طر کعبه بود (که خداوند اصحاب فیل را هلاک کرد) یا به خاطر پیامبری بود که در آن سال در جوار کعبه به دنیا آمد یا به خاطر هر دو (کعبه و پیامبر) بود. شکست ابرهه به هر یک از این دو دلیل باشد، از نشانه‌های نبوت پیامبر اکرم (ص) محسوب می‌گردد(7). 
ابن کثیر رحمه الله در باب بیان واقعه اصحاب فیل می‌گوید: این واقعه نشانه و مقدمه‌ای برای مبعث پیامبر خدا بود؛ زیرا پیامبر اکرم (ص) طبق معروف‌ترین اقوال در آن سال به دنیا آمده است و زبان حال قدرت الهی به قریشیان می‌گوید: پیروزی شما بر حبشه به دلیل برتری شما نزد خداوند نبود؛ بلکه به خاطر این بود که از بیت عتیق محافظت شود که آن را با بعثت پیامبر امی و خاتم پیامبران مورد اکرام و بزرگداشت قرار خواهیم داد(8). 
8- محافظت خداوند از بیت عتیق: بدین صورت که خداوند برای اهل کتاب یعنی ابرهه و لشکریانش، انهدام بیت الله الحرام و چیره شدن بر آن را میسر نکرد و این در حالی بود که کعبه با شرک، آلوده و اسیر دست مشرکان بود. خداوند خواست که بیتش، از دست سلطه‌گران آزاد و از توطئه توطئه‌گران مصون بماند تا بستری مناسب برای رشد و پرورش آئین و عقیدة جدید باشد و هیچ قدرتی بر آن غالب نشود و هیچ طاغوتی در این سرزمین طغیان نکند و هیچ دینی بر این دین که قرار است بر سایر ادیان و بندگان چیره گردد، مسلط نگردد؛ چون دینی است که برای رهبری آمده است نه برای اینکه دنباله‌رو باشد و این تدبیر الهی برای خانه و دینش بود قبل از اینکه کسی بداند که پیامبر دین جدید، در آن سال متولد می‌شود(9). 
امروز ما با الهام از این واقعه، خود را در مقابل توطئه‌های فاسد و مکار صهیونیزم جهانی و مسیحیت که درصدد تخریب اماکن مقدس هستند و به آن چشم طمع دوخته‌اند، مطمئن می بینم که یقیناً نخواهند توانست، کاری پیش ببرند و این طمعهای فاجرانه و مکارانه در برنامه پوشیده و ناجوانمردانه‌ای که آرام نمی‌گیرند، ناموفق خواهند ماند؛ زیرا خداوندی که خانه‌اش را از اهل کتاب و بارگاهش را از وجود مشرکان حفاظت نمود، آن را و شهر پیامبرش را از توطئة توطئه‌گران و مکر مکاران محافظت خواهد نمود(10). 
9- قرار گرفتن این حادثه به عنوان مبدأ تاریخ برای عرب: آنچه برای اصحاب فیل رخ داد، عربها آن را تاریخ قرار دادند و می‌گفتند این کار در عام الفیل رخ داده است. فلانی در عام الفیل متولد شده و یا فلان کار چند سال بعد از عام الفیل انجام شده است و ... عام الفیل مصادف با سال 570 میلادی بود(11). 
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر رازی، 32 – 94.
2) السیرة النبوی، ابی فارس، ص 112.
3) محاسن التفسیر، قاسمی، ج 17، ص 262.
4) السیرة النبویه، ابی فارس، ص 112.
5) السیرة النبویه، ندوی، ص 92.
6) اعلام النبوه، ماوردی، ص 185 – 189.
7) الجواب الصحیح، ج 4، ص 122
8) تفسیر ابن کثیر، ج 4، ص 548 – 549.
9) السیرة النبوی، ابی فارس، ص 113.
10) فی ظلال القرآن، ج 6، ص 3980.
11) السیرة النبوی، ندوی، ص 93.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:261.txt">مقاومت و دفاع و شروع سریه‌ها</a><a class="text" href="w:text:262.txt">توجیه و رهنمود معنوی</a><a class="text" href="w:text:263.txt">اسلوب علمی</a><a class="text" href="w:text:264.txt">اهداف جهاد در راه خدا</a><a class="text" href="w:text:265.txt">نخستین سرایا و غزوات قبل از جنگ بدر</a><a class="text" href="w:text:266.txt">درسها و آموختنیها</a></body></html>اول: یکی از شیوه‌هایی که پیامبر اکرم (ص) در مقابل دشمنان از آن استفاده نمود، شیوة مقاومت و برخورد با دشمن بود و این سنت در مرحلة مدنی دعوت اسلامی با شروع سریه‌ها و دسته‌های نظامی و شروع جنگهایی که پیامبر اکرم (ص) برای سرکوبی مشرکان از آن استفاده نمود، به وضوح به چشم می‌خورد و این شیوه، ارتباط مستقیم و محکمی با قدرت یافتن دین دارد؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: 
(فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْکَ وَالْحِکْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَکِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ) (بقره، 251)
«و اگر خداوند، برخی از مردم را به وسیلة برخی دیگر دفع نکند فساد، زمین را فرا می‌گیرد و خداوند نسبت به جهانیان لطف و احسان دارد.»
همچنین می‌فرماید: 
(الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْکَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ) (حج، 40)
«همان کسانی که به ناحق از خانه و کاشانة خود اخراج شده‌اند و تنها گناهشان این بوده است که می‌گفته‌اند: پروردگار ما خدا است. اصلاً اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیلة بعضی دفع نکند، دیرهای (راهبان و تارکان دنیا) و کلیساهای (نصرانیان) و کنشتهای (یهودیان) و مسجدهای (مسلمانان) که در آنها خدا بسیار یاد می‌شود، تخریب و ویران می‌گردد و به طور مسلم خدا یاری می‌دهد کسانی را که (با دفاع از آئین و معابد) او را یاری دهند. خداوند نیرومند و چیره است.»
در آیة 251 سوره بقره بعد از بیان نمونه‌های نبرد و کشمکش حق و باطل که بین سپاهیان طالوت و لشکریان مؤمن او و جالوت و پیروانش اتفاق افتاده است، در پایان آن آیه چنین آمده است: 
(وَلَکِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ) (بقره، 251)
«ولی خداوند نسبت به جهانیان لطف و احسان دارد.»
این آیه بیانگر این مطلب است که دفع نمودن فساد به این صورت، نعمتی است که شامل حال تمامی مردم می‌گردد(1). 
در پایان آیه قتال بعد از اینکه خداوند اعلام می‌دارد که به دفاع از دوستان مؤمن خود خواهد پرداخت و بعد از اینکه به مؤمنان اجازه می‌دهد که با دشمنان خود بجنگند، با تأکید به بیان قاعده‌ای اساسی می‌پردازد و می‌گوید:(وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ) اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) این سنت را دریافتند و دانستند که برای از بین بردن باطل و نابود کردن آن، حتماً باید امتی پدید آید که دارای رهبری و برنامه‌ریزی و قدرتی باشند که با آن باطل را در هم بشکنند و نابود کنند. آنها به یقین دانستند که حق به اراده‌ها و بازوهایی نیاز دارد که به وسیلة آنها برخیزد و پیش برود و به دلهایی نیاز دارد که شیفتة آن باشند و به پیوندهایی نیازمند است که به آن مرتبط باشد.
پیامبر اکرم (ص) به آنها آموخت که چگونه می‌بایست با این سنت، تعامل و رفتار نمایند. آنها نیز بی‌درنگ فرمان الهی را وقتی که آنها را به جهاد فراخواند، اجابت کردند؛ چون خداوند، جهاد را برای این امت مشروع گردانید و آن را به عنوان فریضه‌ای مقرر ساخت که تا روز قیامت ادامه داشته باشد و ستم هیچ ستمگر و عدالت هیچ عادلی نمی‌تواند آن را از میان ببرد و هیچ قومی جهاد را ترک نمی‌کنند