ند . مراد اين است كه دختران خود را با عقد ازدواج در اختيار سران شما مي‌گذارم . يا اين كه من چون پيغمبرم در حكم پدر امت خود مي‌باشم و زنان آنان انگار دختران من هستند ( نگا : شعراء / 166 ) . از خدا بترسيد و برويد با زنان ازدواج كنيد و بياميزيد . « فِي ضَيْفِي » : درباره مهمانانم . واژه ضيف ، در اصل مصدر است و براي مفرد و تثنيه و جمع به كار مي‌رود . « رَشِيدٌ » : عاقل . راهياب . راهنما .‏
 
آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : تو كه مي‌داني ما را به دختران تو نيازي نيست ، و مي‌داني كه چه چيز مي‌خواهيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ » : ما به دختران صلبي تو يا زنان خودمان كه آنان را دختران خود مي‌داني چندان نيازي نداريم . يا اين كه : ما بر زنان خود حق داريم و مالك آنان هستيم ، امّا . . . « حَقٌّ » : مالكيّت . نياز . احتياج .‏
 
آيه  140
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطَ كَانُواْ هُوداً أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يا ميگوئيد : ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط ، يهودي يا مسيحي بودهاند ؟  ( در صورتي كه تورات و انجيل بعد از اينان نازل شدهاند و يهوديّت و مسيحيّت پس از ايشان پيدا آمدهاند ! ) بگو : آيا شما بهتر ميدانيد يا خدا ؟  ( چرا آنچه را كه در اين باره در كتابهاي آسمانيّتان آمده است پنهان ميداريد ؟ ) و چه كسي ستمگرتر از آن كس است كه گواهي و شهادت الهي را كه نزد او است پنهان دارد ؟ و خدا از آنچه ميكنيد غافل و بيخبر نيست .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَمْ » : يا اين كه . « أَظْلَمُ » : ستمكارتر . « كَتَمَ » : پنهان كرد . « مِنَ اللهِ » : از سوي خدا . واصله از سوي خدا .‏
 
آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏لوط گفت : كاش ! بر شما توانائي مي‌داشتم ( تا با قدرت و قوّت هرچه بيشتر با شما مي‌جنگيدم و از مهمانان خود دفاع مي‌نمودم ) يا اين كه تكيه‌گاه محكمي ( چون قوم و عشيره و پيروان فراوان و هم‌پيمانان نيرومند ) مي‌داشتم و بدان ( از دست شما ) پناه مي‌بردم ( و به دفع اذيّت و آزارتان از مهمانانم مي‌پرداختم و شما افراد خيره‌سر و بي‌شرم را سركوب مي‌كردم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَاوِي » : پناه مي‌برم . « رُكْنٍ » : تكيه‌گاه . مراد اين است كه كاش غريب نمي‌بود و او و عمويش ابراهيم قبيله و خويشاوندان زيادي مي‌داشتند ( نگا : انبياء / 71 ، عنكبوت / 26 ) .‏
 آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُواْ إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( فرشتگان بعد از اطّلاع از پريشاني لوط و اصرار بزهكاران ، به لوط ) گفتند : اي لوط ! ما فرستادگان پروردگارت هستيم ،  ( اين زشتكاران ) دستشان به تو نمي‌رسد ( و نمي‌توانند كوچكترين بلا و كمترين زياني به تو برسانند ) . اهل و عيال خود را در پاسي از شب بكوچان ، و كسي از شما پشت سر خود را ننگرد ( تا هول و هراس عذاب را نبيند و دچار شر و مصيبتي نشود ) مگر همسر تو كه او مي‌ماند و به همان بلائي كه آنان بدان گرفتار مي‌گردند گرفتار مي‌شود . موعد ( هلاك ) ايشان صبح است . آيا صبح نزديك نيست‌ ؟  ( بلي موعد نزديكي است و مترس هرچه زودتر فرا مي‌رسد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَن يَصِلُوا إِلَيْكَ » : دستشان به تو نمي‌رسد . دسترسي به تو پيدا نمي‌كنند . يعني در حق ما يا شما نمي‌توانند كاري بكنند . « أَسْرِ بِأَهْلِكَ » : اهل و عيال خود را در شب بكوچان . از مصدر ( إِسْراء ) به معني : شب روي . « بِقِطْعٍ مِّنَ الَّيْلِ » : در بخشي از شب . ذكر ( لَيْل ) بعد از ( أَسْرِ ) براي تأكيد بيشتر است . « إِمْرَأَتَكَ » : مستثني از ( فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ ) است . « إِنَّهُ » : واژه ( ه ) ضمير شأن است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1813.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:1814.txt">آيه  83</a><a class="text" href="w:text:1815.txt">آيه  84</a><a class="text" href="w:text:1816.txt">آيه  85</a><a class="text" href="w:text:1817.txt">آيه  86</a><a class="text" href="w:text:1818.txt">آيه  87</a><a class="text" href="w:text:1819.txt">آيه  88</a></body></html>آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه فرمان ما ( مبني بر هلاك قوم لوط ) فرا رسيد ، آن ( شهر و ديار ) را زير و رو نموديم و آنجا را با گِلهاي متحجّر و پياپي سنگباران كرديم .  ( بدين ترتيب شهر و ديار كساني كه همه‌چيز را وارونه كرده بودند ، واژگونه شد و در زير سنگها مدفون گرديد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَالِيَهَا » : فوقاني آن . سطح آن . « سَافِلَهَا » : تحتاني آن . پائين آن . « أَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً » : آنجا را سنگباران كرديم . بر آنجا سنگهاي فراواني فرود آورديم . « سِجِّيلٍ » : سنگ گِل . گِلي كه به سنگ تبديل شده باشد ( نگا : ذاريات / 33 ) . « مَنضُودٍ » : متتابع و منتظم . پياپي . مراد رگبار سنگها و پي‌درپي آمدن آنها است .‏
 
آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سنگهائي كه از سوي پروردگار تو نشاندار ( به نشان عذاب و بدون بازدارنده قرار داده شده ) بودند . اين چنين سنگهائي از ستمكاران ( ديگر هم ) به دور نيست ( و هر گروه منحرف و ملّت ستم‌پيشه‌اي چنين سرنوشتي در انتظارش مي‌باشد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُسَوَّمَةً » : نشاندار . نشاندار به نشان عذاب و نشانه‌گيري شده به سوي نقطه معلوم و فرد معيّن . مسخّر و مسلّط . غيرقابل جلوگيري و پيشگيري . « مُسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ » : سنگها به فرمان خدا مشخّص و معلوم شده بود كه به كجا و به چه كسي اصابت كنند . سنگها از سوي خدا بر آنجا و ساكنان آن مسخّر و مسلّط شده بود و چيزي و كسي نمي‌توانست از آنها جلوگيري كند و مانع اجراي فرمان خدا شود ( نگا : المنار ، جلد12 ، صفحه 137 ) . « مَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ » : چنين عذابي از ساير ستمكاران هم به دور نيست و مردمان ستم‌پيشه در هر عصر و زماني بايد انتظار اين گونه مجازات را داشته باشند . سرزمين قوم لوط از ستمكاران مكّه چندان دور نيست و سر راه آنان در كوچهاي زمستان و تابستان قرار دارد ( نگا : حجر / 76 ، صافّات / 137 و 138 ) .‏
 
آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ