السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ دَابَّةٍ وَالمَلَائِكَةُ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ﴾ [النحل:49] يعني هر جنبنده‌اي كه در زمين است و هر ملكي كه در عالم بالا هست همه در مقابل عظمت و كبريائي خداوند خاضع و خاشعند: ﴿إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ.. (إلى قوله) وَمَا أَنْزَلَ اللهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ.. إلى آخر الآية﴾ [البقرة:164] يعني آفرينش كرات علويه و كرة زمين، و اختلاف شب و روز و كشتيهائي كه در دريا سير مي‌كند و آبهائي كه از آسمان – كره بخار- نزول مي‌كند و ماية حيات زمين مي‌شود، و جنبنده هائي كه در زمين پراكنده نموده و بادها و ابرهائي كه در بين آسمان و زمين يعني (در فضا) تحت تسخير خداوند درآمده همه اينها براي مردمان عاقل علامه و نشانة بزرگي خداوند است ﴿خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ..﴾ [لقمان:10] يعني آفريد خدا كرات علويه را بدون ستون هاي محسوس (اشاره بقوه جاذبه‌است) و وضع كرد در زمين كوه‌‌هاي محكم و پايدار براي اينكه حركت ندهد شما را و پراكنده نموده در زمين هر جنبنده را ﴿وَمِنْ آَيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِنْ دَابَّةٍ..﴾ [الشورى:29] يعني از آيات خداوند آفرينش كرات بالا و كرة زمين و جنبنده‌هائي است كه در آنها پراكنده شده‌است، خداوند قادر و توان است كه همه آنها را در محلي جمع كند.

و در سه مورد بر حيوانات مقابل انسان اطلاق شده‌است مانند ﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ...﴾ [الحج:18] آيا نمي‌داني آناني كه در عوالم بالا و در زمين هستند و هم چنين آفتاب، ماه، ستاره‌ها، كوه‌ها و درخت و جنبنده‌ها و بسياري از مردم در مقابل عظمت خداوند خاضع و فرمان بردارند. ﴿..وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِنْ دَابَّةٍ آَيَاتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾ [الجاثية:4] يعني در آفرينش شما و جنبنده هائي كه در زمين پراكنده هستند هر آئينه آياتي است براي مردمي كه در ساية تفكر و تدبر همواره خواستار يقين هستند. ﴿وَكَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ﴾ [العنكبوت:60] يعني بسا حيوانات هست كه نمي‌تواند حامل روزي خود شود و يا آنرا ذخيره كند. خدا روزي مي‌دهد آنها و شما را.

و در يك مورد بر حيوانات مقابل پرنده‌گان اطلاق شده‌است مانند ﴿ وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ..﴾ [الأعراف:38] نيست جنبنده‌اي در زمين و نيست پرنده‌اي مگر آنكه همه اينها جمعيتهائي هستند مانند شما. و درجاي ديگر بر حيوانات مقابل انسان و چارپايان اطلاق گرديده ماند: ﴿وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ...﴾ [فاطر:28] و در يك مورد بر مردمان ظالم اطلاق شده‌است: ﴿ وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ مَا تَرَكَ عَلَيْهَا مِنْ دَابَّةٍ..﴾ [النحل:61] يعني اگر خداوند بخواهد از مردمان ظالم مؤاخذه بكند هرآينه احدي از آنها را در روي زمين باقي نمي‌گذارد، و در آية ديگر بر مكذبين و مشركين اطلاق شده‌است: ﴿وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ...﴾ [فاطر:45]. و در مورد ديگر بر مردمان بي عقل و بي ادراك اطلاق گرديده‌است: ﴿إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ الله الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ﴾ [الأنفال:22] يعني بدترين جنبنده‌ها در نزد خدا مردمي هستند كه گوش شنوا و زبان گويا و بالاخره عقل ندارند. و در يك مورد نيز بر كفار اطلاق گرديده‌است: ﴿إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ﴾ [الأنفال:55] يعني بدترين جنبنده‌ها پيش خدا كفار و مردمي هستند كه بخدا ايمان نياورده اند. و در موضع ديگر بر حيوانات كوچك اطلاق شده‌است: ﴿فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ المَوْتَ مَا دَلَّـهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ المُهِينِ﴾ [سبأ:14] يعني وقتي كه ما مرگ سليمان را مقرر كرديم راهنمائي نكرد جنها را بر مرگ او مگر دابة الأرض، يعني موريانه كه عصاي او را خورده و در نتيجه جسدش بر زمين افتاده و پس از آن جنها فهميدند كه اگر غيب مي‌دانستند مدتي در عذاب و رنج نمي‌ماندند، چون سليمان در حالي كه تكيه بعصاي خود داده بود وفات كرده بود جسدش تا مدتي بهمان حال باقي بود، تا اينكه [موريانه] آن عصا را خورده سپس بر زمين افتاد.

چون موارد استعمال كلمه (دابة) را در قرآن دانستيم، اينك مي‌توانيم بدون هيچ گونه تكلف اين آيه را تفسير بكنيم: ﴿وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآَيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ﴾ [النمل:82] (وقع) بمعني وجوب و تثبيت و سزاوار شدن است، مقصود از (قول) عذاب و يا غضب است مانند آية: ﴿لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ﴾ [يس:7] يعني بتحقيق ثابت و واجب شد بر بيشتر اينكفار عذاب خدا، پس ايشان ايمان نخواهند آورد؛ و آية ﴿قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ... ﴾ [القصص:63] چنانكه تفسير طبري نيز آن را به عذاب و غضب تفسير كرده‌است (تفسير طبري ج20  ص10).

مراد از (دابة الأرض) احتمال مي‌رود مردمان شرور و ظالم و نادان باشد، چنانكه در آيات (16:63) و (22:8) و (57:8) كه فوقا اشاره كرديم بر اشخاص ظالم و نادان و كافر اطلاق شده‌است، و راغب اصفهاني هم در كتاب (لغت القرآن) خود كه آنرا (مفردات) ناميده در ضمن تشريح معني لغت (دابة) مي‌گويد: جمعي را عقيده بر آن است كه مقصود از (دابة الارض) در آية - و اذا وقع القول عليهم- مردمان شرور و نادان است (مفردات راغب ص163).  بنا بر اين معني آيه اين است وقتي كه واجب و ثابت شد عذاب و غضب خدا بر جمعيتي؛ خارج مي‌كنيم و مسلط مي‌كنيم بر آنها مردمان ظالم و شرور و نادان را، يعني هر آن جمعيتي كه امر بمعروف و نهي از منكر در بينشان متروك شود و از اينرو خودشانرا مستحق عذاب و غضب خدا بكنند در نتيجه خداوند يك عده مردم ظالم و نادان را بر آنها مسلط خواهد كرد (تفسير طبري ج20  ص10).

خداوند در آيه ﴿كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ المُن