
 
‏ترجمه : ‏
‏معبودهائي كه مشركان بجز خدا به فرياد مي‌خوانند و مي‌پرستند قدرت و توانائي هيچ گونه شفاعت و ميانجيگري را ندارند ، مگر كساني كه آگاهانه بر حق شهادت و گواهي داده ( و خدا را به يگانگي پرستيده ) باشند ( همچون عيسي و عُزَير و فرشتگان ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَدْعُونَ » : به فرياد مي‌خوانند . مي‌پرستند . « الْحَقِّ » : توحيد . وحدانيّت خدا . « وَ هُمْ يَعْلَمُونَ » : در حالي كه مي‌دانند . يعني گواهي و شهادتشان از روي علم و آگاهي بوده ، يا اين كه مي‌دانند اگر خدا بديشان اجازه دهد ، شفاعت مي‌كنند ، و مي‌دانند براي چه كسي يا كساني شفاعت كنند . ذكر ( شَهِدَ ) به صورت مفرد ، و ( يَعْلَمُونَ ) به صورت جمع ، با توجّه به لفظ و معني ( مَنْ ) است .‏
 
سوره زخرف آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر از مشركان بپرسي ، چه كسي آنان را آفريده است‌ ؟ مؤكّدانه مي‌گويند : خدا ! پس چگونه ( از عبادت حق تعالي ) منحرف مي‌شوند ( و متوجّه پرستش چيزهاي ديگري مي‌گردند ؟ ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَنَّي‌ » : چگونه‌ ؟  « يُؤْفَكُونَ » : بازگردانده مي‌شوند . از حق منصرف و به سوي چيزهاي ديگري رهنمود مي‌شوند . « أَنّي يُؤْفَكُونَ » :  ( نگا : مائده‌ / 75 ، توبه‌ / 30 ، عنكبوت‌ / 61 ) .‏
 
سوره زخرف آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ وَقِيلِهِ يَارَبِّ إِنَّ هَؤُلَاء قَوْمٌ لَّا يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( خدا آگاه است ) از گفتار محمّد كه گفت : پروردگارا ! اينها قومي هستند كه ايمان نمي‌آورند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قِيلِهِ » : قيل و قَول و مَقال ، مصدر ثلاثي مجرّدند و به معني گفته و سخن هستند . برخي واژه ( قيل ) را عطف بر ( السَّاعَة ) در سه آيه قبل مي‌دانند كه معني چنين مي‌شود : خدا از قيامت آگاه است و از شكايت پيغمبر نيز درباره ايمان نياوردن قوم خود آگاه است . بعضي هم واو پيش از آن را حرف جر و براي قسم مي‌دانند ، و چيزي را كه قسم بر آن ياد شده است ( يَارَبِّ إِنَّ هؤُلآءِ قَوْمٌ لاّ يُؤْمِنُونَ ) و يا اين كه محذوف مي‌دانند . مرجع ضمير ( ه ) پيغمبر است كه از ( لَئِن سَأَلْتَهُمْ ) در آيه پيش پيدا است .‏
 
سوره آل عمران آيه  119
‏متن آيه : ‏
‏ هَاأَنتُمْ أُوْلاء تُحِبُّونَهُمْ وَلاَ يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ عَضُّواْ عَلَيْكُمُ الأَنَامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُواْ بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هان !  ( اي مؤمنان ! ) اين شمائيد كه آنان را ( به خاطر قرابت يا صداقت يا مودّت ) دوست ميداريد ، و ايشان شما را ( به خاطر تعصّب ديني خود ) دوست نميدارند ، و شما به همه كتابهاي ( آسماني ) ايمان داريد ( امّا آنان به كتاب آسماني شما ايمان ندارند ) . و وقتي كه با شما برخورد ميكنند ( براي گولزدنتان ، به دروغ ) ميگويند : ايمان آوردهايم . امّا هنگامي كه تنها ميشويد ، از شدّت خشم بر شما ، سرانگشتان خود را به دندان ميگزند ، بگو : با ( درد همين ) خشمي كه داريد ، بميريد ، بيگمان خداوند از آنچه در درون سينهها ميگذرد آگاه است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خَلَوْا » : تنها ماندند و مجلسشان از اغيار خالي شد . رفتند . « عَضُّوا » : گاز گرفتند . « أَنَامِل » : جمع أُنْمُلَة ، سرانگشتان .‏
 
سوره زخرف آيه  89
‏متن آيه : ‏
‏ فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس از آنان روي بگردان و بگو : بدرود ! بعدها خواهند دانست ( كه براي خود چه آشي پخته‌اند و چه آتش سوزاني و عذاب دردناكي را فراهم ساخته‌اند ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إصْفَحْ » : روي بگردان ( نگا : بقره‌ / 109 ، مائده‌ / 13 ، حجر / 85 ) . « سَلامٌ » : بدرود . اين سلام ، براي جدائي بوده و نشانه بي‌اعتنائي است ( نگا : فرقان‌ / 63 ، قصص‌ / 55 ) .‏
 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4952.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:4953.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:4954.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:4955.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:4956.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:4957.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:4958.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:4959.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:4960.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:4961.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:4962.txt"> آيه  11</a><a class="text" href="w:text:4963.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:4964.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:4965.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:4966.txt"> آيه  15</a><a class="text" href="w:text:4967.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:4968.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:4969.txt">آيه  18</a></body></html>سوره دخان آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ حم ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏حا . ميم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حم‌ » : از حروف مقطّعه است ( نگا : بقره‌ / 1 ) .‏
 
سوره دخان آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سوگند به قرآن ! كه روشن و روشنگر است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْكِتَابِ الْمُبِينِ » :  ( نگا : يوسف‌ / 1 ، شعراء / 2 ، يس‌ / 69 ) .‏
 
سوره دخان آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما قرآن را در شب پرخير و بركتي فرو فرستاده‌ايم . ما همواره بيم‌دهنده ( كافران و مشركان و ظالمان ، با ارسال پيغمبران به سويشان ) بوده‌ايم ( و كتابها برايشان فرو فرستاده‌ايم . اين قرآن هم آخرين حلقه از اين سلسله است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُبَارَكَةٍ » : پر خير و بركت . « لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ » : مراد شب قدر است كه آغاز نزول وحي در آن بوده است ( نگا : قدر / 1 ) . شب قدر هم يكي از شبهاي ماه مبارك رمضان است ( نگا : بقره‌ / 185 ) . قرآن به طور تدريجي‌در طي 23 سال دعوت پيغمبر ، برحسب شرائط و حوادث و نيازها نازل شده است ( نگا : اسراء / 106 ، فرقان‌ / 32 ، محمّد / 20 ، توبه‌ / 127 ، طه‌ / 114 ، قيامت‌ / 16 ) .‏
 
سوره دخان آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در اين شب مبارك ، هرگونه كار حكيمانه‌اي ( كه انسان را به حقيقت آشنا و به سعادت برساند ، و او را از باطل و شقاوت دور گرداند ، از سوي خدا ) بيان و مقرّر گشته است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُفْرَقُ » : تفصيل و تبيين گشته است . بيان شده است . فعل ( يُفْرَقُ ) مضارع و در اينجا در معني ماضي است‌ ؛ در زبان عربي و در قرآن چنين استعمالي فراوان است . براي مثال مراجعه شود به افعال ( يَقُولَ ) در بقره‌ / 214 ،  ( تَمْشي ) در طه‌ / 40 ،  ( تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ ) در احزاب‌ / 26 ،  ( يَري ) در نجم‌ / 12 ،  ( تُجَادِلُكَ ) در مجادله‌ / 1 ، و ( تَنَزَّلُ ) در قدر / 4 . . .  ( نگا : المصحف الميسّر ، تفسير القرآن الكريم . شيح محمّدعبده ، جزء عم ، سوره قدر ) . « أَمْرٍ » : كار و بار دين و احكام آن كه در ( بقره‌ / 185 ) بدان اشاره رفته است . فرمان . « حَكِيمٍ » : حكيمانه . پرحكمت . صفت ( أَمْرٍ ) است و براي تأكيد وصف است نه تخصيص . همان گونه كه گفته مي‌ش