 آرامش خود را نصيب پيغمبرش و مؤمنان گرداند و لشكرهائي را ( از فرشتگان براي تقويت قلب مسلمانان ) فرو فرستاد كه شما ايشان را نمي‌ديديد ، و ( پيروز شديد و دشمنان شكست خوردند ، و بدين وسيله ) كافران را مجازات كرد ، و اين است كيفر كافران ( در اين جهان ، و عذاب آخرت هم به جاي خود باقي است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سَكِينَة‌ » : طُمأنينه و آرامش . آرام و قرار . « جُنوداً » : جمع جند ، لشكرها .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1477.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:1478.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:1479.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:1480.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:1481.txt">آيه  31</a></body></html>آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ يَتُوبُ اللّهُ مِن بَعْدِ ذَلِكَ عَلَى مَن يَشَاءُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بعد از آن ( واقعه هم هميشه درگاه خدا باز است و ) خداوند توبه هركه را بخواهد ( و شايسته‌اش بداند ) مي‌پذيرد ؛ چراكه خدا صاحب مغفرت فراوان و رحمت بي‌كران است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَتُوبُ اللهُ . . . عَلَيا مَنْ » : اين جمله كه با فعل مضارع آغاز شده است ، دلالت بر استمرار دارد و مي‌رساند كه درهاي توبه و بازگشت به روي همگان هميشه باز است .‏
 
آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! بيگمان مشركان ( به سبب كفر و شركشان ، از لحاظ عقيده ) پليدند ، لذا نبايد پس از امسال ( كه نهم هجري است ) به مسجدالحرام وارد شوند . اگر ( بر اثر قطع تجارت آنان با شما ) از فقر مي‌ترسيد ،  ( نترسيد كه ) خداوند اگر بخواهد شما را به فضل و رحمت خود ( از خلق و از مشركان ) بي‌نياز مي‌گرداند ؛ چراكه خدا آگاه ( از كار شما است و براي گرداندن آن ) داراي كمال عنايت و حكمت است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نَجَسٌ » : مصدر است و به معني پليدي و ناپاكي است . در اينجا مراد ( نَجِس ) با كسر جيم است كه به معني شخص پليد و ناپاك است و براي مبالغه به صورت مصدر ذكر شده است و مقصود اشخاص شرور بدطينت است . « عَيْلَةً » : فقر و تنگدستي .‏
 
آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏با كساني از اهل كتاب كه نه به خدا ، و نه به روز جزا ( چنان كه شايد و بايد ) ايمان دارند ، و نه چيزي را كه خدا ( در قرآن ) و فرستاده‌اش ( در سنّت خود ) تحريم كرده‌اند حرام مي‌دانند ، و نه آئين حق را مي‌پذيرند ، پيكار و كارزار كنيد تا زماني كه ( اسلام را گردن مي‌نهند ، و يا اين كه ) خاضعانه به اندازه توانائي ، جزيه را مي‌پردازند ( كه يك نوع ماليات سرانه است و از اقليّتهاي مذهبي به خاطر معاف‌بودن از شركت در جهاد ، و تأمين امنيّت جان و مال آنان گرفته مي‌شود ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَسُولُهُ » : مراد محمّدبن عبدالّله ، پيغمبر اسلام است . « لايَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ » : معتقد به دين حق كه اسلام است نمي‌باشند . « مِنَ الَّذِينَ . . . » : واژه ( مِنْ ) در اينجا بيانيّه است‌ ؛ نه تبعيضيّه . يعني همه پيروان كتب آسماني پيشين . « الْجِزْيَة » : از كزيت فارسي يا از جزاء عربي است و مراد مالياتي است كه از طرف حكومت اسلامي تعيين و از مردان بالغ و سالم و عاقل ثروتمند اهل كتاب به اندازه توانائي دريافت مي‌شود ؛ نه افراد فلج و كور و بنده و فقير و حقير ، و نه از زنان و كودكان و راهبان گوشه‌گير . حكومت اسلامي از اهل كتاب جزيه مي‌گيرد و از مسلمانان خمس غنائم ، زكات مال ، فطريّه ، وجوه كفّارات مختلفه ، و غيره . در ضمن اهل كتاب را از جهاد معاف مي‌كند و امنيّت مالي و جاني آنان را تأمين مي‌نمايد و از امكانات كشور برخوردارشان مي‌سازد . لذا جزيه يك نوع كمك مالي براي دفاع از موجوديت و استقلال و امنيّت كشور اسلامي است . « عَن يَدٍ » : با دست خود . نقداً . به اندازه قدرت . به سبب انقياد . به سبب انعام بدانان . « صَاغِرُونَ » : اَذِلّاء . از ماده صَغار به معني كوچكي و رذالت ( نگا : انعام / 124 ، اعراف / 13 و 119 ) .‏
 
آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و گويند : جز كسي كه يهودي يا مسيحي باشد هرگز ( كس ديگري ) به بهشت در نميآيد . اين آرزو و دلخوشيهاي ايشان است ( و جز مشتي ياوه و سخنان ناروا نميباشد ) . بگو : اگر راست ميگوئيد دليل خويش را بياوريد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« هُوداً » : جمع هائد به معني توبهكننده ، يهوديان . پيروان موسي . « نَصَارَيا » : جمع نصران و نصرانة ، مسيحيان ، پيروان عيسي . « أمَانِيّ » : جمع اُمْنِيَّة ، آرزوها . آرزوهاي نادرست و ناروا . « هَاتُوا » : حاضر كنيد . بياوريد . اسمالفعل است . « بُرْهَانَ » : حجّت . دليل .‏
 
آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يهوديان مي‌گويند : عُزَير پسر خدا است ( چرا كه آنان را بعد از يك قرن خواري و مذلّت از بند اسارت رهانيد و تورات را كه از حفظ داشت دوباره براي ايشان نگاشت و در دسترسشان گذاشت ) ، و ترسايان مي‌گويند : مسيح پسر خدا است ( چرا كه او بي‌پدر از مادر بزاد ) . اين ، سخني است كه آنان به زبان مي‌گويند ( و ادعائي بيش نيست و مبني بر دليل و برهاني نمي‌باشد . نه هيچ پيغمبري آن را گفته است و نه در هيچ كتاب آسماني از سوي خدا آمده است . اين گفتار ) آنان به گفتار كافراني مي‌ماند كه پيش از آنان همچنين مي‌گفتند ( و مثلاً معتقد به حلول خدا در برخي از مخلوقات بودند و يا اين كه فرشتگان را دختران خدا مي‌دانستند ) . خداوند كافران را نفرين و نابود كند چگونه ( دروغ مي‌گويند و چگونه از حق با وجود اين همه روشني به دور مي‌گردند و ) بازداشته مي‌شوند ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عُزَيْرٌ » : همان كسي است كه اهل كتاب او را عزرا مي‌نامند . « ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ » : اين سخني است كه به زبان مي‌گويند و دليلي بر صحّت آن ندارند . اين سخني است كه مي‌گويند و نشايد كه چنين بگويند . « يُضَاهِئُونَ » : همچون ايشان مي‌گويند . سخنشان به سخن كافراني مي‌ماند كه . در اصل مضافي حذف شده است و ضمير مضاف‌اليه به جاي آن قرار گرفته و مرفوع 