ی آمرزش توسط پیامبر اکرم (ص) برای خانواده‌های انصار: شکی نیست که دعای پیامبر اکرم (ص) مستجاب و پذیرفته شده است. پس انصار با کسب این فضیلت، هدایت و رستگار گردیدند. از زید بن ارقم روایت است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «بار خدایا، انصار و فرزندان انصار و فرزندان و فرزندان انصار و زنان انصار را بیامرز.»(8) 
و – توصیة پیامبر اکرم (ص) نسبت به نیکی کردن با انصار و ناراحت نکردن آنها: انصار جهاد بزرگی در راه حق کردند و کار بزرگی در نشر دین و دفاع از آن انجام دادند که هیچ گاه تنگدستی و ثروتمندی، آنها را از خروج در راه خدا باز نداشت وخداوند این عمل با ارزش آنها را در کلام خود ثبت نموده و فرموده است: 
(لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا کَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ) (توبه، 117)
«خداوند توبه پیغمبر و توبه مهاجران و انصار را پذیرفت؛ مهاجران و انصاری که در روزگار سختی از پیغمبر پیروی کردند، بعد از آنکه دلهای دسته‌ای از آنان اندکی مانده بود که منحرف شود، باز هم خداوند توبه آنان را پذیرفت؛ چراکه او بسیار رئوف و مهربان است.»
از این رو پیامبر اکرم (ص) توصیه نمود که با افراد نیکوکار انصار به نیکی رفتار شود واز بدکار آنها گذشت شود و پیامبر اکرم (ص) از ترسانیدن و پریشان ساختن انصار بر حذر داشت و توصیه نمود که با آنها به خوبی رفتار شود.(9) 
از انس(رض)  روایت است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: انصار گنجینة من و رازداران من هستند؛ مردم زیاد می‌شوند و انصار کم می‌شوند(10)  پس خوبی نیکوکار آنها را بپذیرید و از بدکار آنها گذشت کنید.(11) 
و نیز از او روایت شده است که پیامبر اکرم (ص) هجرت نمود. انصار او را میان خود جای دادند؛ پس فرمود: «سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست، من شما را دوست دارم و فرمود: 
 انصار وظیفة خود را انجام داده‌اند بنابراین، بر شما لازم است تا وظیفة خویش را به آنان ادا نمایید(12) ؛ پس با نیکوکار آنها نیکی کنید و از بدکار آنها گذشت نمایید.»(13) 
و از ابی قتاده روایت است که از پیامبر خدا (ص) شنیده است که بالای منبر در حق انصار می‌گفت: «پس هر کس حاکم انصار شد، باید به نیکوکار آنها نیکی کند و از بدکار آنها گذشت نماید و هر کس آنها را پریشان بسازد، مرا پریشان ساخته است.»(14) 
------------------------------------------------------------------------------------
1) الهجرة النبویة المبارکه، عبدالرحمان البر، ص 131 – 135.
2) البخاری، کتاب مناقب الانصار، باب مناقب الانصار، شمارة 3776.
3) بخاری، مناقب الانصار، شمارة 3783.
4) رواه احمد، ج 2، ص 501 – مجمع الزوائد، هیثمی، ج 10، ص 39 اسناد جید.
5) الهجرة النبویة المبارکه، ص 142.
6) رواه احمد، ج 6، ص 257 – مجمع الزوائد، ج 10، ص 40 – الحاکم، ج 4، ص 83.
7) بخاری، مناقب الانصار، ج 6، ص 112، شماره 3779.
8) همان، کتاب التفسیر، سوره منافقین، شماره 4906.
9) الهجرة النبویه المبارکه، ص 150.
10) ابن حجر می‌گوید : «یعنی انصار کم می‌شود و این اشاره به داخل شدن قبیله‌های عرب و عجم در اسلام است و آنها چندین برابر انصار هستند؛ پس هر چند فرض شود که انصار زاد و ولد می‌کنند، در مورد هر یک از دیگر قبیله‌ها نیز چنین فرض می‌شود؛ پس آنها همیشه نسبت به دیگران کم هستند و احتمال دارد که پیامبر اکرم (ص) آگاهی یافته بود که آنها به طور مطلق کم خواهند شد؛ پس این خبر را دارد؛ چون افرادی که از نسل علی بن ابی‌طالب هستند و موجود می‌باشند، چند برابر افرادی هستند که از نسل اوس و خزرج می‌باشند و نسب آنها واقعاً به آنها می‌رسد و علی هذا القیاس ... فتح الباری، ج 7، ص 122.
11) بخاری، کتاب مناقب الانصار، شمارة 3801.
12) اشاره به بیعتی است که با پیامبر اکرم (ص) نمودند، آنها بیعت کردند که پیامبر اکرم (ص) را جای بدهند و یاریش بکنند تا وارد بهشت گردند، بنابراین، این عمل را انجام دادند. فتح الباری، ج 7، ص 122.
13) مسند امام احمد، ج 3، ص 187.
14) الهجرة النبویة المبارکه، ص 151.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:243.txt">پیمان‌نامه یا قرارداد صلح</a><a class="text" href="w:text:244.txt">اولین پیمان‌نامه‌ای که پیامبر اکرم (ص) بین مهاجران و انصار و یهودیان نوشت</a><a class="folder" href="w:html:245.xml">درسها و عبرتهای پندآموز این پیمان‌نامه</a><a class="text" href="w:text:250.txt">یهودیان در مدینه</a><a class="text" href="w:text:251.txt">تلاش یهودیان برای ایجاد شکاف و دو دستگی در جبهه داخلی</a><a class="text" href="w:text:252.txt">هجوم تبلیغاتی یهودیان علیه ذات الهی</a><a class="text" href="w:text:253.txt">بی‌ادبی و توهین یهود نسبت به پیامبر اکرم (ص) و قرآن کریم</a><a class="text" href="w:text:254.txt">پشتیبانی یهودیان از منافقان و توطئه‌چینی به همراه آنها</a><a class="text" href="w:text:255.txt">طعنة یهودیان به یکی از عالمان یهود به نام عبدالله بن سلام به دلیل گرایش به دين اسلام</a><a class="text" href="w:text:256.txt">پخش شایعات و ناسزاگویی به پیامبر اکرم (ص) و مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:257.txt">موضع یهودیان در برابر تغییر قبله</a><a class="text" href="w:text:258.txt">برخی از صفتهای یهودیان در قرآن</a><a class="text" href="w:text:259.txt">خداوند کار فسادکنندگان را درست و اصلاح نمی‌کند</a></body></html>پیامبر اکرم (ص) روابط میان ساکنان مدینه را سامان داد و در این مورد قراردادی نوشت که منابع تاریخی، آن را ذکر کرده‌اند و این کتاب یا عهدنامه دارای بندهای مختلفی بود که حقوق و وظایف تمامی ساکنان را تعیین می‌کرد و در منابع قدیمی، کتاب یا صحیفه نامیده شده است و منابع جدید، آن را قانون نامه می‌گویند؛ چنانکه دکتر ضیاء العمری در السیرة النبویه الصحیحه به بررسی راههای روایت پیمان‌نامه پرداخته و گفته است: «با مجموع طرق به پایة احادیث صحیح می‌رسد(1) .» و بیان نموده که اسلوب پیمان‌نامه گواه بر اصالت آن است. نصوص آن از کلمات و تعبیرهایی تشکیل شده‌اند که در عصر پیامبر اکرم (ص) شناخته شده بود و بعد از آن، کمتر مورد استعمال قرار گرفته‌اند تا جایی که برای کسانی که در بررسی آن دوران، تعمق و ژرف‌نگری ندارند، امری مبهم و دشوار گشته است و در این پیمان‌نامه نصوص و عباراتی نیست که فرد یا گروهی را ستایش نماید یا مورد انتقاد قرار دهد و یا فردی را ستایش یا مذمت نماید بنابراین، می‌توان گفت که این پیمان‌نامه‌ای خود ساخته و دروغین نیست.(2) 
سپس تشابه و همگونی زیادی که بین شیوة پیمان‌نامه و اسلوب‌نامه‌های پیامبر اکرم(ص) وجود دارد، بیشتر آن را مورد اعتماد قرار می‌دهد.
--------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویة الصحیحه، ج 1، ص 275.
2) تنظیمات الرسول الاداریه فی المدینه، صالح علی، ص 4 – 5.متن پیمان‌نامه: 
1- این پیمان‌نامه‌ای است از سوی محمد، پیامبر خدا، میان مؤمنان و مسلمانان از قریش و (ساکنان) یثرب و هر کس دیگری که از آنان پیروی کرده و به آنان پیوسته و همراه آنان به جهاد پرداخته است: 
2- مؤمنان امت واحده 