كمال و بدون حساب داده مي‌شود). 
از ابن عباس روایت است که منظور از این آیه، جعفر بن ابی‌طالب و افرادی است که با او به حبشه هجرت کردند(6) . حضرت عثمان از این سفر، درس‌ها و عبرت‌ها گرفت و آن‌ها را در مسیر مبارک خود به کار گرفت. 

مهمترین این درس‌ه