ند به خدا كه او در مورد اهل قبله همانند رسول خدا (ص) در روز فتح مكه رفتار كرد. علي عليه السلام به مالك اشتر كه روز جنگ بصره در پيشاپيش سپاهش بود، نوشت: « بر كسي كه به جنگ ايشان نمي آيد نيزه نزند، و كسي را كه پشت كرده و مي‌گريزد نكشد، در قتل كسي كه زخم خورده شتاب نورزد، و به هر كس كه در خانه اش را ببندد، امان دهد».
و رسول خدا (ص) با فرماندهان سپاهش در روز فتح مكه پيمان بست كه جز با كسي كه با ايشان كارزار مي‌كند با هيچكس پيكار نكنند (چنانكه خداوند فرمود: وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ الله الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ) علي عليه السلام نيز به مَعْقِلِ بن قيسٍ فرماندة سپاهش فرمود كه: جز با كسي كه به جنگت آيد، پيكار مكن(96).
و در گزارش عبد الرحمن بن جُندُب از پدرش آمده است: در هر مقامي كه با دشمن خود روبرو مي‌شديم امير مؤمنان (ع) به ما دستور مي‌داد: « با اين قوم نجنگيد تا آنان جنگ را با شما آغاز كنند زيرا كه شما -بحمد الله – بر آنها حجت داريد و ترك جنگ با ايشان تا زماني كه آنها كارزار را بياغازند، حجت ديگري براي شما بشمار مي‌آيد. پس چون شكست خوردند و پراكنده شدند، كسي را كه مي‌گريزد نكشيد و در قتل كسي كه زخم خورده شتاب مورزيد، و عورت كسي را آشكار مكنيد، و كشته اي را مثله نسازيد»(97). 

الهوامش
(91) اَصْبَغ بن نُباته از خواص ياران علي عليه السلام بود و مدتها پس از امام (ع) زندگي كرد. وي مورد وثوق دانشمندان علم رجال است. 
(92) تمام خطبه را در فروع كافي، ج5، ص9 مي‌توان ديد.
(93) اين زندگاني، همان حيات برزخي در قالب لطيف مثالي‌است نه حيات دنيوي. 
(94) اين اثر را اهل سنت و شيعه زيديه و اماميه متفقاً از رسول خدا r گزارش كرده اند. به التاج الجامع للأصول، ج4، ص367 و أمالي ابو طالب، ص290 و وسائل الشيعه، ج11، ص43 نگاه كنيد. 
(95) ابو حمزة ثمالي (ثابت بن دينار) از ياران علي بن حسين عليه السلام بوده است. علماي رجال، او را مورد وثوق و استوار در دين شمرده اند. وي چهار پسر داشت كه همگي به همراه زيد بن علي عليه السلام به شهادت رسيدند. 
(96) به أنساب الأشراف، اثر بلاذري، ج2، ص479 نگاه كنيد. 
(97) به فروع كافي، ج5، ص38 بنگريد.ابو جعفر اسكافى (متوفّي به سال 240 هـ ق) در كتاب «المعيارُ والموازَنَة» از امير مؤمنان علي عليه السلام روايت نموده كه فرمود:
از آنچه خداوند دوستان خود را با سرزنش علماي يهود اندرز داده عبرت گيريد در آنجا كه مي فرمايد: ﴿لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ﴾ (المائده: 63). يعني: چرا خدا پرستان و دانشمندان يهود، آنانرا از گفتار گناه آلود و حرام خواري ايشان باز نمي‌دارند؟ و نيز فرموده‌است: ﴿لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ.كَانُواْ لاَ يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ﴾  (المائده: 78ـ 79). يعني: كساني از بني اسرائيل كه كفر ورزيدند، به زبان داود و عيسي بن مريم، نفرين شدند زيرا كه نافرماني و سركشي ميكردند. آنها از هيچ كار زشتي كه انجام مي دادند يكديگر را باز نمي داشتند، حقّاً كه چه بد بود آنچه مي‌كردند.
خداوند آنانرا سرزنش فرموده و بر آنها عيب نهاده زيرا از ستمگراني كه در ميانشان مي‌زيستند كارهاي ناپسند و تباهي در شهرهاي خود را مي‌ديدند ولي آنها را از تبهكاري باز نمي‌داشتند به طمع آنكه از ستمگران مزبور بهره گيرند و از بيم آنكه از ايشان بدانها آسيبي رسد.
همچنين خداوند مي فرمايد: ﴿إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ الله وَكَانُواْ عَلَيْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ﴾ (المائده: 44). يعني: ما تورات را كه در آن هدايت و روشنايي بود فرو فرستاديم، پيامبراني كه تسليم فرمان خدا بودند بر طبق آن، بر يهوديان حكم مي‌نمودند و همچنين خدا پرستان و عالمان يهود زيرا كه نگاهباني از كتاب خدا به ايشان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند. پس (اي خدا پرستان و دانشمندان) از مردم نترسيد و از من بترسيد.
و نيز خداوند فرموده‌است: ﴿وَالمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ المُنكَرِ﴾ (التوبه: 71). يعني: مردان مؤمن و زنان با ايمان، دوستان يكديگرند به نيكي‌ها فرمان مي‌دهند و از زشتيها باز مي‌دارند. خداوند (در اين آية شريفه) از امر به معروف و نهي از منكر آغاز نموده كه و ظيفة واجبي از سوي اوست زيرا كه مي‌داند چون اين فريضه بجاي آورده شود، ديگر واجبات ـ چه آسان و چه دشوار ـ بر پا خواهند شد چون امر به معروف و نهي از منكر، دعوت به اسلام‌است بهمراه مخالفت با ستمگريها و ستمگران...1ـ خداي بزرگ فرموده است:
﴿وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ المَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالمُعَلَّقَةِ....﴾ (النساء: 129). يعني: «شما هرگز نمي‌توانيد ميان زنان عدالت كنيد هر چند (در اينكار) حرص ورزيد پس (به يك طرف) بكلي ميل نكنيد كه ديگري را بلا تكليف رها سازيد...........».
در مُسند امام زيد بن علي از پدرش از جدّش از امير مؤمنان علي عليه السلام روايت شده كه در باره ﴿وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ﴾ فرمود: «اين (ناتواني در عدالت) مربوط به محبّت و آميزش جنسي است ولي در بارة مخارج و پوشاك و شب را به سر بُردن، ناگزير مرد بايد عدالت ورزد (و برابري را رعايت كند)».
2ـ خداي عزّ و جل فرموده است:
﴿الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَـهُمْ وَالمُحْصَنَاتُ مِنَ المُؤْمِنَاتِ وَالمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ..﴾ (المائده: 5). يعني: «امروز چيزهاي پاكيزه براي شما حلال شد و غذاي كساني كه به آنها كتاب داده شده بر شما حلال‌است و غذاي شما براي آنها حلال‌است و (نيز ازدواج با) زنان پاكدامن مسلمان و زنان پاكدامن از كساني كه پيش از شما به آنها كتاب داده شده (برايتان حلال است) زماني كه مَهرهاي آنان را به ايشان داديد...».
از طريق عُبَيْد بن محمّد بن عُمَر بن علي عليه السلام رسيده كه جدّش امير مؤمنان عليه السلام فرمود: مرد يهودى و نصرانى نمى تواند با زن مسلمان ازدواج كند ولى مرد مسلمان مى تواند با زن يهودى و نصرانى ازدواج كند. 
نويسنده گويد: اين حكم از قول خداوند (در سورة مائده) استنباط مي‌شود كه به مردان مسلمان اجازه داده با زنان اهل كتاب ازدواج 