 نافرماني نمايد .‏
 
سوره قصص آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاء رَجُلٌ مِّنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( وقتي كه خبر كشته شدن قبطي پراكنده شد ) مردي ( كه از خانواده فرعون بود و ايمان آورده بود ) از نقطه دوردست شهر شتابان آمد و گفت : اي موسي ! درباريان و بزرگان قوم براي كشتن تو به رايزني نشسته‌اند ، پس ( هر چه زودتر از شهر ) بيرون برو . مسلّماً من از خيرخواهان و دلسوزان تو هستم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَقْصَي‌الْمَدينَةِ » : دورترين نقطه شهر . « يَسْعي‌ » : مراد از سعي ، سرعت در رفتن است . « الْمَلأَ » : بزرگان دولت . دولتمردان . « يَأْتَمِرُونَ » : مشاورت مي‌كنند . رايزني مي‌نمايند . « النَّاصِحِينَ » :  ( نگا : اعراف‌ / 21 و 79 ، يوسف‌ / 11 ، قصص‌ / 12 ) .‏
 
سوره قصص آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏موسي از شهر خارج شد ، در حالي كه ترسان و چشم به راه بود ( كه هر لحظه حادثه‌اي رخ دهد و فرعونيان او را دستگير كنند . خدا را به فرياد خواند و ) گفت : پروردگارا ! مرا از مردمان ستمگر رهائي بخش .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خَآئِفاً » : ترسان . « يَتَرَقَّبُ » ، انتظار مي‌كشيد . چشم به راه دستگيري و وقوع پي‌آمدها و حوادث بود .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3697.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:3698.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:3699.txt"> آيه  24</a><a class="text" href="w:text:3700.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:3701.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:3702.txt"> آيه  27</a><a class="text" href="w:text:3703.txt">آيه  28</a></body></html>سوره قصص آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و هنگامي كه رو به جانب مدين ( شهر شعيب ) كرد ، گفت : اميد است كه پروردگارم مرا به راستاي راه رهنمود فرمايد ( و ناهمواريها و گرفتاريها را از سر من به دور دارد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَوَجَّهَ » : روكرد . « تِلْقَآءَ » : جانب . سو . « مَدْيَنَ » :  ( نگا : اعراف‌ / 85 ) . « عَسي‌ » : اميد است . « سَوَآءَالسَّبِيلِ » :  ( نگا : بقره‌ / 108 ، مائده‌ / 12 و 60 و 77 ) .‏
 
سوره قصص آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و هنگامي كه به ( چاه ) آب مدين رسيد ، مردمان زيادي را ديد كه بر آن گرد آمده‌اند و چهارپايان خود را سيراب مي‌كنند ، و آن طرف‌تر دو زني را ديد كه گوسفندان خويش را مي‌پايند ( و نمي‌گذارند به چاه نزديك شوند و با ديگر گوسفندان بياميزند ) . گفت : شما دو نفر چه كار مي‌كنيد ؟  ( چرا گوسفندان خود را دورادور نگاه داشته‌ايد و آبشان نمي‌دهيد ؟ ) . گفتند : پدر ما پيرمرد كهنسالي است و ما گوسفندانمان را آب نمي‌دهيم تا چوپانان ( همگي ، گوسفندان خود را ) بر مي‌گردانند ( و چاه آب خلوت مي‌شود ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُمَّةً » : جماعت زياد . مردمان فراوان . « مِن دُونِهِمْ » : پائين‌تر از آنان . مكاني نزديك به جائي كه مردمان در آنجا اجتماع كرده بودند . « تَذُودَانِ » : حفاظت و نگهداري مي‌كردند . مراد دور نگهداشتن گوسفندان از قاطي شدن با گوسفندان مردم و رفتن آنها به ميان جمعيّت است . « مَا خَطْبُكُمَا » : كارتان چيست‌ ؟ مراد اين است كه چرا گوسفندان خود را با ديگران آب نمي‌دهيد ؟  ( نگا : طه‌ / 95 ، حجر / 57 ، يوسف / 51 ) . « يُصْدِرَ » : برمي‌گردانند . خارج مي‌كنند . « الرِّعَآءُ » : جمع راعي ، چوپانان . « شَيْخٌ » : پيرمرد . « كَبِيرٌ » : كهنسال . سالخورده . يادآوري : مفعول‌هاي افعال « يَسْقُونَ ، تَذُودانِ ، نَسْقي ، يُصْدِرَ » محذوف است .‏
 
سوره قصص آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( موسي دلش به حال آنان سوخت ، و ) گوسفندان ايشان را سيراب كرد . سپس ( از فرط خستگي ) به زير سايه ( درختي ) رفت و عرضه داشت : پروردگارا ! من نيازمند هر آن چيزي هستم كه برايم حواله و روانه فرمائي .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَوَلّي‌ » : پشت كرد و رفت . « خَيْرٍ » : رزق و روزي . خوبي و نيكي . « إِنِّي . . . فَقِيرٌ » : هر رزقي كه براي من فرستي نيازمند آنم ، و هر گونه نيكوئيي كه در حق من كني محتاج بدانم .‏
 
آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اينان رهنمودهاي ( پروردگار ) را به ( بهاي ) گمراهي فروختهاند و چنين بازرگاني و معامله آنان سودي در بر ندارد ، و راهيافتگان ( طريق حق و حقيقت ) بشمار نميآيند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« اشْتَرَوْا » : خريدند . در اينجا به معني : عوض كردند . « مُهْتَدِينَ » : راهيافتگان . راهيابان . « اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدي » : گمراهي را برگزيدهاند و هدايت را رها كردهاند .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:371.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:372.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:373.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:374.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:375.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:376.txt">آيه  15</a></body></html>سوره قصص آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يكي از آن دو ( دختر ) كه با نهايت حياء گام برمي‌داشت ( و پيدا بود كه از سخن گفتن با يك جوان بيگانه شرم دارد ) به پيش او آمد و گفت : پدرم از تو دعوت مي‌كند تا پاداش اين كه ( لطف فرموده و آب از چاه بيرون كشيده‌اي و بدان گوسفندان ) ما را آب داده‌اي ، به تو بدهد . هنگامي كه موسي به پيش پدر او آمد و سرگذشت خود را براي وي بيان كرد ، گفت : نترس كه از مردمان ستمگر رهائي يافته‌اي ( و اينجا از قلمرو آنان بيرون است و دسترسي به تو ندارند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَلَي اسْتِحْيَآءٍ » : با حياء و شرم . « الْقَصَصَ » : داستان . سرگذشت ( نگا : يوسف‌ / 3 ) .‏
 
سوره قصص آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يكي از آن دو ( دختر ) گفت : اي پدر من ! او را استخدام كن . چرا كه بهترين كسي را كه بايد استخدام كني شخصي است كه نيرومند و درستكار باشد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَآ أَبَ